تبلیغات
313 یاران خورشید - سلماس - مطالب عرفان های نو ظهور در ایران وجهان
313 یاران خورشید - سلماس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

شیخیه، با مطرح کردن رکن چهارم، باب نیابت خاص امام زمان را که در اندیشه‌ی امامیه با مرگ آخرین نفر از نواب اربعه بسته شده بود، مجدداً باز کردند و آن را منحصر به پیشوای خود دانستند.

 

 

تاریخ معاصر تشیع اثنی‌عشری حاکی از ظهور فرقه‌های انحرافی است که آسیب‌هایی به اندیشه‌های شیعه‌ی امامیه زده و انحراف‌های بزرگی در باورهای اصلی آن از جمله مهدویت، عدل، معاد و... ایجاد کرده‌اند. از جمله مهم‌ترین این فرقه‌ها بابیت و در زیر مجموعه‌ی آن بهائیت است. جالب آنکه این فرقه‌ها از سوی استعمارگران و به ویژه عمال زیرک انگلیس برای ایجاد آشوب در ایران عصر قاجار حمایت می‌شدند. اما این فرقه‌ها درختی نبودند که یک روزه کاشته شده و به بار نشسته باشند، بلکه سال‌ها قبل بذر آن‌ها در افکار شیعیان ریخته شده بود و آنجا که زمینه مساعد بود، ریشه دوانیده و رشد کرده بودند. در واقع می‌توان گفت این فرقه‌ها از آبشخور اندیشه‌های شیخ احمد احسائی، مؤسس فرقه‌ی شیخیه، سرچشمه گرفته و تحت تأثیر شدید این فرقه بودند. بر این اساس، برای ریشه‌یابی انحراف در تشیع در سده‌های اخیر می‌بایست به دنبال پاسخ‌گویی به این سؤال باشیم که شیخیه چه کسانی بودند و چه اعتقاداتی داشتند؟ پاسخ به این سؤال محور اصلی نوشتار حاضر است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 چرا در عرفان حلقه، بسم الله گفته نمی شود ؟

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا عرفان حلقه به اسامیِ خداوند هم رویِ خوش نشان نداده و حتی نامِ زیبایِ «بسم الله الرحمن الرحیم» خوانده نمی‌شود و به جایش جمله‌ی «به نامِ بی‌نام او» گفته می‌شود؟ البته این سنت را شخص آقای طاهری بنیان نهاد و بسیاری از متون و جزواتِ آموزشی عرفانِ حلقه اکنون به همین صورت در فضای مجازی قابل دسترسی‌اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 29 آبان 1391 :: نویسنده : احمد خورشیدی

هیچ تعریفی نمی‌تواند بیان‌كننده عرفان باشد. چون هر پدیده‌ای كه ذووجوه و ذوابعاد باشد، قابل تعریف نیست. یعنی با یك تعریف نمی‌توان همه وجوه و ابعاد آن را شناساند.


علی موحدیان عطار از دانش آموختگان حوزه و برگزیده دوازدهمین دوره كتاب سال حوزه و نیز صاحب عنوان در كتاب فصل جمهوری اسلامی مفهوم عرفان و نیز پیامدهای منفی عارفان نمای كاذب را در گفتگو با خبرگزاری حوزه به بحث نشست.


* ابتدا مقداری در خصوص چیستی عرفان توضیح دهید؟

یكی از دغدغه‌های بنده، تبیین نظام معرفتی امامان شیعه و یا به تعبیر دیگری عرفان امامان شیعه بود.شاید این دغدغه به وضوح امروزی نبود، اما هموراه از زمانی كه به حوزه ورود پیدا كردم، بیش از هر چیز به معارف اهل بیت (ع) دل‌بسته بودم. در طول دوره تحصیل گمان می‌كردم كه بدنه و دروس حوزوی، بنده را به مقصود خود نمی‌رساند. چون در دروس ادبیات عرب و بعد هم فقه واصول چیز زیادی از مباحث عرفانی یافت نمی‌شد.

بنابراین چون انگیزه فراوانی برای یادگیری مباحث عرفانی در بنده وجود داشت، دست به كار شدم و مباحث معارف اهل بیت(ع) را پیگیری نموده كه نتیجه آن چاپ كتابی با عنوان « از شك تا یقین» می‌باشد كه در دوره‌های پیشینی كتاب سال حوزه جزء آثار برگزیده شناخته شد و در كتاب فصل جمهوری اسلامی نیز صاحب عنوان شد.

در كتاب «از شك تا یقین» نیز به همین مباحث امام به یك پرسش‌ خاص (آسیب‌هایی كه ایمان مذهبی یك انسان مؤمن را تهدید می‌كند. مانند شك‌ها و شك‌واره‌ها و امثال ذالك) پرداخته شده بود.

همچنین در روند این نوع مباحث به ناچار در حوزه ادیان نیز ورود پیدا كردم و به مطالعه ادیان شرقی كشیده شدم. به طور ویژه در ادیان هند و هندو حدود 13 سال به پژوهش پرداختم كه نتیجه آن دو اثر به عنوان «آیین هندو» و «درسنامه ادیان شرقی» است.

كتاب درسنامه ادیان شرقی،‌ با همكاری یكی از دوستان برای حوزویان نگاشته شده است و آشنایی طلاب با ادیان دیگر به خصوص ادیان شرقی (غیر از یهود و نصاری) می‌تواند برای آنها مفید باشد. چون وسعت دید بهتری به انسان خواهد داد تا دین خود را نیز بهتر بشناسد و در ضمن در گفتمان پیروان چنین ادیانی می تواند شركت كند. برای خود بنده نیز این سود و فایده را داشت كه متوجه یك افق دیگری در دین‌پژوهی شدم غیر از آن راههایی كه حوزه به صورت متعارف به طلاب می‌‌بخشد. در این روش متوجه شدم وقتی انسان از یك زاویه دیگری به دین و دغدغه‌های دینی نگاه می‌كند چیزهای دیگری را می‌تواند ببیند و یا فكر كرده و بنویسد.

آن زمانی هم كه در ادیان شرقی مشغول تحقیق، پژوهش و تدریس بودم، كماكان دل‌بسته معارف اهل بیت (ع) بودم و هستم و هنوز نیز معارف را در اهل بیت (ع) جستجو می‌كنم.

در واقع این تحقیق و پژوهش، گذری برای به دست آوردن معارف اهل بیت (ع) بود. وقتی از معارف سخن به میان می‌آید، به طور مشخص حقائق و ارزش‌ها از دین را در بر می‌گیرد.

حال اگر در مباحث دین، «فقه» در معنای تكالیف الهی (بایدها و نبایدها) به كار برده شود، دو بخش دیگر نیز در دین به نام حقائق (هست‌ها و نیست‌ها) و ارزش‌ها (جنبه اخلاقی) وجود دارد.

در ادامه مطالعات جهت تبیین معارف اهل بیت (ع) نكته‌ای توجه مرا جلب كرد كه در نظام معرفتی اهل بیت (ع) گونه‌ای از عرفان وجود دارد كه دستگاه مستقلی، غیر از دستگاه عرفان اسلام متعارف به نظر می‌رسد یعنی آن چیزی كه به عنوان عرفان اسلامی شناخته می‌شود، عیناً آن چیزی نیست كه در عرفان اهل بیت (ع) وجود دارد.

این اندیشه را دنبال كرده و ایده‌هایی برای این دستگاه عرفانی اهل بیت (ع) در ذهن وفكر بنده شكل گرفت به همین علت،‌پایان‌نامه دكتری با موضوع عرفان امامان شیعه (ع) پیشنهاد و متعاقباً پذیرفته شد ك در موقع ورودبه بحث این مطلب به نظر می‌رسید كه ابتدا باید «چیستی عرفان» مورد بررسی قرار گیرد. كسی كه می‌خواهد برای هر نوع از «عرفان»، نظری را ارائه كند،‌ابتداء باید تصور خود را از «عرفان» روشن كند كه این بحث نیز از جایگاه مهمی برخوردار است.

خیلی از مواقع آسیب‌ها به خاطر این است كه ایضاح مفهومی در مباحث صورت نگرفته است،‌ بنابراین اولین گام در تحقیق این بود كه مهفوم عرفان روشن شود لذا بحث دامنه گسترده‌ای پیدا كرد؛ به طوری كه معلوم شد خود این كار می‌تواند یك پایان‌نامه مستقل باشد، بنابراین تغییر موضوع پایان‌نامه دكتری پیشنهاد شد و از سوی مسئولین مربوطه پذیرفته شد.

نتیجه این تحقیق دوساله، كتابی با عنوان «مفهوم عرفان» بود كه هم دركتاب سال حوزه و در هم كتاب فصل جمهوری اسلامی صاحب عنوان شد.


* آیا انگیزه‌ای غیر از آن‌چه اشاره كردید برای نگارش كتاب داشتید؟

علاوه بر مطالبی كه عنوان شد، بنده دلبستگی خاصّی به عرفان داشته و دارم. با اینكه به عرفان ویژه اهل بیت (ع) علاقه وافر دارم، خود عرفان نیز برای بنده جذابیت زیادی دارد. منتهی نه هر عرفانی. عرفان‌های نظری صرف، چندان جذابیتی برای من ندارد ولی بیشتر خود عرفان برای من گیرایی داشته و به همین علت ابتدا به مفهوم عرفان پرداختم.


* مفهوم عرفان حقیقی چیست، آیا مفهوم واحدی در این باره وجود دارد؟

هیچ تعریفی نمی‌تواند بیان‌كننده عرفان باشد. چون هر پدیده‌ای كه ذووجوه و ذوابعاد باشد، قابل تعریف نیست. یعنی با یك تعریف نمی‌توان همه وجوه و ابعاد آن را شناساند. هر زمان كه دست به تعریف آن زده شود،‌از یك جهت دست به اختفاء آن زده می‌شود.حتی مفاهیمی مثل هنر و فرهنگ نیز این‌گونه است. مفاهیمی كه ابعاد و وجوه مختلف دارند،‌ هرگاه كه تعریفی از آن ارائه شود، از یك جهت به معرفی آن‌ها می‌پردازد،‌ اما از جهت دیگر به فروكاست آن‌ها می‌انجامد. اگر مثلاً گفته شود، عرفان، عبارت است از شناخت،‌ آن وقت است كه عرفان در شناخت محدود شده است؛ در حالی كه عرفان فقط، شناخت نیست. تا گفته شود، عرفان عبارت است از سیر و سلوك،‌ عرفان در سیر و سلوك فروكاست یافته است در حالی‌كه فقط سیر و سلوك نیست.

این مسأله، در مورد هنر، فرهنگ و دین نیز همین‌گونه است.

بنابراین تعریف‌های عرفان، از ابتدا مشكل ساختاری دارند، نمی‌توان تعریف خاصی از عرفان بیان كرد. اما در عین‌حال اگر به بخش‌ جمعی تعاریف عرفان نگاه شود، شاید بتوان از مجموع تعریف‌ها و توصیف‌ها چیزی را برداشت نمود.

به همین دلیل، برخی از عرفان‌پژوهان دست از تعریف عرفان برداشته‌اند و به «ویژگی‌شماری» و «توصیف» روی آورده‌اند.

اما در عین حال از دو نوع تعریف به طور همزمان می‌توان بهره گرفت؛ یكی تعریف‌های جوهرشناسانه (پدیدارشناسانه) است. این تعریف، به همه مؤلفه‌ها توجه ندارد، بلكه به ذات شیء (مؤلفه جوهری) توجه دارد.

تعریف دوم از عرفان،‌ تعریف‌های «كل‌نگر» هستند كه تمام اجزاء و ابعاد یك موضوع را در تعریف خود قرار می‌دهند. یا اینكه حداقل اجزاء و ابعاد مؤلفه‌های اصلی موضوع را در تعریف بیان می‌كنند. مثلا تعریف بوعلی‌سینا از عرفان، یك تعریف «كل‌نگر» می‌باشد. تعریف خانم آن‌ماری‌شیمل با اینكه بسیار تعریف موجز و دقیق هست، اما یك تعریف پدیدارشناسانه می‌باشد كه به جوهره و ذات آن اشاره دارد.

خانم شیمل، عرفان را در سه كلمه «وجدان حقیقت واحد» معرفی می‌كند كه انصافا تعریف دقیقی است به شرطی كه انتظار ما از این تعریف این باشد كه فقط ذات عرفان را معلوم كند، این تعریف را می‌توان در ضمن این جمله :«شهود حقیقت وحدانی و باطنی هستی» تكمیل كرد؛ به این دلیل «شهود» به كار برده می‌شود چون از «وجدان» واضح‌تر و عرفانی‌تر است.

حقیقت وحدانی هم به امری اطلاق می‌شود كه تمام هستی را به هم پیوند می‌دهد و «باطنی» نیز به این علت به كار برده می‌شود كه اشاره‌ای به آشكار نبودن حقیقت داشته‌باشد.

گرچه بنده تاكیدی بر تعریف عرفان نداشته‌ام اما به لحاظ كل‌نگربودن، این تعریف می‌تواند تا اندازه‌ای عرفان را تعریف كند و تاكید بنده بیشتر بر جغرافیای عرفان می‌باشد. كار كتاب نیز بیان چنین تعریفی نبوده است بلكه در مقام بیان جغرافیای عرفان است.اما به طور كلی باید گفت: عرفان عبارت است از بینش واقعیت وحدانی و باطنی هستی كه در آغاز و اصل خود، كیفیتی بسیط، اجمالی، مبهم و ناخودآگاه دارد و در طی فرآیند معرفتی و أنفسی بدل به معرفت شهودی،‌ متمایز، تفصیلی،‌ واضح، یقینی و تحققی می‌گردد. بنابراین فقط به ذات و جوهره عرفان (وجدان حقیقت واحده) اكتفا نشده است، بلكه اشاره به سیر و سلوك عرفانی و تجربه‌های عرفانی نیز دارد و این كه تجربه عرفانی، صرفا امری معرفت شناختی نیست، بلكه امری، تحققی (دارای منشأ اثر) در وجود انسان می‌گردد.

در هر دو تعریف جوهر و ذات عرفان،‌وجدان حقیقت وحدانی هستی بیان شده است. بنابراین كشف و وجدان هر حقیقتی،‌ عرفان تلقی نمی‌شود. عرفان؛ وقتی عرفان خواهد بود كه راهبردار به كشف وحدت موجود در پس كثرت در هستی باشد و این معنا، الزاما به معنای وحدت وجود نیست.

یكی از تصورات اشتباه در مورد عرفان این است كه تلقی می‌شود عرفان، وحدت وجود است. در این كتاب سعی شده است كه این اشتباه به وضوح بیان شود. اولا، وحدت وجود،‌ تقریرات متعددی دارد كه شش تقریر آن در كتاب بیان شده است. و بعضی از این تقریرات، اصلا وحدت وجود پانتیستی (خدای مورد نقد متشرعین) نیست و علاوه بر این، همه عرفا نیز، وحدت وجودی نیستند. بنابراین عرفان،‌ الزاما به معنای وحدت وجود نیست، ولی الزاما به معنای شهود حقیقت وحدانی هستی كه با توحید نیز سازگار است،‌ می‌باشد كه این نكته مهمی در تعریف عرفان است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بررسی و نقد احادیث مورد استدلال

اینک لازم است تک تک احادیث مورد استدلال احمد را از نظر سند و دلالت بررسی نماییم و در نهایت، ارتباط مدّعای جریان یمانی را با‌ آن احادیث، کشف کنیم.

1. شیخ صدوق در کتاب کمال الدین می‌نویسد:

حدّثنا علیّ بن أحمد بن محمد بن عمران الدّقاق قال: حدّثنا محمد بن أبی عبدالله الکوفیّ قال: حدثنا موسی بن عمران النّخعی، عن عمّه الحسین بن یزید النوفلیّ، عن علیّ بن أبی حمزة، عن أبی بصیر قال: قلت للصّادق جعفر بن محمد: یا ابن رسول الله! إنّی سمعت من ابیک علیه السلام انّه قال:

«یکون بعد القائم اثناعشر مهدیّاً فقال: انّما قال: اثنا عشر مهدیّاً ولم یقل: اثنا عشر اماماً، ولکنهم قوم من شیعتنا یدعون النّاس إلی موالاتنا ومعرفة حقّنا»[14]. (صدوق، 1379: ج2، ص358)

اولاً، حدیث فوق از نظر سند ضعیف است؛ زیرا:

ــ از علمای رجال توثیقی نسبت به علی بن احمد بن محمد بن عمران الدقاق صادر نشده است. (خویی، 1399: ج 13، ص 169).

ــ علی ابن ابی حمزه نیز به عنوان کذّاب و متّهم توصیف شده است. او کسی بود که پیرو مذهب انحرافی واقفیّه بود و طمع به دنیا او را واداشت تا منکر امامت امام رضا علیه السلام شده و از دین دست بکشد و به سوی الحاد سوق یابد.[15]

ثانیاً، از نظر دلالت نیز این حدیث ارتباطی با این زمان ندارد که هنوز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نکرده است.

2. شیخ طوسی در کتاب الغیبة می‌نویسد:

أخبرنا جماعة عن أبی عبدالله الحسین بن علیّ بن سفیان البزوفریّ، عن علیّ بن سنان الموصلیّ العدل، عن علیّ بن الحسین، عن احمد بن محمّد بن خلیل، عن جعفر بن احمد المصریّ، عن عمّه الحسن بن علیّ، عن ابیه، عن أبی عبدالله جعفر بن محمّد، عن أبیه الحسین الزّکی الشهید، عن ابیه امیرالمؤمنین علیه السلام قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فی اللیلة التی کانت فیها وفاته لعلیّ  علیه السلام: «یا أبا الحسن أحضر صحیفةً و دواة» فأملا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم وصیته حتّی انتهی إلی هذا الموضع، فقال: «یا علی! سیکون بعدی اثناعشر اماماً و من بعدهم اثناعشر مهدیّاً…له ثلاثة اسامی، اسم کإسمی، و اسم أبی هو عبدالله و احمد و الاسم الثالث المهدی هو أول المؤمنین». (طوسی، 1369: ص107؛ مجلسی، 1384: ج36، ص261).

اولاً، این حدیث نیز از نظر سند ضعیف است؛ زیرا علیّ بن سنان الموصلیّ العدل توثیق نشده و عامی مذهب است (خویی 1399: ج 12، ص 46 رقم 8180). علی بن الحسین هم شناخته شده نیست. همچنین مرحوم خویی دربارة احمد بن محمد بن خلیل چنین می‌فرماید: «کذاب، وضاع للحدیث، فاسد، ضعیف جدّاً، لایلتفت الیه» (خویی 1399، ج2، ص 224رقم 782).

دیگر راویان این حدیث هم در کتب رجالی شناخته شده نیستند.

ثانیاً، از نظر دلالت، این حدیث آشکارا دلالت می‌کند که بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دوازده امام معصوم می‌آیند كه اولین آن‌ها امیرالمؤمنین علیه السلام و آخرین آن‌ها امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. همچنین بنابراین روایت، بعد از وفات امام زمان  عجل الله تعالی فرجه الشریف دوازده نفر آدم هدایت یافته (مهدی) می‌آیند که اولین آن‌ها (اوّل مقرّبین )، فرزند امام زمان خواهد بود. وی دارای سه نام خواهد بود؛ یکی احمد (همنام پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم)، دیگری عبدالله (نام پدر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم) و سومی مهدیّ است.

این حدیث نیز مانند حدیث قبل دربارة بعد از ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد، پس ربطی به دوران غیبت ندارد. علاوه بر آن، این حدیث با حدیث قبلی از نظر انتساب مهدیین تعارض دارد؛ زیرا حدیث شیخ صدوق بر این مسأله تأکید دارد که آن‌ها از شیعیانند که ظاهر آن، این است که از خود اهل بیت و اولاد آن‌ها نیستند؛ در حالی که حدیث کتاب الغیبة بر این معنا صراحت دارد که اولین آن‌ها فرزند امام زمان است.

درهر حال، این دو حدیث به این معنا دلالت می‌کنند که این دوازده نفر پس از شهادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند آمد، نه قبل از آن و این با مدعیان زمان ما هیچ ارتباطی ندارد.

3. شیخ طوسی در جای دیگر کتاب الغیبة آورده است:

محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیریّ عن ابیه عن محمد بن عبدالحمید و محمّد بن عیسی، عن محمّد بن الفضیل، عن أبی حمزة، عن أبی عبدالله علیه السلام فی حدیث طویل ـ أنه قال:

«یا أبا حمزة إنّ منّا بعد القائم أحد عشر مهدیّاً من ولد الحسین» (طوسی، 1369: ص784).

اولاً، حدیث فوق از نظر سند ضعیف است؛ زیرا محمد بن عبدالحمید مجهول است. محمد بن عیسی مشترک بین ثقه و مجهول است كه تشخیص آن دو مشکل است. محمد بن فضیل هم مجهول است، ولی ابن حمزه ابو حمزه ثمالی است که ثقه است. (شوشتری، بی‌تا: ج 7، ص 268- 269، شماره 4984)

ثانیاً، این حدیث، دلالت دارد كه بعد از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یازده انسان هدایت یافته (مهدی) می‌آیند که همگی از فرزندان امام حسین علیه السلام می‌باشند. این حدیث با دو حدیث قبلی از نظر تعداد آن‌ها تعارض دارد؛ زیرا آن دو حدیث بر دوازده نفر و این یکی بر یازده نفر تأکید دارد و در هرصورت، با زمان کنونی ارتباط ندارد؛ زیرا به دوران پس از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و وفات آن حضرت ناظر است.

4. شیخ حسن بن سلیمان (متوفای 802 ق) در کتاب مختصر بصائر الدّرجات (سعد بن عبدالله اشعری ) آورده است:

ممّا رواه السید علیّ بن عبدالحمید باسناده عن الصّادق علیه السلام: «أنّ منّا بعد القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف اثنا عشر مهدیّاً من ولد الحسین علیه السلام».

اولاً، سند این حدیث معلوم نیست؛ زیرا مؤلف مختصر البصائر آن را از سیّد علی بن عبدالحمید (متوفای 760 ق) به اسنادی که آن سید نقل کرده، روایت نموده است. اسناد مذکور که در دسترس ما نیست، تا بدانیم همه راویان ثقه هستند یا غیر ثقه؛ بنابراین سخن قطعی درباره سند حدیث ممکن نیست.

ثانیاً، از نظر دلالت همانند حدیث قبلی است، مگر این که این حدیث بر دوازده مهدی تأکید می‌کند، در حالی که قبلی بر یازده مهدی.
نقد کلی احادیث

صرف نظر از وضعیت سندی روایات که نوعاً ضعیف و غیرمعتبر است. از نظر دلالت نیز به عنوان احادیثی شاذ و غیر قابل قبول تلقّی می‌شوند؛ زیرا طبق احادیث مسلّم شیعه، بعد از شهادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آغاز دوره رجعت است.

لذا برخی از علمای شیعه، احادیث مزبور را بر فرض صحّت بر دوران رجعت، حمل كرده‌اند؛ پس مقصود از دوازده یا یازده مهدی، همان ائمه هدی علیهم السلام می‌باشند که پس از ظهور امام زمان و شهادت آن حضرت برای انتقام گرفتن از قاتلانشان آن هم به مدت کوتاه (چهل روز) قیام می‌کنند.

شیخ مفید در آخر کتاب ارشاد، دربارة احادیث مذکور می‌فرماید:

ولیس بعد دولة القائم عجل الله تعالی فرجه الشریف لأحد دولة إلّا ما جاءت به الروایة من قیام ولده إن شاء الله ذلک، ولم یرد به علی القطع والثبات، وأکثر الروایات انّه لن یمضی مهدی الأمة الّا قبل القیامة بأربعین یوماً، یکون فیها الفرج (الهرج ) و علامات خروج الأموات وقیام السّاعة للحساب والجزاء (مفید، 1412: ص336)؛

بعد از دولت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف برای کسی دولتی تشکیل نمی شود، مگر آنچه این روایت بر آن دلالت می‌کند که فرزند (فرزندان ) او اگر خدا بخواهد، قیام می‌کند. البته این روایت به صورت قطعی ثابت نیست.

اکثر روایات بر این معنا دلالت می‌کند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی رود، مگر چهل روز قبل از قیام قیامت که در آن فرج (و بنا بر روایت بحارالانوار هرج و مرج) صورت می‌گیرد، و علائم خروج اموات و قیام قیامت برای حساب وکتاب آشکار می‌شود.

علّامه مجلسی پس از نقل اخبار مذکور در بحار الانوار، «باب خلفاء المهدی و اولاده»، درباره دلالت و تأویل آن احادیث می‌نویسد:

این اخبار، مخالف مشهور است و راه تأویل آن، دو صورت است؛

راه اوّل، اینکه مراد از دوازده مهدی (هدایت شده) همان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و سایر امامان به استثنای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است؛ به این معنا که مُلک آن‌ها (در هنگام رجعت)، بعد از امام زمان خواهد بود.

راه دوم، این است که آن دوازده مهدی از اوصیای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، هدایت گران خلق در زمان ائمه علیهم السلام در هنگامه رجعتند؛ زیرا زمان نمی تواند خالی از حجّت باشد، اگر چه اوصیای انبیا علیهم السلام نیز حجج هستند، والله اعلم (مجلسی، 1384: ج53، ص148).




ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

از قول پیامبر اكرم(ص) روایت شده است كه فرمودند: «من بین دو جاهلیّت كه دومین آن مخرّب‌تر از اوّلی است، برانگیخته شدم.» جاهلیّت اوّلی، در ازدحام تعصّب قبیله‌ای و حزبی، زنده به گور كردن دختران، تبرّج و خودآرایی، قمار و غنا و بت‌پرستی مزمن، جز با بعثت پیامبر آخرالزّمان(ص)، نزول وحی و تحمّل رنج و سختی رسول آخرین برطرف نشد

دانلود فایل صوتی سخنان استاد شفیعی سروستانی در ادامه

از قول پیامبر اكرم(ص) روایت شده است كه فرمودند: «من بین دو جاهلیّت كه دومین آن مخرّب‌تر از اوّلی است، برانگیخته شدم.»


ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پس از آن که سلمان رشدی ملعون در سال 1988م. (1366 خورشیدی) با نوشتن آیات شیطانی خود، قلب و جان مسلمین و آزادگان جهان را در آتش خشم و غم سوزاند، این بار در اربعین حسینی و در شهر دارالمومنین دزفول، دست کثیف شیطان از آستین یکی از بلاگرهای عرصه ی مجازی بیرون آمده و با اهانتِ مستقیم به ساحتِ مقدسِ پروردگار و کفرگویی هایی فوق تصور، خطاب به ذات اقدس الهی، مؤمنانِ شهر مقاومِ دزفول را در موجی از خشم و اندوه فرو برد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
«اوشو، اكنكار، سرخپوستی، رام الله، پائولو‌كوئیلیو و دالایی لاما و عرفان كیهانی» از معروفترین عرفان‌های كاذب در كشور ما هستند كه توانسته‌اند در بین قشر جوان و نوجوان كشورمان نفوذ كنند. اگر چه برخی مسئولان آموزش و پرورش سعی در سرپوش گذاشتن بر گرایش دانش‌آموزان به این عرفان دارند اما تشكیل كلاس‌هایی برای آشنایی معلمان تهرانی برای مقابله با فرقه‌های انحرافی این ادعای مسئولان آموزش‌و‌پرورش را كه عرفان كاذب در مدارس دولتی تهران وجود ندارد، نفی می‌كند.

به گزارش  شرق، سال گذشته بود كه حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات در باره نفوذ عرفان‌های كاذب در میان دانش‌آموزان هشدار داد اما آموزش و پرورش مثل تمام موارد اینچنینی وجود چنین مشكلی در مدارس را نفی كرد و مدعی شد عرفان‌های كاذب در مدارس دولتی وجود ندارد اما به رغم این ادعا و به منظور آشنایی معلمان تهرانی برای مقابله با فرقه انحرافی مدیركل امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری كلاس‌هایی را برای آشنایی معلمان تهرانی با فرقه‌های انحرافی تشكیل می‌دهد.

تاكنون بیش از 3 هزار عرفان كاذب در دنیا شناسایی شده‌اند. اما معروفترین آنها كه در كشورما فعالیت دارد فرقه شیطان پرستی و بعد از آن عرفان‌های اوشو، سرخپوستی، رام الله، پائولوكوئیلیو و دالایی لاماست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به گزارش مشرق ، حمزه شریفی دوست (مدیر گروه عرفان های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاهها) در یادداشتی در سایت ندای انقلاب نوشت:

همه شنیدیم که رهبر انقلاب سال گذشته در جمع مردم قم به خطر عرفان های بدلی اشاره کردند و چند روز بعد در جلسه جامعه مدرسین باز به این مهم پرداختند. معلوم بود که ایشان هم می خواهند توده مردم این خطر را درک کنند و هم خواص برای این آسیبت چاره ای بیندیشند.

چه کنیم که با تاسف گاهی تلویزیون بدون توجه به محتوای بعضی از برنامه ها، خودش به تبلیغ عرفان های کاذب می پردازد.

جمعه یازدهم آذر یعنی ششم محرم فیلمی به نام ندای درون از شبکه یک پخش شد که این فیلم سرگذشت زندگانی یکی از مبلغین معنویت های کاذب به نام نیل دونالد والش است؛ آن هم نه فیلمی بی طرف، بلکه فیلمی ترویجی تبلیغی برای رواج اندیشه والش و بزرگنمایی از کتاب وی. متاسفانه این فیلم پارسال هم در روز شهادت حضرت زهرا پخش شد، معلوم است که یا تعمدی در کار است و یا رسانه ملی تصور می کند که با این فیلم ها، معنویت راستین و دینی را ترویج می کند. هر کدام که باشد، بدون اغراق یک فاجعه است؛ چرا که معلوم می شود سیاست گذاران فرهنگی و متولیانِ ترویج معنویت دینی و اسلامی، دقیقا دارند به هجمه نرم دشمن برای سست نمودن باورهای دینی مدد می دهند و خود دارند به گسترش عرفان های کاذب کمک می کنند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

"جادو گر شهر Oz" با داستان جالب و به یادماندنی و شخصیت های جذابش توانست به سرعت به یک کلاسیک آمریکایی تبدیل شود . با وجود گذشت صد سال از انتشار این کتاب هنوز کودکان در سراسر دنیا شیفته ی شنیدن داستانهای دنیای شگفت انگیز شهر Oz هستند . با این حال ٬ تنها عده ی قلیلی از حقایق عمیق سری پنهان شده در پس سادگی فریبنده ی آن مطلعند . در این جا به تحلیلی از مفاهیم رمزی موجود در داستان "Oz " و پیش زمینه فکری نویسنده آن خواهیم پرداخت.

با اینکه داستان "جادوگر شهر  Oz " به عنوان یک افسانه ی خیالی برای کودکان معصوم مطرح است ٬ اما محتوای سمبلیک بسیاری از مفاهیم در طول تلاش و جست و جوی "دوروتی" (شخصیت اصلی داستان) جاسازی شده است . مانند همه داستان های بزرگ شخصیت ها و نمادهای "جادوگر  Oz " می تواند بعد دیگری برای تفسیر داشته باشند که بنا بر درک خواننده متفاوت می باشد . برخی تحلیل ها سالها این داستان را "بیانیه ی منکرین خدا" می خواندند در حالی که براساس دیگر دیدگاهها ٬ این داستان  باعث ترویج عوام گرایی می شود . با این وجود ٬ تنها با دانستن زمینه ی فکری و فلسفی و نیز اعتقادات نویسنده ی این داستان می توان به درک درستی از مفهوم حقیقی آن دست یافت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ابتذال‌گرا،: بررسی مذاهب اسراری در انواع آن نشان می‌دهد كه ابتذال و حركات حیوانی از ارتباطات خاص، نامتعارف و سخیف جنسی تا خونریزی، تجاوز، قتل و نوشیدن شراب از ویژگی‌های این دست فرقه‌ها بوده است، جالب اینجاست كه این بساط كهنه طی قرن‌ها هویت خود را از دست نداده و همچنان به فرقه‌هایی همچون «شیطان پرستی» و «تصوف» منتقل شده است

 

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اولین تفاوت:

خدا محوری در برابر انسان محوری است.

بیشترین هدف فرقه های نو ظهور ایجاد آرامش، شاد سازی، رهایی از درد و رنج و رسیدن به توانائیها است كه انسان دارد و با شیوه های آنان به او میرسد.

اینها علی ظاهر بد نیست خوب هم است ولیكن محور در این برنامه ها انسان است نه خدا یعنی با تمركز به درون خویش به آرامش و شادی میرسی دیگر نیاز به خدا و نماز و پیامبر نداری، آنان می خواهند با آن برنامه ها انسان را از اعتقلات تهی كنند.

ولی عرفان دینی یعنی از بنده خویش رها شدن و دربند خدا در آمدن.

پیامبر اسلام می فرماید:

الهی لا تكلنی نفسی طرفه عین ابدا ، خدایا لحظه ای مرا به خود وا مگذار، چون تمام عزت نزد خداست و حتی عزتی كه پیامبر دارد از خداست. ان العزه لله جمیعاً و للرسول

حتی وعده بهشت جهت بشارت است اما هدف باز خداست...


ادامه مطلب


نوع مطلب : عرفان های نو ظهور در ایران وجهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با استعانت از خداوند هستی بخش عالم هستی ودر ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در عصری که شیاطین آخرین لحظات حیات نا مشروع خود را در عرصه جولانگاه زمین خاکی سپری مینماید وبا استفاده ازانواع ترفندها (زر وزور وتزویرهاو رسانه ها و سایت ها ولشکر کشی ها وقتل و غارت کشورهای مسلمان وآزاده و تهدیدها و ترورهاو...)درصدد گمراه ساختن انسانها می باشند بر ما منتظران واقعی حضرت ولی عصر (عج) تکلیف شرعی است که ضمن اتفاق واتحاد وهمدلی با خود سازی وسلوک معنوی وچنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن وعترت) و شناخت صحیح ازسیره پیامبراکرم(ص) وائمه اطهارعلیهم السلام و دقت نظر در احادیث نورانی آنان از منابع معتبر و توجه ویژه به رهنمود های نائب بر حق ایشان (مقام معظم رهبری ) و بکار گیری آنها در راستای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر جهت مقابله با دسایس شیاطین و ایادی آنها وهمچنین جهت زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه ا....الاعظم (عج) بابصیرتی کامل گام برداریم به همین جهت بنده با احساس مسئولیت در این زمینه این وبلاگ را راه اندازی و امید آن دارم مورد قبول درگاه احدیت وحجت ایشان واقع گردد و دست یاری به سوی تمامی منتظران واقعی حضرت دراز کرده تا این حقیر را از دعاهای پاک و رهنمودهای ارزشمندشان بی نصیب نفرمایند .
به امید ظهورش : ارادتمند احمد خورشیدی

مدیر وبلاگ : احمد خورشیدی
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :