313 یاران خورشید - سلماس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
چهارشنبه 23 آبان 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی
رهبر انقلاب دوم یمن کیست؟

سید عبدالملك الحوثی" فرزند "سید بدرالدین الحوثی" و برادر کوچک شهید "سید حسین الحوثی" و متولد سال 1982 میلادی است که پس از شهادت برادرش که بنیان‌گذار جنبش «انصارالله» بودسید عبدالملک تا سال 2006 میلادی و آغاز دور سوم جنگ‌های رزمندگان شیعه یمن با رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح، هیچ‌گاه به عنوان یک رهبر ظاهر نشد و تا این مدت کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد.

سید عبدالملك الحوثی" فرزند "سید بدرالدین الحوثی" و برادر کوچک شهید "سید حسین الحوثی" و متولد سال 1982 میلادی است که پس از شهادت برادرش که بنیان‌گذار جنبش «انصارالله» بود رهبری این جنبش را از 10 سپتامبر 2004 میلادی و در دور دوم جنگ‌های رژیم مخلوع ژنرال علی عبدالله صالح با رزمندگان شیعه صعده، در دست گرفت.

سید عبدالملک تا سال 2006 میلادی و آغاز دور سوم جنگ‌های شیعیان شمال یمن با دولت، هیچ گاه به عنوان یک رهبر ظاهر نشد و تا این مدت کمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد.

سید در مصاحبه‌ای که در نوامبر سال 2008 میلادی با روزنامه لبنانی «الدیار» داشت در پاسخ به درخواست مصاحبه‌کننده برای معرفی خود، گفت: هم‌اکنون (سال 2008 میلادی) 28 سال دارم. آموزش‌های دینی و مذهبی خود را در مدارس دینی و مذهبی زادگاهم فرا گرفتم و در خانواده‌ای کم‌درآمد، اما آرام، نشو و نما یافتم و همانند خانواده‌ام به امور و مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی توجه بسیاری داشتم و آنها را پیگیری می‌کردم. متأهل و دارای فرزندانی هستم. بخشی از دوره کودکی خود را در منطقه «مران» از توابع استان «صعده» در شمال غربی یمن و بخش دیگر این دوره را در منطقه «جمعة بن فاصل» از توابع ناحیه «حیدان» در صعده سپری کردم و دوره جوانی‌ام نیز در همین منطقه گذشت.

 


سید عبدالملک الحوثی، رهبر فعلی جنبش انصارالله، به دلیل دارا بودن شخصیت قوی، پس از شهادت برادرش حسین، به رغم حضور برادر بزرگترش یعنی "سید یحیی"، به رهبری این جنبش برگزیده شد و از سال 2004 تاکنون توانسته است با کمک برخی از همفکران برادرش در جنبش «الشباب المؤمن»، جنبش بزرگ «انصارالله» را هدایت و رهبری کند.


نگاهی به تاریخچه شیعیان یمن

شیعیان زیدی ساکنان اصلی استان صعده، در شمال غربی یمن و همچنین دیگر مناطق این کشور، شیعه پنج امامی و معتقد به امامت "زید بن علی بن الحسین(ع) بن علی بن ابی‌طالب(ع) هستند.

حضرت "زید بن علی" سلام الله علیه که فرزند امام سجاد(ع) بود، خود را امام نمی‌دانست اما به خونخواهی مظلومان عاشورا قیام کرد و اکنون، پیروانش، وی را به عنوان امام پنجم می‌شناسند و به همین دلیل «زیدیه» نامیده می‌شوند.

عقاید خاص حضرت زید بن علی(ع) از جمله قیام و خروج علیه ظالمان در هر شرایطی و امکان قیام علیه ظلم بدون برخورداری از علم غیب و عصمت، سبب شد با اینکه خود مدعی امامت نباشد، اما پیروانش او را امام بدانند.

«جارودیه»، «سلیمانیه» و «صالحیه» سه شاخه اصلی زیدیه هستند که از آن شاخه‌های دیگری مانند «هادویه» و «قاسمیه» در یمن شکل گرفتند که همه این شاخه‌ها از نزدیک‌ترین شاخه‌ها به شیعیان دوازده‌امامی به شمار می‌آیند و خاندان "الحوثی" از پیروان شاخه جارودیه هستند که البته برخی از آنان به مذهب دوازده امامی گرویده‌اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : یمانی یکی از علائم حتمی ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 آبان 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی
حلول ماه ربیع الاول وپایان  ماه صفر بر همگان شاد باش باد
313 یاران خورشید ـــ سلماس




نوع مطلب : تبریک وتهنیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 آبان 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی
رحلت حضرت رسول اکرم (ص) وشهادت امام حسن مجتبی بر عاشقان عصمت وطهارت ورهروان آن معصومان تسلیت باد

313یاران خورشید ـــ سلماس




نوع مطلب : تسلیت وتعزیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خبرگزاری فارس: پنج دلیل خشم حضرت فاطمه(س) به روایت اهل سنت/ آیا تنها «فدک» مسأله‌ساز بود؟

یک کارشناس تاریخ اسلام گفت: وصیت شگفت حضرت فاطمه(س) و نیز موارد دیگر، نشان­‌دهنده بیزاری او از کسانی است که در اسلام انحراف ایجاد کردند، رفتار فاطمه(س) با جریان حاکم، آیندگان را متوجه انحراف‌ها پس از پیامبر(ص) می­‌کند.

 

  شاید بتوان گفت مهم‌ترین مقطع تاریخی مسلمانان، پس از بعثت پیامبر(ص) و هجرت او به مدینه و پاره‌ای از حوادث دوران مبارک حیاتش، ماجراهایی است که بدون درنگ بعد از رحلت پیامبر(ص) اتفاق افتاد؛ براساس گزارش‌های مستند و اطمینان‌آفرین تاریخی، قرآنی و روایی، پیامبر(ص) در طول 23 سال دوران رسالت، علاوه بر همت و تلاش بی‌وقفه برای هدایت مردم و تشکیل و استحکام حکومت اسلامی، همواره در فکر دوران پس از مرگ خود بود و برای جلوگیری از انحراف جامعه از بنایی که بنا نهاده بود، کوشش‌های فراوان کرد؛ بی‌شک حساس‌ترین مسأله پس از رحلت پیامبر(ص)، مسأله‌ جانشینی پیامبر(ص) بود و پیامبر(ص) به فرمان خداوند امام علی را برای این مقام معرفی کرده است؛ متأسفانه هنوز جنازه‌ پیامبر(ص) بر زمین بود که برخی یاران او در سقیفه‌ بنی‌ساعده گرد آمدند و با پشت‌سرانداختن توصیه‌ها و تأکیدهای پرشمار او، بر سر جانشینی‌اش به منازعه و ستیز برخاستند؛ آن‌ها علیرغم انتصاب الهی امام علی(ع) به امامت امت و شایستگی‌های بی‌نظیر او در میان یاران پیامبر(ص)، خلیفه اول را برای خلافت برگزیدند؛ مسأله‌ جانشینی پیامبر(ص) و تحلیل حوادث پس از او در امر خلافت و مشروعیت آن همواره جزء برجسته‌ترین مباحث اختلافی میان فرق اسلامی بوده و هر فرقه و مذهبی بسته به مبنایی که پذیرفته، به تثبیت موضع خود و ابطال مواضع دیگران همت گمارده است.

اگرچه امروز و فردا مسلمانان باید با تمسک به مشترکات فراوانی که در اعتقاد و عمل دارند بر وحدت و برادری در میان خود کوشیده و بحث‌های اعتقادی را بهانه‌ کینه‌ورزی و خصومت و ستیز قرار ندهند، اما روشن است که این امر ضروری و پسندیده، نافی اهمیت بحث‌های کاملاً علمی و منصفانه پیرامون مهم‌ترین مبانی اختلافی مسلمانان نیست؛ به همین منظور با حجت‌الاسلام محمدرضا فرخی، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام درباره یکی از مباحث مهم آن قطعه از تاریخ اسلام، یعنی چگونگی مواجهه‌ دخت پیامبر(ص) با خلیفه‌ اول و دوم و خشم او بر بانیان سقیفه‌ بنی‌ساعده گفت‌وگو کردیم که یکی از شبهات مطرح‌شده از سوی وهابیان است.

*وهابیان مطرح می‌کنند تمام روایاتی که در مورد «خشمگین‌ شدن‌ فاطمه ‌زهرا از خلیفه اول» وارد شده، از طریق ابن‌ شهاب‌ زهری از عروه‌ بن زبیر و او هم از عایشه نقل کرده است؛ در بیش‌تر این روایات‌ها لفظ «قال» آمده - نه «قالت» -  و از این رو معلوم می­‌شود، گوینده‌ این‌ عبارت‌ «فهجرته‌ فاطمه‌ فلم‌ تکلمه‌ حتی ماتت»، خود ‌ ابن‌شهاب‌ زهری است، نه عایشه! از این گذشته، اگر فرض‌ کنیم‌ که‌ به‌ علت‌ اختلاف‌ رأی، میان فاطمه و خلیفه اول، در دل‌ فاطمه‌ رنجش‌ و کدورتی پدید آمده‌ است‌، روایات‌ متعددی در کتاب‏‌های فریقین‌ موجود است‌ که‌ به وضوح،‌ بر رفع‌ کدورت‌ و رنجش‌ میان‌ آن‌ بزرگواران‌ دلالت ‌می‌کند! در خصوص توضیحاتی را ارائه می‌کنید؟

-برخی از اهل‌سنت با توجیه گزارش ابن شهاب زهری درباره‌ خشم حضرت فاطمه(س) بر خلیفه‌ اول و دوم، به سبب غصب فدک تلاش می‌کنند تا چنین وانمود شود که پس از رحلت رسول خدا(ص) هیچ حادثه ناگواری رخ نداده است؛ ولی با بررسی گزارش ابن شهاب روشن می‌­شود که این گزارش نزد اهل‌ سنت صحیح است و وهابیان اگر بخواهند آن را نادیده بگیرند، باید از پذیرش بسیاری از احادیث کتاب «صحیح بخاری» دست بردارند!

با نگاهی گذرا به زندگی کوتاه حضرت فاطمه(س) پس از رسول خدا (ص) روشن می‌­شود که خشم حضرت فاطمه(س) بر ابو­بکر و دیگر کارگردانان سقیفه، خشمی اساسی است و تنها به موضوع غصب فدک محدود نمی­‌شود؛ بلکه فاطمه(س) نسبت به اعمال دیگر آن‌ها در تضییع حق مسلم امیرمؤمنان علی(ع) و ایجاد انحراف در دین اسلام واکنش جدی نشان داد. منابع اهل‌ سنت به خروش و خشم حضرت فاطمه(س) از دستگاه خلافت پرداخته‌اند: فریاد حضرت فاطمه(س) بر سر مهاجمان به خانه‌اش، خروش و خشم بر خلیفه اول هنگام غصب فدک، اظهار بیزاری از سکوت مردم در برابر غصب ولایت علی(ع) در دیدار با زنان مدینه، خشم او بر خلیفه‌ اول و دوم در آخرین دیدار، نفرین‌کردن آنان و جلوگیری از حضور پدیدآورندگان سقیفه در مراسم تشیع جنازه و دفن آن حضرت(س) همه اینها نشان­‌دهنده خروش و بیزاری حضرت فاطمه(س) از کسانی است که به وی و شویش و فرزندانش ستم کرده و در اسلام انحراف ایجاد کردند تا آیندگان در آن بیاندیشند و به سادگی از حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) نگذرند.

با این وجود پیروان مکتب خلفا طول تاریخ همواره کوشیده‌اند تا به شیوه‌های مختلف و با نظریه‌‌‌سازی‌های متعدد، اینگونه جلوه دهند که پس از رحلت رسول خدا(ص) هیچ رویداد تلخ، ناگوار و نادرستی اتفاق نیفتاده است. بلکه همه چیز آرام روال طبیعی و منطقی خود را طی کرده و بهترین تصمیم برای حکومت پس از پیامبر(ص) گرفته شده است. آنان به جای تن‌دادن به حقیقت‌های تاریخی، به تحریف و توجیه وقایع پرداخته و تلاش می‌کنند تا آن را به دلخواه خود تفسیر کنند. داستان غصب خلافت، غصب فدک و آزارهایی که بر دخت گرامی پیامبر(ص) رفته است، داستانی نیست که به سادگی بتوان آن را نادیده‌ انگاشت و از آن عبور کرد.

آنچه به عنوان شبهه از زبان وهابیان نقل کردید با اشکالات متعدد مواجه است:

- اجتهاد در برابر نص

اینان می‌خواهند با تمسک به آیات قرآن و دلایل به ظاهر عقلی، اصل گزارش تاریخی غضب حضرت فاطمه(س) بر خلیفه اول را توجیه و تأویل کنند. جالب این است که عالمان سنی در گذشته چنین کار خطایی را مرتکب نشده‌اند.

- بررسی نکردن همه گزارش‌ها

در برخی گزارش‌ها درباره‌ ماجرای فدک، کلمه «قال» ندارد تا گفته شود ابن شهاب آن را دستکاری و تفسیر کرده است. عبارت‌های گوناگونی در این خصوص وجود دارد که به برخی از آن اشاره می‌کنیم:

«فغضبت فاطمه بنت رسول الله(ص) فهجرت ابابکر فلم تزل مهاجرته حتى توفیت».

«فغضبت فاطمه(س) فهجرت ابابکر فلم تزل مهاجرته حتی توفیت».

«فغضبت فاطمه رضی الله عنها و هجرته فلم تکلمه حتى ماتت فدفنها علی رضی الله عنه لیلا و لم یؤذن بها أبابکر».

«فوجدت فاطمه على أبی بکر فی ذلک فهجرته فلم تکلمه حتى توفیت».

«فغضبت و هجرت أبا بکر حتّى توفّیت».

در همه این عبارت‌ها صراحتی انکارناپذیر وجود دارد که خشم فاطمه بر خلیفه اول را از آغاز ماجرا تا شهادت آن بانو اثبات می‌کند.

- رعایت انصاف راجع به اصل گزارش

پرسش مهم دیگر این است که ابن شهاب زهری، فقیه مقبول همه اهل‌ سنت- چه انگیزه­‌ای برای اضافه کردن یا تفسیر کردن در گزارش داشته است؟

از این گذشته برخورد اهل‌ سنت با روایات ابن شهاب و از جمله همین گزارش همواره چگونه بوده است؟ اگر بخواهند از روایت‌های ابن شهاب و تفسیرهایش دست بردارند، باید از روایت‌های فراوانی در صحیح بخاری دست بردارند؛ در حالی که بخاری خود روایت‌های ثبت‌شده در کتابش را صحیح می­داند و اهل‌سنت هم کتاب او را از صحیح‌ترین کتاب‌های پس از قرآن معرفی می‌کنند! 

بنابراین از روایت جعلی مطرح‌شده درباره رضایت کامل فاطمه(س) از شیخین معلوم می­‌شود که جریان حاکم حق حضرت فاطمه(س) غصب کرده و آن حضرت(س) را به خشم آورده است، وگرنه رضایت در هنگام مرگ چه معنایی داشت. بنابراین قائلان حدیث جعلی رضایت از شیخین، با طرح این روایت به واقعیت خشم فاطمه اعتراف کرده‌اند.  



ادامه مطلب


نوع مطلب : اولیا خداوند وبزرگان دین وشهدا ورهروان ولایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 آبان 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی

بسم الله الرحمن الرحیم

http://www.sweetmarias.com/yemen.gif

در بررسی وقایع منطقه  "یمن" از دیدگاه روایات ائمه معصومین (ع) چندین حدیث مستند وجود دارد که نشان دهنده اهمیت نقش تحولات این کشور در عصر منتهی به ظهور حضرت حجت(عجل الله) است .

امام صادق علیه السلام در این مورد فرمود: خـمـس قـبل قیام القائم علیه السلام : الیمانی و السفیانی و المنادی ینادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل النفس ‍ الزکیة . پیش از قیام مهدی علیه السلام پنج رخداد بزرگ در پیش خواهد بود

1 ـ جنبش ترقی خواهانه مرد یمنی،2 ـ جنبش ارتجاعی سفیانی، 3 ـ ندای روح بخش آسمانی، 4 ـ فرو رفتن زمین، 5 ـ قتل نفس زکیه 
امام در ادامه فرمود: قـبـل قـیـام القـائم خـمـس عـلامـات مـحـتـومـات : الیـمـانـی و السـفـیـانـی و الصـیـحـة و قتل النفس الزکیة و الخسف بالبیداء.
(١) پیش از قیام قائم ، پنج علامت و نشانه مهم در پیش خواهد بود: جـنـبـش مـردم تـرقـی خـواه یـمـنـی، جـنـبـش ارتـجـاعـی سـفـیـانـی، نـدای آسـمـانـی، قتل نفس زکیه و فرو رفتن زمین. 

و نیز فرمود: النداء المحتوم و السفیانی من المحتوم و خسف البیداء من المحتوم و الیمانی من المحتوم و قتل الفنس الزکیه من المحتوم 
(٢) نـدای آسـمـانـی بـه هـنگامه قیام قائم ، جنبش ارتجاعی سفیانی ، جنبش مترقی مرد یمنی ، فرو رفتن زمین و دیگر، کشته شدن نفس زکیه ، این پنج نشانه ، از علایم قطعی ظهورند.

با عنایت به این مطلب که روایات ، قیام یمانی را از امور حتمی رخدادهای پیش از ظهور می دانند و او را نقطه مقابل سفیانی مرتجع معرفی می نمایند ؛ این موضوع به ذهن می رسد که در صورتیکه زمان حاضر را عصر ظهور بدانیم می بایست منتظر پیشامدهای مرتبط با ظهور از کشور یمن باشیم. چرا که اگر قرار بر نزدیکی ظهور باشد و فردی با نام یمانی در آستانه قیام باشد می بایست شرایط به نحوی رقم بخورد که ؛

اولا قیامی که صورت می گیرد توسط فردی باشد که خود دوستدار اهل بیت است .

ثانیا این فرد باید بتواند نیروهای یمنی را به حمایت و یاری حضرت صاحب(عجل الله) فرا بخواند و این قدرت را در بسیج نیروهای یمنی به کار گیرد . لذا اگر نگاهی به شرح حال حاکمین فعلی یمن بیاندازم متوجه می شویم که در حال حاضر سرکردگان حکومت مرکزی یمن دارای چنین شرایطی نیستند و بلکه بالعکس به هیچ وجه اعتقادی به ظهور حضرت مهدی (عجل الله) ندارند و در سرکوب شیعیان می کوشند.

گرایشهای سیاسی و فکری سران یمن خصوصا علی عبدالله صالح (رئیس جمهوری فعلی یمن که از سال 1990 حدود بیست سال است که با دیکتاتوری کامل بر مردم حکومت می کند) به سران وهابی عربستان و تفکرات ضد شیعی این دیکتاتور ؛ وضعیتی را در شمال و جنوب این کشور حاکم کرده است که روز به روز عرصه را بر شیعیان الحوثی تنگ تر می کند.(3)رئیس جمهور یمن

به نظر می رسد خفقان سیاسی و اجتماعی وسیعی که توسط دولت یمن برای شیعیان الحوثی ایجاد شده زمینه را برای قیام شیعیان این کشور آماده می سازد.

مثل مشهوری است که می گوید : هیزم از پای بوته سبز نمی شود !

شکل گیری یک قیام بدون شک مستلزم فراهم آمدن شرایطی است و فردی با مشخصات یمانیِِ روایات که بتواند یار و مددکار امام مهدی (عجل الله) باشد و فرمانده یکی از دو لشکر اصلی امام (عجل الله) باشد قطعا نمی تواند یک شبه و ناشناس مطرح شود و به جمع آوری یاران و هم فکران خود بپردازد .

ابعاد ظلم و جنایاتی که در یمن در حال وقوع است بسیار گسترده به نظر می رسد ؛ در این میان اخبار این سرزمین که با وجود سانسور شدید خبری (رسانه های آمریکا ، اسرائیل ، اردن و یمن) به گوش می رسد حاکی از بروز آشوبهای گسترده در شمال و جنوب یمن است . این آشوبها در سال 2009 در منطقه شمالی یمن به جنگ مسلحانه شیعیان الحوثی منجر شد که متعاقب آن کشورهای عربستان و اردن هم برای حمایت از ارتش یمن وارد کارزار شدند تا علاوه بر یاری رسانی به ارتش این کشور باز هم بر نظریه شیعه ستیزی خود صحه بگذارند (تنفر سران کشورهای تحت تاثیر وهابیت از شیعیان به حدی است که هر جا امکان کشتار شیعیان فراهم شود این کشورها داوطلب اعزام نیرو هستند). نیروی هوائی عربستان سعودی با حملات متعدد و بمبارانهای زیاد مناطق شیعه نشین باعث کشتار بسیاری از معترضین شیعه شده است و پادشاه اردن هم که در نفرت از شیعیان سرآمد سران کشورهای عربی است با گسیل 2000 کماندوی آموزش دیده اردنی باعث تقویت نیروهای سرکوبگر دولت یمن شده است. (۴)

اگر مجموعه حوادث اخیر یمن را از دید روایتی دیگر از امام رضا (ع) که می فرمایند :(حرکت یمانی همزمان با شورش سفیانی و خروج خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز است و می‌فرمایند: «خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آنها همچون رشته مهره‌ها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید آید، وای بر کسی که با آنها مخالفت و دشمنی کند»)(۵)بررسی کنیم از دیدگاه بنده به این نتیجه می رسیم که قیام یمانی باید به عنوان قیام عمومی کشور یمن به سرکردگی شخص یمانی صورت پذیرد و این خود مستلزم قرار گرفتن قدرت و حکومت کل کشور یمن در دستان شخص یمانی است. چرا که یمانی نمی تواند فقط به نمایندگی یک طیف خاص از کشور یمن قیام کند و برای مقتدر بودن در راه یاری حضرت (عجل الله) می بایست از مقبولیت و پشتوانه مردمی یک کشور برخوردار باشد. همانطور که حدیث دیگری هم موءید این نظریه است که از امام صادق (ع) نقل شده است و در آن ضمن اشاره به جایگاه قیام یمانی ، از او به عنوان شکنندة چشم سفیانی (دشمن اصلی امام مهدی(عجل الله) یاد می‌کنند: «سفیانی کجا خواهد بود؟ و حال آنکه هنوز شکنندة چشم او از صنعای یمن خروج نکرده است».(۶)

مضمون روایت فوق نشان دهنده خروج و قیام یمانی (شکننده چشم سفیانی) از صنعای یمن است و از آنجا که صنعا پایتخت یمن می باشد ؛ یقینا اگر کسی بخواهد از آن خروج کند و قیامی را بر ضد دشمن حضرت قائم (عجل الله) پایه ریزی کند می بایست قدرت و حکومت مرکزی کل کشور یمن را در اختیار داشته باشد.

 امام صادق(ع) همچنین در روایتی درباره مقبولیت یمانی می‌فرمایند: «در میان درفش‌ها (پرچم‌ها)، هدایت‌گرتر از درفش یمانی وجود ندارد، چون درفش حق است و شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌کند» ،در روایتی که ذکر شد، امام صادق(ع) در ادامة سخن بیان می‌فرمایند که ؛ «وقتی یمانی قیام می‌کند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس به سوی او بشتابید که درفش او درفش هدایت است. بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او جایز نیست و اگر کسی چنین کند، اهل آتش است، زیرا او مردم را به حق دعوت می‌کند».(٧)

از هشام بن حکم (از شاگردان مطرح و صدیق و راویان حدیث مورد توجه امام صادق (ع) ) نیز نقل شده است که چون «طالب حق» خروج کرد، به امام صادق(ع) گفته شد: آیا امیدوارید این شخص یمانی باشد؟ حضرت فرمودند: «خیر، یمانی پیرو علی(ع) است، در حالی که این شخص از آن حضرت بیزاری می‌جوید». نویسندة کتاب «الفجر المقدس و ارهاصات الیوم الموعود» یمانی را از فرزندان زیدبن علی الحسین(ع) دانسته است.(٨)

این روایت هم می تواند تصدیق کننده این نظریه باشد که یمانی از پیروان حضرت علی (ع) است و حال آنکه الحوثی ها قائل به مذهب زیدیه و معتقد به امامت جناب زید بن علی بن الحسین (ع) هستند .





نوع مطلب : یمانی یکی از علائم حتمی ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 3 آبان 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی
این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه داشته است 

امام خمینی قدس سره




نوع مطلب : تسلیت وتعزیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با استعانت از خداوند هستی بخش عالم هستی ودر ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در عصری که شیاطین آخرین لحظات حیات نا مشروع خود را در عرصه جولانگاه زمین خاکی سپری مینماید وبا استفاده ازانواع ترفندها (زر وزور وتزویرهاو رسانه ها و سایت ها ولشکر کشی ها وقتل و غارت کشورهای مسلمان وآزاده و تهدیدها و ترورهاو...)درصدد گمراه ساختن انسانها می باشند بر ما منتظران واقعی حضرت ولی عصر (عج) تکلیف شرعی است که ضمن اتفاق واتحاد وهمدلی با خود سازی وسلوک معنوی وچنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن وعترت) و شناخت صحیح ازسیره پیامبراکرم(ص) وائمه اطهارعلیهم السلام و دقت نظر در احادیث نورانی آنان از منابع معتبر و توجه ویژه به رهنمود های نائب بر حق ایشان (مقام معظم رهبری ) و بکار گیری آنها در راستای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر جهت مقابله با دسایس شیاطین و ایادی آنها وهمچنین جهت زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه ا....الاعظم (عج) بابصیرتی کامل گام برداریم به همین جهت بنده با احساس مسئولیت در این زمینه این وبلاگ را راه اندازی و امید آن دارم مورد قبول درگاه احدیت وحجت ایشان واقع گردد و دست یاری به سوی تمامی منتظران واقعی حضرت دراز کرده تا این حقیر را از دعاهای پاک و رهنمودهای ارزشمندشان بی نصیب نفرمایند .
به امید ظهورش : بهمن ماه سال 1389
مدیر وبلاگ : احمد خورشیدی
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو