تبلیغات
313 یاران خورشید - سلماس - مطالب مدعیان دروغین مهدویت ونبوت
313 یاران خورشید - سلماس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
چهارشنبه 23 مهر 1393 :: نویسنده : احمد خورشیدی

مهدی‌های دروغین حتی قبل از تولد حضرت حجت علیه السلام و در زمان امامان معصوم علیهم السلام نیز بوده اند. اما ما در اینجا به کسانی که بعد از غیبت آن حضرت (عج) ادعای مهدویت کردند، اشاره می‌کنیم.

1-ابو محمد عبد الله مهدى، در آفریقا، که با یهود سازش داشت ودر بدایت امر زاهد وپرهیزکار بود. این مهدى، معاصر با مکتفى عباسى بود، وى جنگهاى بسیار کرد ودر سال 280 داعیان خود را به مغرب فرستاد وچون به یمن رفت دعوى مهدویت نمود ولقب (القائم) به خود گرفت وسکه حجة الله زد. در سال 297، در روز جمعه، خود را به نام مهدى خواند ولقب امیر المؤمنین بر خویش نهاد، ودر سال 344 وفات کرد. این مهدى در آفریقا کارش بالا گرفت وپیروانش بسیار گشتند.

2- حاکم بامر الله، که در سال 386 به خلافت رسید، در سن یازده سالگى همانند دیوانگان بود واحکام عجیبى صادر مى نمود؛ مثلا مدتى مردم را امر کرد بر در ودیوار مسجد ومعابد وخیابانها به خلفا وصحابه دشنام بنویسند، زمانى فرمان داد زنان حق ندارند از خانه بیرون بیایند وبراى رفع احتیاجات آنان کالاى مورد نیاز را درب خانه ها ببرند وبا ظرفى دسته دار مانند بیل داخل خانه کنند، اگر مطابق میل زنان شد، به جاى آن وجهش را بگذارند. کفاشان را منع کرد دیگر کفش براى زنان ندوزند به این وسیله زنان 7 سال در زندان خانه بودند، بالاخره در حرکت از مصر به وسیله چهارپایى مفقود شد. پس از مدتى لباس پاره خون آلود او را یافتند، پیروانش چنان گمان نمودند که به آسمان عروج کرده است. او در بدو امر دعوى مهدویت نمود و آخر الامر مدعى الوهیت گردید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
944890 PhotoA

مدعیان دروغین مهدویت با بیان کلمات سحر‌آمیز، طوری وانمود، می‌کنند که گویی به مراحل خاصی از سیر و سلوک رسیده‌اند، اغلب آن‌ها با چهره‌ای فریبنده، ظاهری غلط‌ انداز و ایراد سخنرانی‌های عرفانی سعی می‌کنند افکار عمومی را فریب دهند.

 

 

 

 
  •  

 شاید شناخت سره از ناسره در شرایطی که هر کس می‌تواند با شیوه‌ها و شگردهای خاص خود حقیقت را وارونه جلوه دهد، کمی سخت باشد، اما آگاهی از ترفندها و شگردهای مدعیان دروغین می‌تواند به ما در شناخت حقیقت کمک کند. در اینجا به برخی از این روش‌ها اشاره می‌شود.

*سوءاستفاده از احساسات و عواطف مریدان

مدعیان دروغین با گشاده‌رویی و لبخند و حتی اهدای هدایای کوچک، سعی در جلب عاطفه و فتح قلوب مریدان دارند. پس باید در مقابل کسانی که با ما رابطه دوستی برقرار می‌کنند، هوشیار باشیم و اگر در این دوستی‌ها به انحراف یا مسائل غیر شرعی برخورد کردیم، به سادگی از کنار آن نگذریم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

استعمارگران براى گسترش دامنه و حوزه قدرت خویش در سرزمین‌هاى اسلامى، همیشه اسلام ـ به ویژه شیعه ـ را مانع مهم دستیابی به اهداف خود یافته‌اند؛ از همین رو با بدعتگذاری و بنیان نهادن فرقه‌های ضاله و مذاهب ساختگی در برابر فرهنگ اصیل شیعی، زمینه سازی رشد و ترویج آن‌ها را در رأس برنامههای شیطانی خود قرار دادند. تأسیس مذهب قادیانی در پاکستان، بابیت و بهائیت در ایران، و وهابیت در عربستان، نمونه‌هایی از آن فرقه‌ها و جریانات دینی است.

چكیده

استعمار برای سلطه بر کشورهای اسلامی از روش‌های متعدد بهره می‌جوید؛ گاهی با حضور فیزیکی و گاهی از طریق سوء استفاده از باورهای اعتقادی مردم همان کشور؛ همانند اینکه در عراق از اعتقاد مردم به مهدویت استفاده کرد و فردی به نام احمد الحسن را به میدان فرستاد تا ادعا كند یمانی است. در این مقاله، پس از بررسی روایاتی كه دربارة یمانی وارد شده، و نیز مرور ادعاها و اعتقاداتِ احمد الحسن، تناقضات ادعاها و اعتقادات او با روایات بیان شده و ایرادات اساسی این حركت، تبیین شده است. در پایان، بر اساس روایات، بهترین راه سعادت در زمان غیبت، مراجعه به علمای ربّانی معرفی شده است.

کلید واژه‌ها: یمانی، احمد الحسن، استعمار، بعثی، علائم.

مقدمه

استعمارگران براى گسترش دامنه و حوزه قدرت خویش در سرزمین‌هاى اسلامى، همیشه اسلام ـ به ویژه شیعه ـ را مانع مهم دستیابی به اهداف خود یافته‌اند؛ از همین رو با بدعتگذاری و بنیان نهادن فرقههای ضاله و مذاهب ساختگی در برابر فرهنگ اصیل شیعی، زمینه سازی رشد و ترویج آن‌ها را در رأس برنامههای شیطانی خود قرار دادند. تأسیس مذهب قادیانی در پاکستان، بابیت و بهائیت در ایران، و وهابیت در عربستان، نمونه هایی از آن فرقه‌ها و جریانات دینی است. همراهی، بلکه سر سپردگی این فرقه‌ها به آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها در این زمان بر همگان آفتابی شده است.

بر این اساس، اخیراً دولت های استعماری که به بهانه مبارزه با تروریسم، کشورهای مسلمان افغانستان و عراق را اشغال كرده‌اند، پروژه تأسیس آن گونه فرقه‌ها وپشتیبانی از آن‌ها را به ویژه در عراق در رأس برنامه های خود قرار داده‌اند. در این كشور، به دنبال اشغال عراق ده‌ها فرقه بروز و ظهور نموده اند؛ از قبیل:

ـ جند السماء به رهبری ضیاء عبدالزهراء کاظم الگرعاوی؛

ـ جریان یمانی؛

ـ جریان سید محمود حسنی سرخی؛

ـ فرقة الامام الربانی به رهبری سید فاضل عبدالحسین الحسینی الهاشمی؛

ـ فرقه فرقد القزوینی؛

ـ جریان سلوکی؛


اغلب جریانات فوق، مدّعی مهدویت یا ارتباط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده‌اند و ارتباط بیشتر آن‌ها با جریانات بعثی و دستگاه های جاسوسی استعماری، کشف و احراز گردیده است. هدف اصلی این فرقه‌ها مبارزه با حوزه، مرجعیت و روحانیت شیعه قرار گرفته است؛ زیرا در تاریخ نهضت های اسلامی معاصر ضد استعماری، این واقعیت، بارها به اثبات رسیده است که تنها سنگری که در مقابل استعمار ایستاده و مانع پیروزی آن‌ها شده، سنگر روحانیت، مرجعیت و حوزه های علمیه شیعه است.[2] جالب این جاست که فرقه های مذکور فقط بر ضد روحانیت سخن می‌گویند و اقدامات عملی انجام می‌دهند؛ امّا هیچ گونه اقدامی بر ضد اشغالگران انجام نداده‌اند.

یكی از مسائل مطرح در باب مهدویت، بررسی علائم و نشانه‌های ظهور است. بررسی و شناخت این علائم و نشانه ها، از این رو اهمیت و ضرورت دارد که درمتون روایی شیعی، شناخت نمادهای آخرالزمان، مورد تأکید قرارگرفته و حجم وسیعی از روایات مربوط به مباحث مهدویت را بحث علائم ظهور و شناخت طلایه‌داران ظهور دولت کریمة مهدوی، به خود اختصاص داده است.

یکی از این نشانه‌ها و علایم، قیام شخصی موسوم به «یمانی» در آستانه ظهور است که در منابع روایی شیعی، بارها از او یاد شده. این موضوع از جهات مختلفی نظیر زمان قیام یمانی، خصوصیات شخصی، ملیت، اهداف و ویژگی‌های قیام یمانی قابل بررسی است.

اخیراً اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدّعی مهدویّت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند؛ لذا این سوال‌ها برای برخی از مؤمنان ایجاد شده که این جریان چیست ؟ احمد الحسن کیست؟ چه سابقه‌ای دارد؟ ادّعاهای او چیست؟ برای اثبات مدّعای خود به چه دلایلی استناد می‌کند؟ ادلّه مورد ادّعای او به چه میزان، اعتبار شرعی دارد؟ این جریان، وابسته به كجا است؟ عملکرد این جریان، تاكنون چه بوده است؟ بالأخره تکلیف مؤمنان در برابر این گونه جریان‌ها چیست ؟

برای شناخت این جریان، لازم است نخست، ادعاهای احمدالحسن یمانی مطرح گردد و در مرحله دوم، وضعیت یمانی با روایات سنجیده شود و در مرحله سوم، تناقضات مدعی مورد بررسی قرار گیرد.




مرحله نخست (ادعاهای احمد الحسن یمانی)

باتوجه به پیدایش نحله های دروغین در جوامع اسلامی و خصوصاً در عراق و دست داشتن حزب بعث در پیدایش آن‌ها توجه به ریشة بعثی احمدالحسن یمانی و نیز شناخت حزب بعث، درخور توجه است.

شناخت حزب بعث

حزب بعث عراق توسط یک مسیحی صهیونیست به نام میشل عفلق تأسیس شده است. حزب مذکور از یک سو به جریان استعماری انگلیسی وابسته بود، و از سوی دیگر دشمنی ذاتی با اسلام و تشیع داشت.

شعار معروف آن‌ها هنگام به دست گرفتن قدرت، این بود:

«آمنت بالبعث ربّاً لاشریک له وبمیشل نبیّاً ماله ثانی؛ به بعث به ‌عنوان پروردگار بی‌شریک، و به میشل به عنوان پیامبری که همتا ندارد، ایمان آورده‌ام».[3]

کارنامه حزب بعث به ویژه در طول حاکمیت سی ساله صدام، مملوّ از مبارزه با اسلام و قتل صدها هزار انسان بی گناه، نابودی اقتصادی عراق و به تعطیلی کشیدن شعائر مذهبی و شهید كردن صدها مجتهد و فاضل و هزاران طلبه از حوزه های علمیه بود.

این حزب به تحریک آمریکا، پس از پایان جنگ تحمیلی با ایران، به منظور بسترسازی حضور آمریکا و متحدانش در خلیج فارس، در سال 1990 م (1369 ش) کویت را اشغال کرد. پس از حضور آمریکا و متحدان غربی اش در منطقه كه به بهانه اخراج صدام از کویت، انجام گرفته بود، مردم مسلمان عراق در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله خوئی بر ضد حزب بعث در انتفاضه معروف به شعبانیه[4] قیام کردند، و در آستانه پیروزی قرار گد؛ اما آمریکا با كمك منافقان به سرکوب انتفاضه پرداخت و صدام را بار دیگر بر کرسی قدرت نشاند.
تغییر مبارزه حزب بعث

حزب بعث عراق، هنگامی که مشاهده كرد روح اسلامی در مردم مسلمان عراق نمرده و هنوز هم می‌تواند آن‌ها را به انقلاب وا دارد، این بار تاکتیک خود را در مبارزه با اسلام عوض کرد و به جای نشان دادن چهره خشن، جنگ نرمی را بر ضد اسلام و حوزه و مردم مظلوم شیعه عراق تحت عنوان «الحملة الایمانیّة» به راه انداخت. در واقع، این کار همان استفاده ابزاری از مذهب بر ضد مذهب بود.

صدّام علاوه بر تظاهر به نماز و رفتن به زیارت، در این حمله ایمانی، چند کار خبیث وخطرناک انجام داد، از جمله:

1. نفوذ دادن جوانان مستعد بعثی در حوزه های علمیّه، تا به عنوان طلبه علوم دینی به تحصیل بپردازند و از آن‌ها برای مأموریت های ضددینی بهره ببرد.

2. دادن آزادی به برخی از علما برای فعالیت به عنوان مرجعیت و کوبیدن مراجع تقلید دیگر به منظور ایجاد تفرقه میان آنان به بهانه های قومی وصنفی.

3. اجازه دادن به برخی از روحانیان برای اقامه نماز جمعه و برگزاری کنترل شده شعائر دینی.

البته صدّام وقتی از فعالیت‌های مرجع شهید، آیت الله سید محمد باقر صدر ضربه خورد و مشاهده کرد که به دست خود زمینه را برای حضور مردم متدین در صحنه فراهم كرده است، آن مرجع بزرگ را به شهادت رساند و عملاً آن برنامه‌ها به تعطیلی کشیده شد.

4. نفوذ دادن برخی از جوانان بعثی كه ظاهری متدین داشتند و در سحر و جادو و مرتاضی دست داشتند به درون زندان‌ها. این نفوذ به منظور فریب زندانیان سیاسی صورت گرفت و نمونة بارز آن، مثل ضیاء عبدالزهراء الگرعاوی است که یک افسر بعثی بود.

ضیاء دوره آموزش مرتاضی را در هند دیده و به درون زندان عراق رفت. او با گرفتن اخبار سرّی از مأموران بعثی زندان، پیشاپیش از آزادی یا شهادت برخی از زندانیان خبر می‌داد. بسیاری از زندانیان هم فریب ادعاهای او را خورده، او را ولی الله و مرتبط با جهان غیب دانستند. همین شخص پس از آزادی از زندان و پس از سقوط صدام در سال 1382ش، گروهی را به نام «جند السماء» تشکیل داد و ادعا کرد که قائم آل محمد است و مأموریت دارد که روز عاشوراء 1200 نفر از روحانیان نجف را به قتل برساند.

اما پلیس عراق در تاسوعای سال 1385 ش نیروهای او را در پادگان «الزرگه» در حوالی نجف کشف كرد و آن‌ها را از بین برد. خود ضیاء گرعاوی به اتفاق صدها نفر از همراهانش، از جمله 200 نفر از نیروهای به اصطلاح یمانی، به هلاکت رسیدند.[5]

مشخصات مدعی یمانی

این جریان ادعایی به وسیلة احمد الحسن یمانی، كه خود را وصی و فرزند و فرستاده امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌دانست، در سال های پایانی حاکمیت صدام بروز کرد. او پس از سقوط صدام، با کمک برخی از باقیمانده های رژیم بعث، تشکیلات وسیعی را در مناطقی همچون نجف، کربلاء، ناصریّه و بصره به راه انداخت.

مؤسس جریان، شخصی است به نام احمد اسماعیل گاطع از قبیله صیامر كه در حدود سال 1973م، در منطقه‌ای به نام «هویر» از توابع شهرستان «زبیر» از استان بصره متولد شد. وی در سال 1999، از دانشکده مهندسی بصره فارغ التحصیل شد. مدّتی در حوزه شهید آیت الله سید محمد صدر در نجف به تحصیل پرداخت. ضمناً بنا بر نقل مؤثق، برادر وی از نیروهای بعثی بود.[6]

ادعاهای احمد حسن یمانی

وی با این که سید نیست[7] و اصل و نسب او از طایفه «صیامر» معلوم و معروف است، عمامه سیاه بر سر ‌می‌گذاشت و در مجامع عمومی ظاهر می‌شد؛ از جمله ـ طبق فیلمی که از او گرفته شده است ـ بر بالای منبر در یک مسجد، با لباس روحانی و عمامه سیاه سخنرانی نموده، و ادّعاهای ضد و نقیض خود را مطرح کرده است. وی، در عین اینکه تصریح می‌کند که هیچ ادّعایی ندارد و یک مرد ساده از یک روستای ساده است، در همان زمان ادّعا می‌کند که «من مایة رحمتم برای اسلام، بلکه برای اهل زمینم. هر جا بروم، اهل بیت علیهم السلام همواره با من هستند. صریحاً می‌گویم که خدواند مرا برگزیده است. صاحب نفس مطمئنه به من متصل شده و خود، صاحب نفس مطمئنه شده ام. من می‌خواهم شیعیان را متحد کنم از عالم و عامی، من آمادگی دارم حقایق را برای همه روشن کنم و به صورت سیاه و سفید نشان دهم. خدا نور است وکلام او نور است. در عین حال، هیچ ادعایی هم ندارم.»[8]




ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در سال‌های اخیر، رواج پدیده اوهام و خرافه، رونق بازار عرفان‌های مجازی و معنویت‌های فانتزی، گسترش طریقت‌های منهای شریعت، رشد شبه عرفان‌های ژله‌ای با انواع طعم‌ها‌ی شهوت، شهرت و ثروت و گرمی بازار مكاره مدعیان دروغین، به ویژه متمهدین، رشد فزاینده و البته نگران كننده‌ای یافته است.

 

بازخوانی پرونده مدعیان مهدویت

در آمد

در سال‌های اخیر، رواج پدیده اوهام و خرافه، رونق بازار عرفان‌های مجازی و معنویت‌های فانتزی، گسترش طریقت‌های منهای شریعت، رشد شبه عرفان‌های ژله‌ای با انواع طعم‌ها‌ی شهوت، شهرت و ثروت و گرمی بازار مكاره مدعیان دروغین، به ویژه متمهدین، رشد فزاینده و البته نگران كننده‌ای یافته است. روزی نیست مگر آنكه از یك سو، نفیر گوساله‌ای سامری به گوش می‌خورد و خواه ناخواه با ادعاهای گزاف چند كلّاش نظر كرده و مدعی خود خوانده مواجه می‌شویم؛ تا آنجا كه كسی به مطایبه گفت: هر چند روزی، یك امام زمان نو ظهور به اوین می‌آورند!

جواهر فروشان به كنجی خموش

چه گرم است بازار شلغم فروش!

البته باید اذعان نمود كه این روند، مختص به ایران و یا كشورهای اسلامی نیست، بلكه گرایش به معنویت‌های مجازی در مغرب زمین نیز، رونق گرفته است؛ چراكه معنویت، گمشده دنیای معاصر است. واقعیتی به نام "خلاء معنویت "، علی رغم احساس شدید تشنگی انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت، هم دست قدرت‌های سیاست پیشه را برای بهره برداری از این خلاء باز می‌نهد و هم تشبث به هر حشیش و یا سیرابی با هر سرابی را برای این انسان حیران توجیه می‌كند. آری، نسل تشنه معنویت، عطش خود را با سراب‌های عرفان نما فرو می‌نشاند.

در بازار گرم مدعیان، بنجل‌های خرافه و عرفان‌های بدلی، فرصت عرضه می‌یابند و این سیكل عرضه و تقاضا تا همواره وجود "جهل " و "ظلم "، در جهان ادامه خواهد داشت. میلتون، پركارترین محقق در حوزة جامعه‌شناسی ادیان نوپدید، می‌نویسد: "بیش از دو هزار فرقة معنویت‌گرا در آمریكا و بیش از دوهزار جریان معنویت‌جو در اروپا هست كه درصد كمی از آنها مشتركند. " 2

جنگ نرم افزاری، فاز سوم رویارویی

حقیقت آن است كه‌ جریان‌های به ظاهر معنویت گرا، چه در قالب فردی و یا گروهی و چه از نوع سنتی ـ مانند تصوف ـ و چه از نوع وارداتی آن ـ مانند عرفان‌های غربی و شرقی ـ در "فاز سوم " رویارویی استكبار جهانی با انقلاب نوپای اسلامی، احیا و روانه میدان كارزار با بنیان‌های عقلانی و اعتقادی آن شده اند. در فاز اول، دامن زدن به اختلافات قومی و هدایت و حمایت از فعالیت‌های استقلال طلبانه اقوام غرب و جنوب ایران، و در فاز دوم، "جنگ گرم/ سخت افزاری " در دستور كار دشمنان قرار داشت كه عاقبت از این حربه‌ها طرفی نبستند.

همزمان با تناوری و برومندی درخت جوان انقلاب اسلامی، حربه‌های دشمنان نیز ظریف تر و البته سهمگین تر می‌شد. "تهاجم فرهنگی " بلافاصله پس از پایان جنگ تحمیلی و در آغاز دهه دوم انقلاب، به عنوان فاز سوم پیكار غرب، به كار گرفته شد و بدین ترتیب "جنگ سرد/ نرم افزاری " همه جانبه‌ای كه دو دهه به درازا انجامید، آغاز شد. اول بار، رهبر بیدار انقلاب، تغییر تاكتیكی جبهه دشمن را به درستی تشخیص داده و اعلام خطر نمود؛ اما تأسف برانگیزترین فصل داستان، عدم اعتقاد متولیان رسمی فرهنگی آن سالیان كشور به "تهاجم فرهنگی " بود. دشمن علی رغم هشدارهای مكرر دیده‌بان بیدار نظام مبنی بر هشیاری در مقابل "تهاجم فرهنگی "، "شبیخون فرهنگی " و بلكه "نسل كشی فرهنگی "، همچنان و بدون هیچ مانعی به جلو می‌تاخت.

در این فاز، دشمن دریافت كه به جای جبهه گیری علنی، رویاروی بنیان‌های نظام، باید چون موریانه در جان آن بنیادهای عقلی و عقیدتی رخنه كند و با حربه شبه مذهب، به جنگ مذهب رود.

مسخ محتوای دین، بی رنگ و بو كردن اعتقادات مذهبی، حیرانی و سرگردانی انسان معاصر، رهایی انسان سرگشته در برهوت خلسه‌های مجازی،...، هدف عمده این نوع تهاجم بوده است. البته "جنگ روانی " دشمن به عنوان مكمل آن در این دو دهه، هرگز فراموش نگشت.

مهدویت و دشمنان آن

"نماد سرخ عاشورا " و "نگاه سبز انتظار " در همیشه تاریخ اسلامی، مولفه‌های اصلی حیات و پویایی تشیع بوده اند؛ و بدیهی است كه دشمن در میدان پیكار با تفكر شیعی، این دو پایه اساسی را در تیررس مستقیم شلیك خود قرار دهد. البته "موعودگرایی " به عنوان نقطه تعامل و اشتراك تمام ادیان آسمانی، در جهان غرب نیز با آسیب‌های جدی، دست به گریبان است. مباحث "آخرالزمانی "، "آرماگدون " و "پایان تاریخ "، هر روز در مغرب زمین گرم تر و البته بحرانی تر می‌شوند. تنها می‌توان با سیری گذرا بر سیمای منجی در سینمای غرب، عمق فاجعه را دریافت.

رواج پدیده متمهدین، به رغم اثبات حقیقت زنده "انتظار "، نشان از وارد شدن آسیب‌های جدی بر پیكره این آرزوی دیرینه دینی دارد. حقیقت آن است كه هم وجوه سه گانه "عقلی "، "قلبی/احساسی " و "عینی " فرهنگ مهدویت، در معرض هجمه دشمنان قرار گرفته و هم هوای آلوده خزان معنویت، مستعد رشد انواع بیماری‌های مسری نحله‌های تقلبی گشته است. براین باوریم كه باید با بسط و گسترش مباحثی از این دست، علاوه بر آسیب شناسی و آفت زدایی از این باور ناب، مومنان را در مقابل آفات و ویروس‌های آن واكسینه كرد؛ چنانكهما مقام معظم رهبری، امسال و در زادروز حضرت ولی الله الاعظم (عج) به روشنگری و هشدار در این باب پرداخته، بر ضرورت آسیب شناسی و لزوم آفت زدایی از جریان ناب مهدویت، به عنوان مهم‌ترین منبع تحول آفرینی شیعه، تأكید فرمود. ایشان مهدی باوری شیعه را نه یك امر صرف انتزاعی و باور محض ذهنی، بلكه بنابر آموزه‌های روایی3، آن را حقیقتی تابناك برشمرد كه در نزد شیعه از واقعیتی موجود حكایت می‌كند كه قابل دستیابی و فیض دهی است؛ از این رو زبان به هشدار گشوده و فرمود: "البته مثل همه حقایقی كه در برهه‌های مختلفی از زمان، ملعبه دست سودجویان می‌شود، این حقیقت هم گاهی ملعبه دست سودجویان می‌شود. این كسانی كه ادعاهای خلاف واقع می‌كنند ـ ادعای رویت، ادعای تشرف، حتی به صورت كاملا خرافی، ادعای اقتدای به آن حضرت در نماز ! ـ كه حقیقتاً ادعاهای شرم آوری است، اینها همان پیرایه‌های باطلی است كه این حقیقت روشن را در چشم و دل انسان‌های پاكنهاد، ممكن است مشوب كند. نباید گذاشت. همه آحاد مردم توجه داشته باشند، این ادعاهای اتصال و ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار هیچ كدام قابل تصدیق نیست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسان‌های باارزشی كه یك لحظه عمر آنها ارزش دارد به روزها و ماه‌ها و سال‌های عمر امثال ما، چنین ادعاهایی نكردند. ممكن است یك انسان سعادتمندی، چشمش، دلش این ظرفیت را پیدا كند كه به نور آن جمال مبارك روشن شود، اما یك چنین كسانی اهل ادعا نیستند؛ اهل گفتن نیستند؛ اهل دكان داری نیستند. این كسانی كه دكان داری می‌كنند به این وسیله، انسان می‌تواند به طور قطع و یقین بگوید اینها دروغگو هستند؛ مفتری هستند. این عقیده روشن و تابناك را بایستی از این آفت اعتقادی دور نگه داشت "4.

معظم له، پیشتر نیز از نقشه ضد مهدوی استعمار در كشورهای اسلامی، پرده برداشته و فرموده بود: "همه اینها نقاط برجسته‏ای هستند كه اگر ما مسلمانان درست به حقیقتشان توجّه كنیم، تبدیل به یك موتور حركت‏دهنده جامعه اسلامی می‏شود؛ ولی وقتی روی آن كار كردند و آن را خراب و معنای آن را عوض كردند و در ذهن‌ها به صورت دیگری جا انداختند، همین موتور محرّك، به یك داروی مخدّر و خواب‏آور تبدیل می‏گردد. این‏گونه است! حال بحث ما در مورد دشمنان داناست كه سراغ این عقیده آمدند. من سندی را دیدم كه مربوط به دهها سال قبل؛ یعنی اوایل ورود استعمار به شمال آفریقاست. كشورهای شمال آفریقا، گرایش بسیاری به اهل بیت دارند. مذهبشان هر مذهبی از مذاهب اسلامی كه هست، باشد؛ اما محبِّ اهل بیتند. در كشورهای سودان و مغرب و غیره عقیده به مهدویّت خیلی پُررنگ است. آن زمان كه استعمار وارد مناطقِ مذكور شد ... یكی از مسائلی كه مزاحم استعمار شد، عقیده به مهدویّت بود! در سندی كه من دیدم، بزرگان استعمار و فرماندهان استعماری توصیه می‏كنند كه ما باید كاری كنیم كه عقیده به مهدویّت، به تدریج از بین مردم زایل شود! " 5

جریان‌ها‌یی چون "مستر همفر " جاسوس وزارت مستعمرات بریتانیا در ممالك اسلامی و "كینیاز دالگوركی " مأمور امپراطوری تزار روسیه برای ایجاد فرقه‌های جدید مذهبی در عهد قاجار، تنها نمونه‌های آشكار هزینه‌كردهای قدرتهای استعماری بر ضد بلاد اسلامی بوده اند. رد پای استعمار در سرزمین‌های اسلامی را می‌توان در قامت "وهابیت " در جزیرة العرب، "بابیت " و "بهائیت " در ایران و "آقاخانی " و "قادیانیه " در پاكستان، پیگیری كرد. هم افقی این فرقه‌ها با همدیگر، مشهود است؛ چرا كه در همه آنها استعمار به دنبال معرفی امام زمانی بدلی و منجی غیر واقعی است، تا مردم را از نزدیكی و پیروی از امام زمان حقیقی به دور دارند.

با این مستندات، بی شك یكی از عمده دلایل رواج بازار مدعیان، "بالا گرفتن تقابل میان دو نظام حق و باطل یا نظام اسلام و كفرجهانی6 " است. هیچگاه فراموش نگردد كه استعمار، "دشمن صلبی7 " مسلمانان بوده و هست.

متمهدین صدر اسلام

در لابلای صفحات تاریخ پر نشیب و فراز اسلامی، دست سیاست پیشگان طاغوتی در فرقه سازی‌های مذهبی، مشهود است. ترفند سیاست بازان اموی ـ به وی‍ژه در عهد معاویه ـ در موازی سازی برای خاندان رسالت و رقیب تراشی برابر ائمه هدی، در پیدا و پنهان تاریخ اسلامی، به وضوح قابل رؤیت است. جعل جماعتی به نام "زهّاد ثمانیه " و كرامت سازی برای آنان، نمونه‌ای از مرجعیت سازی بدلی سیاست ورزان اموی برای دور كردن امت از درب خانه علی(ع) و فرزندان او بود8 و این همه، به گواهی مجامع روایی فریقین، علی رغم تأكید مدام پیامبر(ص) برای حصر امامت در اهل بیت عصمت و طهارت و نهی امت از پیروی ائمه باطل بوده است؛ "معاشر الناس، انّه سیكون من بعدی ائمه یدعون الی النار و یوم القیامه لاینصرون "9.

پدیده رهبران ضلالت ـ كه به آتش دلالت می‌كنند ـ همپای امامان هدایت و به موازات مأموریت الهی آنان، پدیدار شد. فتنه امامت دروغین جعفر كذّاب، فرزند امام هادی (ع)، كه پدر او را "نمرود "10 ولی او خود را "نوح "11 می‌نامید، یكی از آن بسیارِ ماجراهاست.

مهدویت نیز به عنوان عصاره امامت، از كید و یا جهالت موازی سازان مصون نماند. در این مجال تنها از باب نمونه، مواردی چند از فرقه‌های مدعی مهدویت را از صدر اسلام تا عصر قبل از ولادت حضرت امام زمان(عج)، برمی شمریم:

1. فرقه "معیان " كه در سال 40 هجری و بعد از شهادت حضرت على(ع) پیدا شد. اینان قائل به غیبت على(ع) بوده و می‌گفتند روزی باز خواهد گشت.

2. فرقه "سبائیه " كه غلو را درباره على(ع) به حد اعلا رسانده و معتقد بودند كه على(ع) زنده است و در ابرها مأوی گزیده و روزی ظهور خواهد كرد12.

3. فرقه "كیسانیه " كه می‌پنداشتند محمدبن حنفیه، همان مهدى موعود(عج) است و روزی از كوه رضوی ظهور می‌كند.

4 فرقه "یزیدیه " كه عقیده داشتند یزید ابن معاویه به آسمان صعود كرده و روزی باز خواهد گشت و دنیا را پر از عدل و داد خواهد نمود13!!

5. فرقه "هاشمیه " كه پیروان ابوهاشم عبدالله بن محمدبن حنفیه بوده و می‌گفتند اگرچه محمد مرده است، اما پسرش ابو هاشم، همان مهدی موعود است كه روزی قیام خواهد كرد. 14

5. "عمربن عبدالعزیز " هشتمین خلیفه اموی كه گروهی قائل به مهدویت وى بودند. 15

6. فرقه "زیدیه " كه می‌پنداشتند زید بن على بن حسین بن على(ع) چون از نسل حسین(ع) است و بر علیه ظالمان قیام به سیف نموده، پس او همان مهدى موعود است كه قیام كرده.16

7. فرقه باقریه 8. فرقه ناووسیه 9. فرقه واقفیه 10- فرقه اسماعیلیه ... .


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکی از تظاهر کنندگان میدان التحریر مصر مدعی شد امام زمان است.

ظهر امروز فردی که با عمامه سبز وارد میدان التحریر مصر شدمدعی شد امامی که براساس اعتقاد شیعه قرار است روز جمعه ظهور کند،اوست!.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خیراً اشخاصی به تبلیغ یکی از جریان های مدّعی مهدویّت به نام احمد الحسن یمانی در برخی مناطق مشغول شده اند؛ لذا این سوال‌ها برای برخی از مؤمنان ایجاد شده که این جریان چیست ؟ احمد الحسن کیست؟ چه سابقه‌ای دارد؟ ادّعاها ومطالب او چیست؟ به چه ادلّه‌ای برای اثبات مدّعای خود استناد می‌کند؟ ادلّه مورد ادّعای او به چه میزان اعتبار شرعی دارد؟ این جریان از کجا آب می خورد، و وابسته به چه جایی است؟ چه عملکردی تا به حال داشته است؟ بالاخره تکلیف مؤمنین در برابر این گونه جریان چیست ؟

بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (ع) شعبه خوزستان ، بنا بر رسالت روشنگری پیرامون این ‌گونه مسائل ، این مکتوب را در راستای پاسخ به آن پرسش ها تهیّه و در اختیار برادران و خواهران ایمانی می گذارد.


پیوند:

فرزند امام زمان از خوزستان ظهور کرد!



قبل از پاسخ دادن به پرسش های ذکر شده، لازم است به دو نکته اشاره کرد:

نکته اول ؛ سیاست استعمار در فرقه سازی

یکی از شگردهای استعمار غربی برای ایجاد سلطه سیاسی و نظامی بر کشورهای اسلامی در راستای استحاله فرهنگی وتفرقه دینی ، تأسیس فرقه ها و جریانات مذهبی است . تأسیس مذهب قادیانی در پاکستان ، و بهائیت در ایران نمونه هایی از آن فرقه ها و جریانات دینی است . همراهی ، بلکه سر سپردگی این فرقه ها نسبت به آمریکا ، انگلیس و صهیونیست ها در این زمان بر همگان آفتابی شده است.


بر این اساس ، اخیراً دولت های استعماری که به بهانه مبارزه با تروریسم ، کشورهای مسلمان افغانستان وعراق را اشغال نموده‌اند ، پروژه تأسیس آن گونه فرقه ها وپشتیبانی از آن ها را به ویژه در عراق وایران در رأس برنامه های خود قرار داده اند . در این راستا ده ها فرقه به دنبال سقوط صدام در عراق بروز وظهور نموده است ، از قبیل :

1ـ جند السماء به رهبری ضیاء عبدالزهراء کاظم الگرعاوی
2ـ جریان یمانی
3ـ جریان سید محمود حسنی سرخی
4ـ فرقه الامام الربانی به رهبری سید فاضل عبدالحسین الحسینی الهاشمی
5ـ فرقه فرقد القزوینی
6ـ جریان سلوکی و ... .

اغلب جریانات فوق ، مدّعی مهدویت ویا ارتباط با امام زمان(عج) شده اند، با این که ارتباط اکثر آن ها با جریانات بعثی و دستگاه های جاسوسی استعماری کشف واحراز گردیده است. هدف اصلی این فرقه ها مبارزه با حوزه، مرجعیت و روحانیت شیعه قرار گرفته است؛ زیرا در تاریخ نهضت های اسلامی معاصر ضد استعماری، این واقعیت بارها به اثبات رسیده، که تنها سنگری که در مقابل استعمار ایستاده، ومانع پیروزی آن ها شده است، سنگر روحانیت، مرجعیت وحوزه های علمیه شیعه است؛ جالب این جاست، که فرقه های مذکور فقط بر علیه روحانیت سخن می‌گویند، واقدامات عملی انجام می‌دهند، امّا هیچ گونه اقدامی بر علیه اشغالگران انجام نداده‌اند.

نکته دوم؛ استراتژی حمله ایمانی حزب بعث عراق پس از انتفاضه شعبانیه

حزب بعث عراق توسط یک مسیحی صهیونیست به نام میشل عفلق تأسیس شده است؛ حزب مذکور از یک سو وابسته به جریان استعماری انگلیسی بود، واز سوی دیگر دشمنی ذاتی با اسلام و تشیع داشت . شعار معروف آن ها موقع به دست گرفتن قدرت این بود:

آمنت بالبعث ربّاً لاشریک له وبمیشل نبیّاً ماله ثانی

« به بعث به‌عنوان پروردگار بی‌شریک ، وبه میشل به عنوان پیامبری که همتا ندارد ، ایمان آورده‌ام ! »

کارنامه حزب بعث بویژه در زمان صدام در طول حاکمیت سی ساله، مملوّ از مبارزه با اسلام، قتل میلیون ها انسان بی گناه، نابودی اقتصادی عراق وبه تعطیل کشیدن شعائر مذهبی وبه شهادت رساندن صدها مجتهد وفاضل وهزاران طلبه از حوزه های علمیه بود.

این حزب به تحریک آمریکا، پس از پایان جنگ تحمیلی با ایران، جهت بستر سازی حضور آمریکا و متحدانش در خلیج فارس ، در سال 1990 م ـ 1369 ش ، کویت را اشغال کرد. به دنبال حضور آمریکا ومتحدان غربیش به بهانه اخراج صدام از کویت ، مردم مسلمان عراق در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله خوئی بر علیه حزب بعث در انتفاضه معروف به شعبانیه قیام کردند ، ودر آستانه پیروزی ورهایی عراق از چنگال ظالمان قرار گرفتند، که آمریکا به کمک صدام شتافت وبا سرکوب انتفاضه ، صدام را بار دیگر بر کرسی قدرت نشاند.

حزب بعث عراق که مشاهده نمود ، روح اسلامی در مردم مسلمان عراق نمرده ، وهنوز هم می تواند آن ها را بر علیه ظلم به انقلاب وا دارد، این بار تاکتیک خود را در مبارزه با اسلام عوض کرد . به جای نشان دادن چهره خشن ، جنگ نرمی را علیه اسلام و حوزه ومردم مظلوم شیعه عراق تحت عنوان « الحملة الایمانیّة» به راه انداخت؛ در واقع این کار همان استفاده ابرازی از مذهب علیه مذهب بود. صدّام علاوه بر تظاهر به نماز ورفتن به زیارت ، در این حمله ایمانی چند کار خبیث وخطرناکی را انجام داد از جمله:

1ـ نفوذ دادن جوانان مستعد بعثی در حوزه های علمیّه ، تا به عنوان طلبه علوم دینی به تحصیل بپردازند ، و از آن ها برای مأموریت های ضد دینی استفاده نماید .
2ـ دادن آزادی به برخی از علماء برای فعالیت به عنوان مرجعیت ، وکوبیدن مراجع تقلید دیگر جهت ایجاد تفرقه میان آنان به بهانه های قومی وصنفی .
3ـ اجازه دادن به برخی از روحانیت جهت اقامه نماز جمعه و برگزاری کنترل شده شعائر دینی.
البته صدّام وقتی از فعالیت آن گونه مرجعیت طرفی نبست ، و مشاهده کرد که به دست خود زمینه را برای حضور مردم متدین در صحنه فراهم ساخته است ، آن مرجعیت را به شهادت رساند ، و عملاً آن برنامه ها به تعطیلی کشیده شد.

4ـ نفوذ دادن برخی از جوانان بعثی دوره دیده در عملیات سحر و جادو و مرتاضی و متظاهر به چهره دینی و انقلابی به درون زندان ها جهت فریب زندانیان سیاسی ، مثل ضیاء عبدالزهراء الگرعاوی ، که یک افسر بعثی بود . وی دوره آموزش مرتاضی را در هند دیده ، به درون زندان عراق رفت ، وبا گرفتن اخبار سرّی از وضعیت پرونده های زندانیان سیاسی از مأمورین بعثی زندان ، در مورد آزادی ویا شهادت برخی از زندانیان پیشاپیش خبر می داد . بسیاری از زندانیان هم فریب الگرعاوی را خورده ، واو را ولی الله و مرتبط با جهان غیب دانستند . همین شخص پس از آزادی از زندان ، بر اثر سقوط صدام در سال 1382 ش ، گروهی را به نام جند السماء تشکیل داد ، و ادعا کرد که او قائم آل محمد (ع) است! و مأموریت دارد که روز عاشوراء 1200 نفر از روحانیان نجف را به قتل برساند . اما پلیس عراق در تاسوعای سال 1385 ش ، نیروهای او را در پادگان « الزرگه » در حوالی نجف کشف، وآن ها را از بین برد . خود ضیاء عبدالزهراء به اتفاق صدها نفر از همراهانش ، از جمله 200 نفر از نیروهای به اصطلاح یمانی به هلاکت رسیدند.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در تاریخ 28 دیماه 1386 نیروهای امنیتی شهر ناصریه در سیصد و پنجاه کیلومتری جنوب بغداد، با گروهی موسوم به انصار المهدی که پرچم های زرد رنگی به دست داشتند در منطقه صالحیه این شهر به شدت درگیر شدند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرقه ضاله رام الله سعی در تفسیر مسیحی و هندویی از اسلام دارد و به دنبال تجویز صدور هرگونه ارتباط زن و مرد است و از سخنان رهبر این فرقه ضاله چیزی جز انانیت، غرور و تکبر، اسرارآمیز و قدرتمند جلوه دادن خود، بازی با الفاظ، خود را مقدس جلوه دادن چیز دیگری فهمیده نمی شود.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اما متاسفانه این تغییرات کاملاًٌ ظاهری و در حد تغییر لوگو بوده و متاسفانه « عبدالله هاشم » در حرکتی نامناسب و با جولان دادن به طرفداران « احمد الحسن الیمانی » کذاب و ملعون، در فروم خود، زیر مجموعه ای مجزا و با آدرس «http://www.yamani.hashemstudios.com » برای اشاعه و ترویج عقاید منحرف « احمد الحسن کذاب » تدارک دیده است


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 شهریور 1390 :: نویسنده : احمد خورشیدی
بسم الله الرحمن الرحیم

اما نکته ی عجیب و جالبی که در حین مطالعه بر روی سبک های نقاشی مرتبط با کابالا به دست آمد، شباهت عجیب ستاره ی 9 پر بهاییان با ستاره ی 9 پر موجود در نقاشی های یک سبک کابالیستی با عنوان لولیسم (Lullism) بود که این ارتباط خود می تواند سند دیگری بر ارتباط تشکیلات پلید بهاییت با تشکیلات شیطانی فراماسونری باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 مرداد 1390 :: نویسنده : احمد خورشیدی


به گزارش شیعه آنلاین، "محمود عامر" از چهره های وهابی مصر طی اظهاراتی مخالفت خود با محاکمه "حسنی مبارک" دیکتاتور سابق مصر به خاطر صدور گاز به رژیم صهیونیستی را اعلام کرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 مرداد 1390 :: نویسنده : احمد خورشیدی

سیدکاظم رشتی که تعداد زیادی از مردم را به سمت خود جذب کرده بود در اواخر عمر خود طی سخنانی در حضور گروهی از مریدانش اعلام می دارد که بزودی حضرت صاحب الزمان یا به قول پیروان فرقه شیخیه، «رکن رابع» ظهور خواهد کرد و خود اداره امور مسلمین و جهان را به دست خواهد گرفت و جهان را به سمت قسط و عدل رهبری خواهد کرد. پس از فوت سید کاظم رشتی ، شاگردان وی به دنبال رکن رابع یعنی همان شیعه‏ی کامل می گشتند.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : احمد خورشیدی
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از بی باک، یک مرد 53 ساله کویتی که مدعی شده بود، مهدی منتظر می باشد صبح روز شنبه در خیابان "العدان" شهر کویت با شلیک گلوله به خودش خودکشی کرد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : احمد خورشیدی

 


ساتیا سای بابا در سن ۱۴ سالگی- در تاریخ ۲۳ ماه مه ۱۹۴۰- اعلام کرد که روح خداوند در جسم او حضور دارد و او برای هدایت انسان‌ها بر روی زمین ظهور کرده‌است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در نخستین روز سال 1400 ق یک شیخ سلفی به نام جُهیمان با معرفی شخصی به نام محمد عبدالله قحطانی به عنوان مهدی آماده شده و روز اول سال جدید در مسجد الحرام قیام کرد. این قیام مسلحانه یک هفته به طول انجامید که با کشته دهها نفر و اعدام بسیاری به پایان رسید. این گزارش بر اساس نوشته های یکی از عوامل نزدیک به جهیمان نوشته شده است.ش


ادامه مطلب


نوع مطلب : مدعیان دروغین مهدویت ونبوت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با استعانت از خداوند هستی بخش عالم هستی ودر ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در عصری که شیاطین آخرین لحظات حیات نا مشروع خود را در عرصه جولانگاه زمین خاکی سپری مینماید وبا استفاده ازانواع ترفندها (زر وزور وتزویرهاو رسانه ها و سایت ها ولشکر کشی ها وقتل و غارت کشورهای مسلمان وآزاده و تهدیدها و ترورهاو...)درصدد گمراه ساختن انسانها می باشند بر ما منتظران واقعی حضرت ولی عصر (عج) تکلیف شرعی است که ضمن اتفاق واتحاد وهمدلی با خود سازی وسلوک معنوی وچنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن وعترت) و شناخت صحیح ازسیره پیامبراکرم(ص) وائمه اطهارعلیهم السلام و دقت نظر در احادیث نورانی آنان از منابع معتبر و توجه ویژه به رهنمود های نائب بر حق ایشان (مقام معظم رهبری ) و بکار گیری آنها در راستای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر جهت مقابله با دسایس شیاطین و ایادی آنها وهمچنین جهت زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه ا....الاعظم (عج) بابصیرتی کامل گام برداریم به همین جهت بنده با احساس مسئولیت در این زمینه این وبلاگ را راه اندازی و امید آن دارم مورد قبول درگاه احدیت وحجت ایشان واقع گردد و دست یاری به سوی تمامی منتظران واقعی حضرت دراز کرده تا این حقیر را از دعاهای پاک و رهنمودهای ارزشمندشان بی نصیب نفرمایند .
به امید ظهورش : بهمن ماه سال 1389
مدیر وبلاگ : احمد خورشیدی
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :