313 یاران خورشید - سلماس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
دوشنبه 27 فروردین 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی

متن رساله

بسم الله الرحمن الرحیم

[خروج سفیانی]

از جمله آن علامات که بدا در آن نیست و اعظم از همه آنها و بیّن‌تر از همه آنها، خروج سفیانی است و این خروج سفیانی امری است که دیگر بدا در نوع این نیست.

این سفیانی یک مردی است اسم او عثمان، پدر او عنبسه و از قبیله حرب است، و قبیله حرب الان هستند در عرب. طائفه‌ای هستند از اولاد ابوسفیان بن حرب. و این سفیانی از آن طایفه است. و این طایفه از ذریّه یزید بن معاویه هستند. و این مرد از آنهاست.

همچنین کسی در هشت ماه قبل از ظهور بر تخت سلطنت می‌نشیند در شامات، و معلوم است که همان وقت واجب نکرده تولد بکند. گاه است پنجاه سال پیش از آن تولد کرده باشد، و امیدواریم که تولد کرده باشد. و معلوم است یک دفعه هم بر تخت سلطنت نمی‌نشیند. خرده خرده بسا آنکه اول سرباز می‌شود، متشخّص‌تر می‌شود، و هکذا تا اینکه صاحب منصب می‌شود، و کم کم می‌آید بر تخت می‌نشیند.

و چون اصطلاحات دولتها تفاوت می‌کند گاه است، حالا مثلاً اسمش عثمان آقا افندی باشد، و اگر باشد بسا آنکه توپچی هم هست. گاه است منصب دیگری هم دارد.

خلاصه یک همچو کسی هشت ماه قبل از ظهور که عبادت از دهم ماه جمادی‌الاولی باشد بر تخت می‌نشینند. و هفت هشت ماه بیشتر خروج کرده قشون جمع کرده، و ولایات و دهات گرفته، چندین ولایات را تسخیر می‌کند. دمشق و حمص و فلسطین و اردن و قنسرین را تسخیر می‌کند و بر تخت سلطنت در دهم جمادی‌الاولی می‌نشیند.

و این ‌سفیانی از بنی‌امیه است و سلطان می‌شود در شامات. و این مرد بسیار خبیث‌ النفس است، و یحتمل نصرانی هم باشد. چون صلیب در گردن دارد و احتمال دارد صلیب او پنهان باشد و صلیب بتی است به این [صورت] + و نصاری آن را در گردن می‌بندند در هنگام نماز، مثل مُهری که شما همه همراه دارید برای نماز خود، نصاری هم در کلیساهای خود از آنها دارند و به همراه خود برمی‌دارند، و در گردن خود می‌کنند.

خلاصه در گردن این ملعون صلیب هست و احتمال دارد نصاری باشد در پنهان، و ظاهر اشکال اسم او اسم اسلامی باشد، و شکل مسلمانان باشد، و در روم بوده، آنجا نصرانی زیاد بوده، و نصرانی شده و اصلش نصرانی بوده، خدمت دولت اسلام کرده، اسم خود را تغییر داده، بر شکل اسم مسلمانان کرده، بهر حال اسمش عثمان است، و صلیب در گردن دارد.

[سفیانی مردی خبیث النفس است]

و این ملعون خدا را در مدت عمر خود نپرستیده است، و ایمان بخدا نیاورده، شخصی است بسیار خبیث‌النفس، بسیار قسی‌القلب. زن خود را تقصیری به او کرده، زنده در گور می‌کند، همچو قساوت و شقاوتی دارد، و صورت خشن است، و زبر و آبله‌رو چنان می‌نماید صورت او بسیار سرخ است. کله او بسیار بزرگ است. این علامت‌ها را فرمایش کرده‌اند، و شاید این جوره باشد، و شاید بدا شود، و جوری دیگر باشد.

این جزئیاتش حتمی نیست. ولکن نوع این خبیث، بدا ندارد و خواهد آمد و سلطنت خواهد کرد و قشون زیادی از شامات بر گرد او جمع خودهد شد، و خطر عظیم برای دوستان امیرالمؤمنین خواهد بود. از سر کسی نمی‌گذرد. مگر کسی پنهان کند خود را از او و از قشون او. می‌نشیند و یک دسته دیگر از قشون خود را به طرف حجاز می‌فرستد که مکه و مدینه را خراب کنند. خانۀ کعبه را خراب کنند. یکدسته دیگر از قشون خود را می‌فرستد بعراق، یعنی به طرف کوفه و به طرف مشاهد مشرّفه که آنها را خراب کنند، و آثار آنها را خراب کنند و شیعیان در آن زمان بیشتر آنها در این صفحاتند و از آنها آسیب بسیار بدوستان و شیعیان می‌رسد.

[قشون سفیانی]

آن قشونی که به جانب مکه و مدینه می‌فرستد، سیصد هزار نفر خواهد بود که سلاطین حالا ندارند این قدر قشون. سلاطین حالا نهایت پنجاه فوج شصت فوج داشته باشند، ولکن آن ملعون یک دسته قشون او که به جانب مکه و مدینه می‌رود، سیصد هزار خواهد بود و این به جهت این است که قشون دو جوره است: یک قشونی است ایلجاری است و جمیع رعیت‌چی باید قشون سلطان باشند، مثل دولت حق که همه مردم رعیت و قشون امامند. اگر جمیع مردم را حکم کنند که باید بروید، بدعوا بر همه لازم است بروند و جیره و مواجبی هم به آنها نمی‌دهد که سربازی کرد، و کسی هم به ایشان تعدّی نمی‌کند و مالی از ایشان نمی‌گیرد. هرچه تحصیل دولت می‌کنند، مال امام است، املاک آباد می‌کنند، هرچه بیداد می‌کنند مال خودشان. کسی از ایشان نمی‌گیرد. نهایت در وقت حاجت والی حکم می‌کند که بیاید به دعوا، هر کسی باید تدارک خود را ببیند، و برود و بر او فریضه است، و به این سبب و از این جهت قشون زیاد می‌شود.

و اما آن کسی که دستی جیره و مواجب می‌دهد و قشون می‌گیرد، بیش از پنجاه فوج شصت فوج نمی‌تواند بگیرد ولکن وقتی جمیع رعیت باید نوکر باشند، آسان می‌شود و آن هم به این طورها حرکت می‌کند که اینقدر قشون جمع می‌کند، والا شامات قابل سیصد هزار قشون نیست. دولت روم می‌تواند اینقدر قشون جمع کند، لکن خود شامات تنها قایل این قدر قشون نیست، مگر اینکه اینها بطور ایلجاری باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سفیانی یکی از علائم حتمی ظهور و صفات ومشخصات ازدیدروایات ومحل خروج(وادی یابس)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 فروردین 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی
ماه هفتم از سال قمرى و از ماه هاى حرام است. 

بر طبق روایات، اتفاقات گوناگونى درآن مى افتد. 

امام رضا علیه السلام فرمود: در ماه رجب، سه ندا از آسمان طنین مى افكند: یكى مى گوید: به هوش باشید كه لعنت خدا بر ستمكاران باد. 

دومى مى گوید: هان اى مؤمنان رستاخیز، نزدیك است. 

و سومى مى گوید: خداوند آن گرامى را فرمان ظهور داده است، پس سخنان او را بشنوید و فرمان او را گردن نهید[1] 

در سلسله روایاتى كه در باب آشوب هاى جهانى وارد شده، از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: همه شگفتى ها در میان جمادى و رجب است . یكى از مستمعان پرسید: اى امیر مؤمنان این چه حادثه شگفت انگیزى است كه این همه موجب تعجب شما شده است؟ فرمود: واى بر تو، چه چیزى شگفت انگیزتر از این كه مردگان برخیزند وگردن زنده ها را بزنند. [2] 

در روایت دیگرى مى خوانیم: خروج سفیانى، یمانى و خراسانى، در یك روز و یك ماه و یك سال خواهد بود. هر سه در یك روز از ماه رجب یك سال، خروج خواهند كرد. [3] 

نیز در سالى كه حضرت مهدى ارواحنا له الفداء ظهور مى كند، بیست و چهار باران رحمت مى بارد كه به وسیله آن ها زمین مرده را زنده مى سازد، یكى از آن ها در ماه جمادى الثانیه مى بارد و دیگرى در ماه رجب كه ده روز تمام طول مى كشد و اثر آن در همه جا دیده مى شود و بركت آن در همه جا ظاهر مى گردد. [4] 

همچنین آمده است: سالى كه صیحه آسمانى در آن شنیده مى شود، نشانه اى پیش از آن، در ماه رجب دیده مى شود. گفته شد:آن نشانه چیست؟ امام صادق علیه السلام فرمود: سیمایى در قرص ماه دیده مى شود .... [5] 





نوع مطلب : نشانه ها و علائم ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردین 1397 :: نویسنده : احمد خورشیدی

گزارش شهادت

ابوعلی میانجی
امام علیه السلام سه روز قبل از شهادتش از زندان با طی الارض خارج شد و به مدینه رفت و آن گاه كه ودایع امامت را به فرزندش امام رضا علیه السلام سپرد، به زندان بازگشت. مسیب (موكّل حضرت) می گوید. حضرت به من فرمود ای مسیب! من در این شب به مدینۀ جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله می روم تا عهد امامت را به پسرم علی بسپارم، همان طور كه پدرم به من آن عهد را سپرد....

 

 

یكی از ابعاد درس آموز زندگی امام موسی بن جعفر علیه السلام، مبارزات آن حضرت با فساد و انحراف در جامعۀ اسلامی است...

طی الارض و خبر از شهادت

امام علیه السلام سه روز قبل از شهادتش از زندان با طی الارض خارج شد و به مدینه رفت و آن گاه كه ودایع امامت را به فرزندش امام رضا علیه السلام سپرد، به زندان بازگشت. مسیب (موكّل حضرت) می گوید. حضرت به من فرمود ای مسیب! من در این شب به مدینۀ جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله می روم تا عهد امامت را به پسرم علی بسپارم، همان طور كه پدرم به من آن عهد را سپرد. ، پرسیدم: مولای من! چطور دستور می دهید، جلوی چشم مأموران قفل در را باز كنم، فرمود: ای مسیب! یقین تو دربارۀ خدا و ما ضعیف است... من شنیدم كه حضرت دعا خواند و ناگهان از محل نماز خود پنهان شد. من همچنان سرپا ایستاده در این كار حیران بودم كه دیدم حضرت به جای خود برگشته و زنجیرها را دوباره به پایش می بندد. من از مشاهده این احوال به سجده افتادم. ،
حضرت فرمود: ای مسیب! سربردار. من در روز سوم از دنیا می روم. ، من با شنیدن این خبر به گریه افتادم. حضرت فرمود: گریه نكن كه علی، پسرم، امام و مولای بعد از من است بر تو. ، حضرت روز سوم مرا خواست و فرمود: به سوی خدا رهسپارم. هر وقت از تو آب خواستم و آشامیدم و دیدی كه بدنم ورم كرد، رنگ من زرد، سرخ و سبز شد، هارون ستمگر را از مرگ من با خبر كن.
من در نهایت غم و اندوه بودم تا این كه حضرت آب خواست و همان حالات به وجود آمد.
حضرت فرمود:ای مسیب! این پلید، سندی بن شاهك، گمان می كند كه او عهده دار غسل و دفن من است ولی چنین نیست. هرگز این نخواهد شد زیرا كه انبیا و اصیا را جز نبی و وصی غسل نمی دهد. (1)

مدینه چه خبر؟

«مسافر» خدمتكار خانۀ امام كاظم علیه السلام می گوید: «وقتی امام كاظم علیه السلام را بردند، آن حضرت به فرزندش امام رضا علیه السلام فرمود: «همیشه تا وقتی كه زنده ام، در خانه من بخواب تا خبر (وفات من) به تو برسد، ما هر شب، بستر حضرت رضا علیه السلام را در دالان خانه می انداختیم و آن حضرت بعد از شام می آمد و در آن جا می خوابید و صبح به خانه خود می رفت. این روش تا چهار سال ادامه یافت. در این هنگام شبی از شب ها بستر حضرت رضا علیه السلام را طبق معمول انداختند ولی آن حضرت دیر كرد و تا صبح نیامد. اهل خانه نگران و هراسان شدند و ما نیز از نیامدن آن حضرت سخت پریشان شدیم، فردای آن شب دیدیم آن حضرت آمد و به ام احمد (كنیز برگزیده و محرم راز امام) رو كرد و فرمود: آنچه پدرم به تو سپرده، نزد من بیاور. ، ام احمد فریاد كشید؛ سیلی به صورتش زد؛ گریبانش را چاك زد و گفت: به خدا مولایم وفات یافت. ، حضرت جلو آمد و گفت: آرام باش؛ سخن خود را آشكار نكن؛ به كسی نگو تا به حاكم مدینه خبر رسد. ،

حضرت به خانه خود رفت و شب بعد دیگر به خانه امام كاظم علیه السلام نیامد. پس از چند روز به وسیلۀ نامه خبر شهادت امام علیه السلام رسید. ما حساب كردیم. معلوم شد همان شب كه حضرت به منزل نیامده امام علیه السلام شهید شده است». (2) [و به این ترتیب معلوم می شود، حضرت هنگام شهادت پدر به بالین او رفته و به طور ناشناسی غسل، كفن، نماز و دفن پدر را انجام داده است.]

گزارش شهادت

در عیون المعجزات می خوانیم: «وقتی سندی بن شاهك خرمای زهرآلود برای آن حضرت فرستاد، خود نیز به زندان آمد. وقتی رسید كه امام علیه السلام ده دانه خرما میل كرده بود. گفت: باز میل كنید، فرمود: در آنچه خوردم، مطلب تو به عمل آمد و به زیاده از آن نیازی نیست..» آنان كه از انعكاس مظلومیت حضرت نزد مردم وحشت داشتند، چند روز قبل از شهادت بعضی از قضات را حاضر كردند و امام را نزد آن ها بردند و گفتند: «مردم می گویند: موسی بن جعفر در شدّت و سختی است. شما گواه باشید كه چنین نیست. ، حضرت بی درنگ پاسخ داد: ای مردم! گواه باشید كه سه روز است كه ایشان زهر به من داده اند و به ظاهر صحیح می نمایم ولی در اندرون من زهر جای كرده است.
در آخر این روز سرخی شدیدی بر من غلبه خواهد كرد و فردا بدنم به شدت زرد می شود. و سرانجام روز سوم رنگم به سفیدی مایل خواهد شد و به رحمت و خشنودی حق واصل خواهم شد، آری! چون روز سوم شد، روح مقدس امام علیه السلام به پیامبران و شهدا ملحق شد و به مصداق «و اما الذین ابیضت وجوههم ففی رحمه الله»؛ (3) رو سفید به سوی بهشت پركشید..» (4)

«وقتی خبر شهادت امام علیه السلام به هارون الرشید رسید، سندی بن شاهك را برای تجهیزش فرستاد. آن روز خروش از شهر بغداد بر آمده و اهالی همه، با ناله و فغان ابراز درد و غصه می كردند. در آن لحظات بود كه سندی بن شاهك با جمعی دیگر متوجّه غسل آن امام شد.
(مسیب) می گوید:چنانچه از امام علیه السلام شنیده بودم، سندی بن شاهك گمان می كرد، امام را او غسل می دهد. والله! دست خبیث او به بدن مطهر امام نرسید، بلكه حضرت رضا علیه السلام بود كه متكفل امور بود. ، امام رضا علیه السلام وقتی از تكفین پدر فارغ شد، روی به مسیب آورد و فرمود: ای مسیب! باید كه در امامت من شك نكنی؛ دست از دامان متابعت من نكشی؛ به درستی كه من پیشوای تو هستم. و حجت خدا بر تو بعد از پدرم هستم؛ آن گاه امام موسی علیه السلام را در مقبرۀ قریش [در كاظمین فعلی] كه اكنون مرقد مطهر آن حضرت است، دفن كردند..» (5)

بنال ای دل كه زهرا نوحه گر شد // شب زندانی او را سحر شد

بیا در حبس بغداد و نظر كن // كه موسی سوی جنّت رهسپر شد
ابن بابویه می گوید: «وقتی سندی بن شاهك جنازۀ امام مظلوم را برداشت تا به مقابر قریش ببرد، چند نفر را اجیر كرد كه ندا دهند و با بی ادبی از پیكر پاك آن حضرت یاد كنند.
در این هنگام سلیمان بن جعفر، برادر هارون، ـ كه قصری در كنار رودخانه داشت ـ متوجّه شد و از قصرش بیرون آمد و به غلامانش دستور داد افراد سندی بن شاهك را از آن محوطه دور كنند و خود عمامه از سر انداخت؛ گریبانش را چاك زد؛ پای برهنه دنبال جنازۀ امام روانه شد و دستور داد بگویند: هر كس می خواهد نظر كند به پاكیزۀ فرزند پاكیزه، به موسی بن جعفر علیهماالسلام نگاه كند، وقتی این خبر به هارون رسید، در ظاهر نامه ای به او نوشت و گفت: سندی بن شاهك بدون رضایت من آن كارها را كرده است. از تو خشنود شدم كه مانعش شدی..» (6)

پی نوشت:

1)- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 95.
2)- اصول كافی، ج 1، ص 381.
3)- آل عمران / 107.
4)- عیون المعجزات، ص 97.
5)- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 95.
6)- همان، ج 1، ص 93.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 9.





نوع مطلب : درمورد پیامبر اکرم( ص) وائمه اطهار علیهم السلام وراوایان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با استعانت از خداوند هستی بخش عالم هستی ودر ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در عصری که شیاطین آخرین لحظات حیات نا مشروع خود را در عرصه جولانگاه زمین خاکی سپری مینماید وبا استفاده ازانواع ترفندها (زر وزور وتزویرهاو رسانه ها و سایت ها ولشکر کشی ها وقتل و غارت کشورهای مسلمان وآزاده و تهدیدها و ترورهاو...)درصدد گمراه ساختن انسانها می باشند بر ما منتظران واقعی حضرت ولی عصر (عج) تکلیف شرعی است که ضمن اتفاق واتحاد وهمدلی با خود سازی وسلوک معنوی وچنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن وعترت) و شناخت صحیح ازسیره پیامبراکرم(ص) وائمه اطهارعلیهم السلام و دقت نظر در احادیث نورانی آنان از منابع معتبر و توجه ویژه به رهنمود های نائب بر حق ایشان (مقام معظم رهبری ) و بکار گیری آنها در راستای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر جهت مقابله با دسایس شیاطین و ایادی آنها وهمچنین جهت زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه ا....الاعظم (عج) بابصیرتی کامل گام برداریم به همین جهت بنده با احساس مسئولیت در این زمینه این وبلاگ را راه اندازی و امید آن دارم مورد قبول درگاه احدیت وحجت ایشان واقع گردد و دست یاری به سوی تمامی منتظران واقعی حضرت دراز کرده تا این حقیر را از دعاهای پاک و رهنمودهای ارزشمندشان بی نصیب نفرمایند .
به امید ظهورش : بهمن ماه سال 1389
مدیر وبلاگ : احمد خورشیدی
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic