تبلیغات
313 یاران خورشید - سلماس - مطالب گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان
313 یاران خورشید - سلماس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
شنبه 6 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد خورشیدی

 بخش هایی از درس اخلاق آیت الله مجتهدی را بخوانید؛

 
-حج از واجبات است و بر کسانی که مستطیع هستند و شرایطش را دارند و در تمام مدت عمرشان یک مرتبه واجب است که به حج مشرف شوند. اگر کسی منکر حج باشد، نجس و مرتد است، اما اگر منکر نباشد و با این حال امروز و فردا کند، گناه کبیره مرتکب می‌شود. مگر اینکه قصد داشته باشد که امسال برود، اما دولت پنج سال دیگر به او اجازه بدهد که این اشکال ندارد و این شخص دیگر مسئولیتی ندارد، اما در اولین مرحله امکان، انسان باید تصمیم به رفتن داشته باشد.

کسی که استطاعت رفتن به مکه را داشته باشد و با این حال مشرف نشود، در حدیث آمده که هنگام سکرات مرگ به او گفته می‌شود: «مت یهودیا او نصرانیاً!»؛ یا یهودی بمیر یا مسیحی!

-شخصی می‌گفت: من بالای سر محتضری که مستطیع شده و به حج نرفته بود نشسته بودم. او در حال جان کندنش سه مرتبه گفت: «نصرانی، نصرانی، نصرانی! و سپس مرد!

بلایی که کلیمیان به سر اسلام آوردند، مسیحی‌ها نیاوردند



ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 فروردین 1393 :: نویسنده : احمد خورشیدی

مرحوم حاج ملا آقاجان :
هر روز چند دقیقه ای هم که شده با امام زمانتان صحبت کنید، با آن حضرت مانوس شوید و زندگی خود را بر رضایت آن حضرت بنا کنید و تا می توانید دست توسل از دامن مقدس حضرت بقیه الله عج برندارید که تمام سعادت در همین موضوع خلاصه می شود.

کتاب "ارواح معین




نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

 

 

 

حضرت آیت‌ الله العظمی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۳ را سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مدیریّت جهادی» نامگذاری کردند.

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به شرح زیر است:



ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

تعدادى از علما و نخبه گان اهل سنت توانستند زنجیرهاى خود را شكسته و از موانع خفقان تـبـلـیـغـاتـى عـبور كنند و خود را به علوم و معارف مذهب تشیع به عنوان مـذهبى با تاریخ، معارف و فرهنگ خاص خود رسانند و با مطالعه آن ابرهاى تیره گمراهى از آسمان حقیقت كنار رفته با مشاهده حقانیت تشیع به این مذهب گرویدند و فریاد حق سر داده و خود را پیرو و مبلغ مكتب اهل بیت (ع) اعلام كنند.


ایـن جـریـان شـامـل هزاران روشنفكر و نویسنده قدیم و معاصرمى شود كه مجال ذكر اسامى همه آنها نیست و تنها به چند نمونه از میان آنان اكتفا مى كنیم:

1- علامه شیخ محمّد مرعی, امین انطاكی

او كتابى دارد به نام لماذا اخترت مذهب الشیعه كه چاپ و منتشر شده است و همراه با او هزاران نفر از اهالى حلب شیعه شدند. وی در مورد عوامل و اسبابی كه منجر به تمسك به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ شد می گوید:

اولاً: مشاهده كردم كه علم به مذهب شیعه مجزی است و ذمة مكلف را به طور قطع بری می كند. بسیاری از علمای اهل سنت ـ از گذشته و حال ـ نیز به صحت آن فتوا داده اند.

ثانیاً: با دلایل قوی, برهان های قطع آور و حجت های واضع , كه مثل خورشید درخشان در وسط روز است, ثابت شد حقانیت مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و این كه آن مذهب همان مذهبی است كه شیعه آن را از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ اخذ كرده و اهل بیت نیز از رسول خدا و او از جبرائیل و او از خداوند جلیل اخذ كرده است.

ثالثاً: وحی در خانة آنان نازل شد و اهل خانه از دیگران بهتر می دانند كه در خانه چیست. لذا بر عاقل مدبّر است كه دلیل هایی كه از اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ رسیده رها نكرده, و نظر بیگانگان را دنبال نكنند.

رابعاً: آیات فراوانی در قرآن كریم وارد شده كه دعوت به ولایت و مرجعیت دینی آنان نموده است.

خامساً: روایات فراوانی از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل شده كه ما را به تعبد به مذهب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ دعوت می كند, كه بسیاری از آنها را در كتاب الشیعه و حججهم فی التشیع آورده ام.


ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دانلود سخنرانی جدید استاد رائفی پور در مراسم احیای نیمه ی شعبان

دانلود سخنرانی جدید اقای رائفی پور به مناسبت نیمه شعبان ۹۲

دانلود صوتی / لینک کمکی / لینک کمکی / لینک کمکی

منبع : ظهور 12





نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : احمد خورشیدی
روزی هارون از بهلول پرسید: بزرگترین نعمت های الهی چیست؟
بهلول پاسخ داد: بزرگترین نعمت الهی عقل است و خواجه عبدالله انصاری نیز در مناجات خود می گوید: ( خداوندا آنکه را عقل دادی چه ندادی و آنکه را عقل ندادی چه دادی) آمده است که وقتی خداوند بخواهد بنده ای را از نعمتی محروم سازد اولین چیزی که از او سلب می کند عقل اوست و عقل از رزق محسوب می شود.
افسوس که حق تعالی این نعمت را از من سلب کرده است.




نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : احمد خورشیدی

در یک شب سرد زمستانی سال 1372 وارد صحن انقلاب شدم، سرما تا عمق استخوان‌های انسان نفوذ می‌کرد و کمتر کسی در آن شرایط از خانه خود می‌زد بیرون، صحن هم به طرز کم سابقه‌ای خلوت بود، به دالانی که بین صحن انقلاب و صحن مسجد گوهرشاد وجود دارد وارد شدم، متوجه جوانی با حدود 35 سال سن شدم که چمدان مسافرتی نسبتا بزرگی در دست داشت و از یکی ـ دو نفر چیزی پرسید، ولی انگار آن‌ها نتوانستند جوابش را بدهند. به سوی من آمد و گفت: شب‌ بخیر آقا!

همه چیز از جشن میلاد شروع می‌شود
در یک شب سرد زمستانی سال 1372 وارد صحن انقلاب شدم، سرما تا عمق استخوان‌های انسان نفوذ می‌کرد و کمتر کسی در آن شرایط از خانه خود می‌زد بیرون، صحن هم به طرز کم سابقه‌ای خلوت بود، به دالانی که بین صحن انقلاب و صحن مسجد گوهرشاد وجود دارد وارد شدم، متوجه جوانی با حدود 35 سال سن شدم که چمدان مسافرتی نسبتا بزرگی در دست داشت و از یکی ـ دو نفر چیزی پرسید، ولی انگار آن‌ها نتوانستند جوابش را بدهند. به سوی من آمد و گفت: شب‌ بخیر آقا!

به زبان انگلیسی حرف می‌زد، آنهم با لهجه‌ آمریکایی رایج در کشور کانادا، وقتی به همان زبان و با خوشرویی جوابش را دادم، نفس راحتی کشید و گل از گلش شکفت. ادامه داد:
ـ ببخشید! آقای علی ‌بن موسی‌الرضا، کجا هستند؟ می‌خواهم ایشان را ببینم.

راستش را بخواهید حسابی جا خوردم. پرسیدم:
ـ معذرت می‌خواهم، ممکن است خودتان را معرفی کنید؟
ـ من دانشجوی رشته‌ حقوق در دانشگاه تورنتوی کانادا هستم، اصالتاً لبنانی‌ام، ولی در کانادا متولد شده‌ام و دینم «مسیحیت» است.

ـ یعنی شما یک «مسیحی» هستید؟
ـ بله، یک مسیحی کاتولیک.

با تعجب پرسیدم:
ـ پس اینجا چه کار می‌کنید؟!
ـ دعوت شده‌ام که آقای علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را ملاقات کنم.

ـ چه کسی شما را دعوت کرده است؟
ـ خود ایشان.

دیگر حسابی گیج شده بودم، با وجود آن همه سابقه‌ تبلیغ دینی در داخل و خارج کشور، تا کنون نشنیده بودم که حضرت علی‌بن موسی‌الرضا(ع) شخصاً از کسی دعوت کرده باشد که به دیدارش بیاید، آن هم از یک جوان مسیحی کانادایی! ادامه دادم:

ـ شما ایشان را دیده‌اید؟
ـ بله سه یا چهار بار.

این دیگر برایم باور کردنی نبود، از این رو پرسیدم:
ـ یعنی شما با چشمان خودتان علی‌بن موسی‌الرضا(ع) را دیده‌اید؟!
ـ بله دیده‌ام، البته در عالم رویا.

ـ یعنی اگر الان او را ببینید می‌شناسید؟
ـ بله، البته.

موضوع دیگر خیلی جالب شده بود، از او خواهش کردم چند دقیقه‌ای وقتش را به من بدهد و با هم در کناری بنشینیم و صحبت کنیم، او هم قبول کرد، کم کم داشت هیجان بر من غلبه می‌کرد، ضربان قلم تند‌تر شده بود، پرسیدم:

ـ ممکن است نحوه‌ آشنا شدنتان با آقای علی‌بن موسی الرضا(ع) را از اول و به طور کامل برای من بیان کنید؟

ـ بله، البته. یک شب داشتم در یکی از خیابان‌های شهر تورنتو قدم می‌زدم که دیدم جمعیت زیادی در جایی تجمع کرده‌اند و رفت و آمد زیادی در آنجا صورت می‌گیرد، آن ساختمانی را هم که مردم به آنجا رفت و آمد می‌کردند، چراغانی کرده و حسابی آذین بسته بودند. رفتم جلو و سؤالاتی کردم.

معلوم شد آنجا مسجد مسلمانان ایرانی است و در آن یک جشن مذهبی برپا است.

وارد شدم ببینم چه خبر است، چند نفر از آن‌ها به احترام من از جایشان بلند شدند و پس از خوشامد‌گویی مرا در کنار خود نشاندند و بلافاصله با شربت و شیرینی و بستنی و شکلات از من پذیرایی کردند، مرشد آن‌ها داشت به زبان انگلیسی سخنرانی می‌کرد و همه با دقت به سخنانش گوش فرا می‌دادند، من هم محو گفته‌هایش شدم و برای اولین بار، به طور مستقیم و از زبان یک مرشد مسلمان با اسلام آشنا شدم.

هنگام خروج از مسجد، به هر کس یک کتاب هدیه می‌کردند، یکی هم به من دادند، من هم خیلی خوشحال شدم و تشکر کردم، وقتی قدم زنان در پیاده‌رو خیابان به سوی خانه‌ام حرکت می‌کردم، همه هوش و حواسم به حرف‌هایی بود که از آن مرشد مسلمان شنیده بودم، به طوری که متوجه اطرافم نبودم و اصلاً نفهمیدم کی به منزلم رسیدم.

وقتی لباس راحتی پوشیدم و به رختخواب رفتم، آن کتاب را هم برداشتم تا یک نگاهی به آن بیندازم چون فردایش فرصت این کار را نمی‌یافتم.

*دوست دارم بتوانم بیایم پیش شما!
هر ورقی از آن کتاب را که می‌خواندم وسوسه می‌شدم ورق بعدی را هم بخوانم! نشان به این نشان که تا وقتی کتاب را تمام نکردم نتوانستم آن را زمین بگذارم! آن کتاب درباره قدیس مسلمانی به نام «علی‌بن موسی‌الرضا» بود، شخصیت و سخنان زیبا و روحانی آن قدیس آسمانی مرا مجذوب خود کرده و تمامی قلمرو اندیشه‌ام را تسخیر کرده بود، لحظه‌ای نمی‌توانستم از فکر آن قدیس خارج شوم، در رختخواب خودم دراز کشیده بودم و با آنکه تا صبح چیزی نمانده بود نمی‌توانستم بخوابم، بالاخره متوجه نشدم که کی خوابم برد زیرا با خواب هم وارد سرزمینی شدم که در آن کتاب ترسیم شده بود، سرزمینی روحانی، معنوی و آسمانی! سرزمینی که هرگز همانند آن را حتی در فیلم‌های تخیلی هم ندیده بودم و همه کاره‌ آن سرزمین، مردی نورانی و آسمانی بود که هرگز از تماشایش سیر نمی‌شدی، از او خواهش کردم که چند لحظه‌ای با من بنشیند، او هم قبول کرد وقتی نشست با خوشرویی پرسید:

ـ با من کاری دارید؟
من هم با دستپاچگی و من و من کنان جواب دادم:
ـ ب ... ب.. بله! متأسفانه من شما را نشناختم!

ـ مرا نشناختی؟! من «علی بن موسی‌الرضا» هستم.
ـ علی‌بن موسی‌الرضا؟! این اسم را شنیده‌ام اما به خاطر نمی‌آورم...

ـ من همان کسانی هستم که شما تا پایان شب کتاب مرا مطالعه کردید و در پایان، توی دلتان گفتید؛ «خدایا اگر چنین قدیسی وجود دارد دوست دارم او را ببینم».
این را که شنیدم، گل از گلم شکفت و پرسیدم:
ـ در حال حاضر، پیش تو و میهمان توام.
ـ دوست دارم بتوانم بیایم پیش شما.

ـ خب می‌توانی میهمان من باشی.
ـ میهمان شما؟ اینکه عالی است. ولی جای شما کجا است؟

ـ ایران.
ـ کجای ایران؟
ـ شهری به نام مشهد.

چند لحظه رفتم توی فکر؛ من ایران را می‌شناختم، اما هرگز اسم مشهد را نشنیده بودم!


ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 23 فروردین 1392 :: نویسنده : احمد خورشیدی

آنه ماری شیمل یکی از معدود مستشرقانی بود که بسیاری از وجوه تاریخ اسلام را با انصاف نگریسته است؛ به گونه ای که برخی او را عاشق اسلام تلقی می کنند. عاشقی که هزینه عشق خود به جهان اسلام را نیز پرداخته است.

شیمل در هفتم آوریل ۱۹۲۲ در ارفورت آلمان در خانواده ای متوسط به دنیا آمد. خواندن یک داستان عربی در کودکی، جرقه ای شد که زندگی آینده او را رقم زد. در سن پانزده سالگی زبان عربی را آموخت و در سال ۱۹۴۶ در دانشگاه ماربورگ به درجه ی استادی رسید، اما به خاطر اینکه دختری جوان بود، او را در ماربورگ نپذیرفتند و به همین خاطر، در دانشگاه آنکارا و به زبان ترکی مشغول تدریس شد. او علاوه بر ترکی، عربی، فارسی، اردو و بیشتر زبان های هند و اروپایی را آموخت. در سال ۱۹۵۱ دومین مدرک دکتری خود را در رشته ی تاریخ ادیان گرفت و در سال ۱۹۶۱ به عنوان استاد دانشگاه بن منصوب شد. وی در هاروارد، کمبریج و دانشگاه های ترکیه، ایران، پاکستان و افغانستان نیز تدریس داشته است. بی نظیر بوتو نخست وزیر مقتول پاکستان یکی از شاگردان او بود.

شمیل و سلمان رشدی
شیمل جایزه های متعددی را در طول حیات علمی خود دریافت کرد. جایزه سالیانه صلح که هر ساله پیش از نمایشگاه بین المللی کتاب فرانکفورت به اندیشمندان و متفکران آلمانی اهدا می شود در سال ۱۹۹۵ به شیمل اختصاص یافت.
مصاحبه گر تلویزیون پس از دریافت این جایزه به سراغ شیمل آمد و از او پیرامون سلمان رشدی سؤال کرد. شیمل در پاسخ به این پرسش به قول معروف بر خلاف جهت آب شنا کرد، و شجاعانه طرف جهان اسلام ایستاد، با آنکه فضای اروپا به گونه ای دیگر با این مسئله برخورد می کرد.

وی کارهای سلمان رشدی را نوشته هایی سطحی که برای خوش آمد غرب نوشته شده اند، تلقی کرد. شیمل اظهار داشت که سلمان رشدی با کتاب زشتش احساس مسلمانان و حتی خود او را آزرده است.

پس از این مصاحبه تلویزیونی بود که مدافعان سلمان رشدی، یورش خود علیه این بانوی منصف را آغاز کردند. لودگر لوتکهاوس، در تاریخ ۱۱ می ۱۹۹۵ طی مقاله ای در روزنامه SUED – DEUTSCHE ZEITUNG سخت این شرق شناس را مورد هجمه قرار داد. پس از او گیرنوت روته استاد دانشگاه هامبورگ طی مقاله ای در روزنامه DIE ZEIT به تاریخ دوازه می ۱۹۹۵ خواستار پس گرفتن جایزه صلح از شیمل شد. شیمل طی مصاحبه ای با مجله اشپیگل که در ۲۲ می ۱۹۹۵ منتشر شد اظهار داشت: «من با نگارش ۸۰ کتاب، تلاش کردم تا تصویری صحیح از اسلام را به خواننده ی اروپایی منتقل سازم. من زندگیم را صرف ایجاد تفاهم میان غرب و شرق کردم.»

در این بین البته کسانی همچون پروفسور اشتفان فیلد رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه بن از شیمل دفاع کرد. رئیس جمهوری سابق آلمان رومان هرتزوک نیز در مراسم گرامی داشت شیمل گفت: «اگر شیمل نبود آلمانی ها نمی فهمیدند تصویری که از اسلام به آن ها ارائه می شود صحیح نمی باشد.»

وی آثار بسیاری پیرامون اسلام به نگارش درآورد که یکی از آخرین نوشته هایش در سال ۲۰۰۲ به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اختصاص یافت. وی این کتاب را با اقتباس از لفظ شهادت دوم شهادتین «وان محمدا رسول الله» نام نهاد و در صدر کتاب رباعی ای به زبان اردو از یک شاعر هندو می آورد با این مضمون: «شاید کافر باشم شاید هم مومن، که علم این امر تنها نزد خداوند است، اما می خواهم خود را چونان بنده ای پاکباز نذر کنم، نذر آقای بزرگ شهر، محمد رسول الله (ص)...»


ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اسحاق بن یعقوب می‌گوید: در مورد برخی از مسائل که برای من مشکل شده بود توسط جناب محمدبن عثمان ـ که خدا از او و پدرش راضی باد ـ [نایب خاص حضرت بقیةالله، عجل‌الله تعالی فرجه الشریف در زمان غیبت صغری] عریضه‌ای به پیشگاه مقدس آن حضرت(ع) تقدیم داشتم که جوابی از ناحیة مقدسه بدین شرح واصل شد. خداوند تو را به حق هدایت کند و ثابت قدم بدارد.
اما در خصوص انکار وجود من از طرف برخی از خویشاوندان، بدان که میان خداوند متعال و بندگانش قرابت و خویشاوندی نیست و هرکس که مرا انکار کند از من نیست و راه او راه پسر نوح است.
در مورد عمویم جعفر و فرزندانش، وضع آنان همانند برادران یوسف(ع) است. (هم ممکن است مورد عفو حضرت قرارگیرند، چنان‌که حضرت یوسف به برادرانش گفت «لاتثریب علیکم الیوم»1 و هم ممکن است توبه کنند، چنان که بعداً توبه کردند.)
خوردن و استعمال فقّاع (آبجو) حرام است، ولی نوشیدن «شلماب»2 مانعی ندارد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مقام معظم رهبری درباره‌ی اهمیت مقوله‌ی «تغییر محاسبه» می‌گویند: «براى او [دشمن] تنها راه، منحصر در این است که ملت ایران و مسئولین ایران در نهایت به یک محاسبه‌اى برسند که احساس کنند ادامه‌ى این راه به صرفشان نیست. دشمن می‌خواهد این محاسبه را بر ذهن شما تحمیل کند.»


قرار ما این بود که واقعه‌ی عاشورا را از زاویه‌ی «تلاش دوست و دشمن برای تغییر محاسبه‌ی امام حسین علیه‌السلام» بررسی کنیم، اما دکتر محمدحسین رجبی دوانی صحبت‌های خود را از زمان امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام آغاز کرد. آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی اهمیت مقوله‌ی «تغییر محاسبه» می‌گویند: «براى او [دشمن] تنها راه، منحصر در این است که ملت ایران و مسئولین ایران در نهایت به یک محاسبه‌اى برسند که احساس کنند ادامه‌ى این راه به صرفشان نیست. دشمن می‌خواهد این محاسبه را بر ذهن شما تحمیل کند.» گفتار زیر حاصل گفت‌وگوی ما با این استاد تاریخ اسلام است.

یا تو را می‌کُشیم و یا تحویل معاویه می‌دهیم

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام خطر اصلی در برابر حکومت بحق خود را در شام می‌دیدند. معاویه -حاکم یاغی و معزول شام- که فتنه‌ بپا کرد و حاضر به کناره‌گیری نشد، در جنگ صفین با حیله و مکر و با خیانت اشراف کوفه به سر‌کردگی اشعث بن ‌قیس، همه‌ی محاسبات را در هم ریخت. حتی به رغم این‌که حضرت در صفین در آستانه‌ی پیروزی فرمودند قرآن به ‌نیزه‌ کردن شامی‌ها حیله‌ی آنها است برای نجاتشان، اما اشعث و هم‌فکرانش اعلام کردند که اگر همین الان جنگ را متوقف نکنی، با تو همان کاری را می‌کنیم که با عثمان کردیم؛ یا این‌که تو را دستگیر می‌کنیم و تحویل معاویه می‌دهیم.

معاویه می‌خواست صف‌بندی را به هم بزند و موفق هم شد. یعنی نتیجه آن شد که علی علیه‌السلام که تا آن موقع به عنوان حاکم بحق و مشروع در برابر یک فرمانروای منطقه‌ای معزول و سرکش ایستاده بود و می‌خواست او را از این صحنه خارج کند، اما از آن پس عراقی‌های تحت امر حضرت علیه‌السلام به این توافق رسیدند که بیاییم بررسی کنیم آیا معاویه امیرالمؤمنین باشد یا علی علیه‌السلام یا شخصی دیگر.


خوارج مولود فتنه شام است اما...

پس از ماجرای حَکَمیت در صفین و وقتی مشخص شد که در حُکم‌ها خیانت شده و خلاف قرآن و سیره‌ی پیامبر صلّی‌الله‌‌‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم حکم داده شده است، امیرالمؤمنین علیه‌السلام مردم را جمع کردند و فرمودند که دیدید آن‌چه را که من می‌گفتم و شما توجه نمی‌کردید؟ این‌ها خیانت کردند ولذا نتیجه‌ی حکمیت هیج ارزشی ندارد. حضرت به مردم گفتند که آماده شوید برویم معاویه را محاصره کنیم. بنای محاسبه‌ی حضرت این بود که دوباره سپاهی فراهم کند و به سوی شام بروند و کار معاویه را یکسره کند.

در این اقدام، همان اشراف خائن کوفه هم که به دلیل روشن‌شدن ماجرای حکمیت دیگر نمی‌توانستند مانع شوند، آماده‌ی حرکت شدند، اما دنبال فرصتی بودند تا کارشکنی کنند. این فرصت با جنایت خوارج مبنی بر کشتن عبدالله بن خباب و همسر باردار او به دست آمد. اشعث گفت: شما می‌خواهید ما را تا شام ببرید، در حالی که شهر ما و خانه و زندگی ما در معرض حمله‌ی خوارج است؟ جالب است که حضرت فرمود: خوارج به کوفه حمله نخواهند کرد؛ خوارج مولود فتنه‌ی شام است و اگر ما شام را سرکوب کنیم، این‌ها خود‌به‌خود سرکوب می‌شوند. اما اشعث جوّی ایجاد کرد که شما از کجا تضمین می‌دهید؟

اشعث برای این‌که نشان بدهد که نمی‌خواهد با حضرت کاملاً مخالفت کند، گفت: اول باید ما را به جنگ خوارج ببری و این‌ها را که سرکوب کردی، بعد برویم به شام. متأسفانه عموم سپاه هم نظر اشعث را تأیید کردند. جالب است که اشعث همان‌ موقع متهم بود که با خوارج سر و سرّی دارد، چون اول او بود که گفت قرآن‌ها به سر نیزه زده شده و نمی‌شود جنگید، اما وقتی جنگ با خوارج را تحمیل کرد، از آن اتهام هم تبرئه شد.

جنگ نهروان که تمام شد، حضرت به فکر رفتن به سوی شام بود که اشعث گفت: خسته شده‌ایم؛ تیرهای‌ ما تمام شده و سلاح‌های‌ ما کُند شده است. پس به کوفه برگردیم و دوباره تجدید قوا کنیم. حضرت گفتند: جنگی نکرده‌ایم؛ 60 هزار سپاه با 4 هزار نفر جنگیدند، زیرا حدود 8 هزار نفر از خوارج را علی علیه‌السلام برگرداند و جنگ یکی دو ساعت بیشتر طول نکشید. امیرالمؤمنین مجبور شد به کوفه برگردد و جالب است که حضرت هر جا توقف می‌کردند، می‌فرمودند: از شام دور می‌شویم و از همین‌جا به سمت شام برگردیم، اما آنها محل نمی‌گذاشتند. وقتی به کوفه رسیدند، حضرت فرمود من را کشیدید به این‌جا، حالا کمتر سراغ زن و بچه‌تان بروید و این امکانات را که گفتید، فراهم کنید و آماده شوید که برویم، اما آنها سپاه را از هم متلاشی کردند و دیگر نیامدند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مرحوم علامه طهرانی می گوید: جهنّم محلّ صُدور و ورود قبائح است، و هر کس به هر مقدار از زشتی ها با خود داشته باشد، در صورتی که در مراحل و منازل بین راه تا قیامت پاک نشود باید با آتش قرین و توأم باشد.


به گزارش موعود؛ مرحوم علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه در جلد دهم کتاب معاد شناسى (که به اعراف، بهشت و جهنم اختصاص دارد) در قسمتی از مباحث چنین می نویسد: از مجموع آنچه گفته شد، به دست مى‏ آید که جهنّم محلّ صُدور و ورود قبائح است، و هر کس به هر مقدار و به هر صورت از زشتی ها، چه در مرحله عقائد، و چه در مرحله ملکات و اخلاق و صفات، و چه در مرحله اعمال و رفتار، و حتّى در مرحله مجرّدِ نیّت و خواسته‏ هاى درونى؛ اگر با خود قبح و زشتى و شرک و عناد و کجروى و انحراف از حقّ داشته باشد، در صورتی که در مراحل و منازل بین راه تا قیامت، از مصائب دنیویّه، و سکرات مرگ، و عذاب قبر، و روز رستاخیز، و توبه و شفاعت، و غیرها پاک نشود باید با آتش قرین و توأم باشد. و لذا درهاى جهنّم هر کدام نمایشگر یک نوع انحراف و تعدّى در یکى از این مراحل است‏.

جملاتى که بر سرِ درهاى جهنّم نوشته است‏

ایشان در ادامه جملاتى که بر سرِ درهاى جهنّم نوشته است‏ را چنین بیان می کند: و مجلسى رضوان الله علیه از کتاب «فضائل» شاذان، و از کتاب‏ «روضه» با اسناد خود مرفوعاً از عبد الله بن مسعود، از حضرت رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم روایت مى ‏کند در ضمن حدیث معراج که: من دیدم بر سر درهاى جهنّم نوشته بود بدین طریق که:
عَلَى البابِ الاوَّلِ ثلاثُ کَلماتٍ: مَنْ رَجا اللَهَ سَعِدَ. وَ مَن خافَ اللَهَ أَمِنَ. و الهالِکُ الْمَغرورُ مَن رَجا غَیرَ اللَهِ، و خَافَ سِوَاه.
«بر سر در اوّل سه جمله نوشته بود: آنکه امید به خدا دارد پیروز است. و آنکه از خدا بترسد در امان است. و آنکه امید به غیر خدا دارد و از غیر او مى ‏ترسد، شخص مغرور و در هلاکت است.»


ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به گزارش فارس ، کنگره بزرگداشت آیت‌الله سید علی قاضی، صبح فردا (دوشنبه 15 آبان‌) در تالار وحدت دانشگاه تبریز برگزار خواهد شد.
سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی، در سال 1285 هجری قمری در تبریز متولد شد و بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبی و دینی مشغول شد.
وی در سال 1313 هجری قمری در سن 28 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.
مرحوم علامه حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی در جلد دوم کتاب مطلع انوار صفحه 88، قضیه‌ای را راجع به حوالت دادن امام زمان(عج) به شخصی برای تقلید از آیت‌الله سید علی قاضی آورده که بدین شرح است:
آقای سید هاشم هندی (رضوی) نقل کرده است: یکی از سادات محترم هند به نام سید علی‌ نقی هندی، از هند برای تحصیل علوم دینیه به نجف اشرف می‌‌آید و در آن وقت مقارن می‌‌شود با فوت مرحوم آقا سید محمد کاظم یزدی و سپس آقای میرزا محمد تقی شیرازی، و می‌‌بیند که رساله‌های بسیاری از طرف افراد بسیاری طبع شده است و طلاب، آن رساله‌ها را در هنگام خروج مردم از صحن مطهر کربلا به مردم مجانی می‌‌داده‌اند و در اعطای آنها تنافس می‌‌نمودند. این منظره برای آقا سید علی نقی دچار اشکال و شبهه می‌شود و امر تقلید بر او سخت می‌‌شود و نمی‌داند که از چه شخصی تقلید کند؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ت‌الله العظمی سبحانی در پاسخ به سئوال نحوه ازدواج فرزندان آدم و حوا در حالی که همگی خواهر و برادر بوده‌اند را تشریح کرده‌اند.

 

به گزارش خبرگزاری حوزه متن سئوال و پاسخ این مرجع تقلید  به شرح ذیل است.

سئوال: ازدواج فرزندان آدم و حوا چگونه صورت گرفته است؟!، در حالى كه همگى خواهر و برادر بودند؟!

پاسخ: در این مورد در روایات و سخنان دانشمندان پاسخهایى  به آن داده شده كه در اینجا ـ بدون گزینش ـ مطرح مى كنیم:

1. ازدواج آنها با خودشان انجام گرفته و مجوز آن، ضرورت آغاز آفرینش و نبودن همسرى دیگر بوده است.

2. خداوند براى هر یك از پسران و دختران، زوجى از فرشتگان آفرید، و اولاد آنها با یكدیگر به صورت پسر عمو و دختر عمو درآمدند و تكثیر نسل صورت گرفت.

3. آنها با نسل هاى باقى مانده از انسانهاى پیشین ازدواج كرده اند. درست است كه شجره انسان كنونى به آدم ابو البشر مى رسد، ولى آدم، نخستین انسانى نیست كه بر این پهنه گام نهاده، بلكه پیش از او انسانهایى در روى زمین زندگى مى كرده و منقرض شده اند([1]); چیزى كه هست، بقایایى از آنها در روى زمین وجود داشت كه به تكثیر نسل كمك كرد.

چون مسأله مربوط به ما قبل تاریخ مى باشد اظهار نظر قطعى در باره ى آن بسیار مشكل است.([2])

 





نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در وادی کمال و صعود، خطرهای بسیاری در کمین نشسته و شیاطین بسیاری دل به گمراهی ما بسته‌اند؛ و اما تمسک به معانی بلند آموزه‌های دینی و تلمذ در پیشگاه بزرگان و علماء چراغ راهی است تا راه را گم نکنیم.

 

به گزارش سرویس علمی، فرهنگی خبرگزاری حوزه، آنچه در ذیل می‌خوانید، سخنان مرحوم آیت‌الله حق‌شناس طهرانی در خصوص وسوسه‌های شیطانی و آثار نماز شب است که تقدیم می‌شود.

* شیطان سه طائفه را وسوسه می‌کند

«ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا؛[1] شیطان دشمن شماست، او را دشمن خود بگیرید.» شیطان سه طائفه را وسوسه می کند: اوّل کسانی که از یاد خدا دوری می کنند. مانند کسی که صبح مغازه اش را باز می کند و عصر هم می بندد و می رود. به هیچ چیز هم کاری ندارد. اگر هم حرفی به او بزنی، می گوید: کسب حلال است. اما نمی داند که کسب حلال مقرراتی دارد، احکامی دارد که باید یاد بگیرد. مثل این که برای این ساخته شده است که صبح بیاید در مغازه را باز کند و شب هم بندد! از هیچ یک از احکام اسلامی خبر ندارد!

 

* مگر رزق به دست غیر من است

طائفه دیگری که در معرض وسوسه شیطانند، کسانی هستند که احکام خدا را "یک دستی" گرفته اند. نماز را تند می خوانند. پروردگار به ملائکه می فرماید: چرا این بنده من با عجله نماز می خواند؟ مگر رزق و روزی او به دست غیر من است؟! باید نماز را مقدمه حفظ اموالش بداند.

طائفه دیگری که در معرض وسوسه شیطانند، کسانی اند که در مقام غفلت به سر می برند، خودشان را در حضور و محضر پروردگار نمی بینند. شیطان از پروردگار، اختیاری گرفته است که از راه خون وارد عروق انسان می شود و او را وسوسه می کند. «ان الشیطان لیجزی من ابن آدم مجری الدم».[2]

 

* اطلاع کامل شیطان از وضعیت شما

شیطان کاملاً به وضعیت شما مطلع است که چه کسی احکام شرع را یک دستی گرفته و چه کسی خودش را در حضور پروردگار می‌داند و چه کسی نمی‌داند، چه کسی مراقب است و چه کسی مراقب نیست.



ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به گزارش شبستان ، آیت‌الله تهرانی با اشاره به راویتی از پیامبر(ص) که ماه رجب را ماه استغفار امّت خود خوانده است، بر ریزش رحمت الهی بر بندگان در این ماه تأکید کرد.

گزیده‌ای از سخنان این استاد اخلاق به مناسبت فرا رسیدن ماه نورانی رجب در پی می‌آید:

روی عَنِ الباقِرِ (عَلَیهِ السَّلامُ) قال: لجابر الجُعفی، یا جابرَ: «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ أَو تَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ أَو وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» [بحارالانوار، جلد68، صفحه 138]

ای جابر! چه کسی از خداوند تبارک و تعالی درخواستی کرده و خداوند درخواست و خواهش او را نپذیرفته و به او عطا نکرده است؟ یا اینکه چه کسی به خداوند توکّل و تکیه کرده و خداوند او را کفایت ننموده است؟

از حضرت باقر (علیه‏السلام) روایت شده است که حضرت به جابر جُعفی فرمودند: ای جابِر! چه کسی است که از خداوند در خواست کند و خداوند به او عطا نکند؟!

حضرت می خواهند بفرمایند که چنین چیزی نشدنی است؛ «مَن هذَا الَّذی سَأَلَ اللَه تَبارَکَ وَ تَعالی فَلَم یُعطِهِ»، به تعبیر ما یعنی کسی را به من نشان بده که از خدا در خواست کرده و خدا به او عطا نکرده باشد؟!

«وَ مَن یَتَوَکَّلَ عَلَیهِ فَلَم یَکفِهِ»، نشانم بده ببینم! کیست که کارش را به خدا واگذار کند و خداوند او را کفایت نکرده و کارش را انجام ندهد؟!

«وَ مَن وَثِقَ بِهِ فَلَم یُنجِهِ» نشانم بده ببینم! کیست که اعتماد به خدا کند و تکیه گاهش خدا باشد، امّا خدا او را نجات ندهد و از گرفتاری رهایی نبخشد؟!

در اینجا سه سؤال پشت سر هم مطرح شده است؛ اگر کسی واقعاً از خداوند درخواست کند و غیر او را کارساز نداند، خدا هم عطا می‏کند، هم کفایت می‏کند و هم او را نجات می بخشد؛ در این شکّی نیست!


ادامه مطلب


نوع مطلب : گقتار بزرگان واندیشمندان مسلمان و وسایر ادیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با استعانت از خداوند هستی بخش عالم هستی ودر ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در عصری که شیاطین آخرین لحظات حیات نا مشروع خود را در عرصه جولانگاه زمین خاکی سپری مینماید وبا استفاده ازانواع ترفندها (زر وزور وتزویرهاو رسانه ها و سایت ها ولشکر کشی ها وقتل و غارت کشورهای مسلمان وآزاده و تهدیدها و ترورهاو...)درصدد گمراه ساختن انسانها می باشند بر ما منتظران واقعی حضرت ولی عصر (عج) تکلیف شرعی است که ضمن اتفاق واتحاد وهمدلی با خود سازی وسلوک معنوی وچنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن وعترت) و شناخت صحیح ازسیره پیامبراکرم(ص) وائمه اطهارعلیهم السلام و دقت نظر در احادیث نورانی آنان از منابع معتبر و توجه ویژه به رهنمود های نائب بر حق ایشان (مقام معظم رهبری ) و بکار گیری آنها در راستای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر جهت مقابله با دسایس شیاطین و ایادی آنها وهمچنین جهت زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه ا....الاعظم (عج) بابصیرتی کامل گام برداریم به همین جهت بنده با احساس مسئولیت در این زمینه این وبلاگ را راه اندازی و امید آن دارم مورد قبول درگاه احدیت وحجت ایشان واقع گردد و دست یاری به سوی تمامی منتظران واقعی حضرت دراز کرده تا این حقیر را از دعاهای پاک و رهنمودهای ارزشمندشان بی نصیب نفرمایند .
به امید ظهورش : ارادتمند احمد خورشیدی

مدیر وبلاگ : احمد خورشیدی
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :