تبلیغات
313 یاران خورشید - سلماس - فالوده ای که امیرالمؤمنین (ارواحنا فداه) نوش جان نکرد
313 یاران خورشید - سلماس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

اگرچه هیچ کس نمی تواند کاملا شبیه امیرالمومنین سلام الله علیه رفتار کند، اما باید توجه داشت که می شود به سبک زندگی و تفکری که ایشان در ساده زیستی داشتند، نزدیک شد.

 

خانه ها و ماشین های میلیاردی، فکر و حرص رسیدن به این اموال، حکایت امروز برخی مسئولان و افراد جامعه ماست.

 

شاید بگویید «دارندگی و برازندگی!» اما باید پرسید: «به چه قیمت؟»

 

آیا حسرت هایی که بر دل مردم کم بضاعت و بی بضاعت به واسطه دیدن این اموال می افتد، باعث نمی شود دارندگی ها و برازندگی ها تعدیل شود؟ آیا نیازهای بزرگتری در جامعه ما وجود ندارد که میزان واردات خودروهای لوکس خارجی به 2 میلیارد دلار بالغ می شود!؟

 

اول از مسئولان باید شروع کرد؛ مسئولانی که می بایست الگویشان امیرالمومنین سلام الله علیه باشد؛ چرا که ساده زیستی آن‌ها باعث خیزش جامعه به سوی ساده زیستی و نهادینه کردن این فرهنگ در جامعه می شود.

 

اگرچه هیچ کس نمی تواند کاملا شبیه امیرالمومنین سلام الله علیه رفتار کند، اما باید توجه داشت که می شود به سبک زندگی و تفکری که ایشان در ساده زیستی داشتند، نزدیک شد.

 

برخی همین را بهانه کرده و می گویند: «علی کجا و ما کجا؟» این همان تفکری است که شیطان با تلقین به افراد، موجبات دوری جامعه از بهترین الگوهای رفتاری و تربیتی یعنی اهل بیت (سلام الله علیهم اجمعین) را فراهم کرده است.

 

فـرهـنگ ساده زیستى اگر در جوامع بشرى به گونه شایسته اى نهادینه شود، مى توان با بـسیارى ازمشكلات اقتصادى مقابله كرد. در روزگاران سخت آینده -كه انفجار جمعیّت همراه بـا كـمـبـود مـوادغـذائى ومحدود بودن امكانات زیستى دامنگیر انسان هاست- چاره اى جز رواج فرهنگ ساده زیستى وجود ندارد.


امام امیرالمومنین سلام الله علیه الگوى كامل فرهنگ ساده زیستى می باشند.

 

خانه، لباس و مرکب حضرت

از لباس هاى معمولى كه عموم مردم مى پوشیدند استفاده مى كرد، روزى به بازار رفت و به لباس فروشان ندا داد كه چه كسى پیراهن 3 درهمى دارد؟


مـردى گـفـت: در مـغـازه مـن مـوجـود اسـت، حـضـرت امـیرالمؤمنین علیه السّلام آن را خرید و پوشید.

 

خانه اى چون خانه دیگران داشت و اسـبـى یـا الاغـى كـه هـمـگـان در اخـتـیـار داشتند به كار مى گرفت و روزى شمشیر خود را فروخت تا مشكل اقتصادى خانواده را حل كند.

 

هـارون بـن عنتره مى گوید : در شهر خورنق(1) هوا سرد بود، على علیه السّلام رادیدم كـه قـطـیـفـه اى بـر خـود پـیـچـیـده و از سـرمـا رنـج مـى بـرد، گـفـتـم از بـیـت المال سهمى بردار. امام على علیه السّلام پاسخ داد: چـیـزى از مـال شـمـا برنمى دارم و این قطیفه را كه مى بینى برخود پوشانده ام، آن را از مدینه همراه آورده ام . (2)


نان خشكیده مى خورد كه دخترش امّ كلثوم وقتى نان جوین خشك را بر سفره پدر دید اشكش جارى شد.


در اوائل زندگى ، شب ها با همسرش برروى پوستینى مى خوابید كه در روز بر روى آن شتر را علوفه مى داد.(3)

 

 

ازدواج ساده

الف ـ مراسم ساده
وقتى امیرالمومنین علیه السّلام ازحضرت زهراء سلام الله علیها خواستگارى كرد و پیامبر صلى الله علیه و آله موافقت نمود، فرمود: على جان از درهم و دینار چه دارى؟
پاسخ داد: یك شتر و زره جنگى.


پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: حیوان سوارى لازم است، زره را بفروش.


زره را بـه بـازار بـرد و بـه 40 درهـم فـروخـت و هـمـه را تـقـدیـم رسول خدا صلى الله علیه و آله كرد.


خـطـبـه عـقـد در حـضـور جـمـعـى ازیـاران پـیـامـبـر خـوانـده شـد. رسـول خـدا مـقـدارى از قیمت زره را به سلمان داد تا لباس و برخى مایحتاج زندگى امام على علیه السّلام را تهیّه كند و مقدارى هم به مقداد داد و فرمود: آن را بـه خـواهـر عـلى عـلیـه السـّلام (امّ هـانـى) بـده تـا به عنوان صدقه بر سر عروس بـریزد. با دادن یك غذاى ساده به جمعى از اصحاب، مراسم عروسى پایان گرفت. (4)

 

 

ب ـ تداركات ساده ازدواج
هـمـه قـبـول دارنـد كه دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله بزرگ زنان بهشتى و دختر بزرگترین پیامبر آسمانى است. هـمـه قـبول دارند كه حضرت امیرالمؤ منین علیه السّلام یكى از بزرگترین شخصیّت هاى جهان اسلام است.


امّا ازدواج ساده آن بزرگواران جاى بسى شگفتى است كه چگونه ساده و دور از تشریفات انجام گرفت.


نقل شده كه: امـام عـلى عـلیـه السّلام زِرِه خویش را مَهرِ فاطمه سلام الله علیها قرارداد، زیرا كه در آن موقع چیزى از سیم و زر نداشت.


و نقل شد كه: عـلى عـلیـه السـّلام زِرِه خـود را بـه خـاطـر شـیـربـَهـا تـقـدیـم نـمـود زیـرا كـه رسول اللّه صلى الله علیه و آله او را به این امر فرمان داده بود.

 


غذاى حضرت

داستان احنف بن قیس
احنف بن قیس مى گوید: روزى بـه دربار معاویه رفتم. وقت نهار آنقدر طعام گرم، سرد، ترش و شیرین پیش من آوردند كه تعجّب كردم. آنگاه طعام دیگرى آوردند كه آن را نشناختم. پرسیدم: این چه طعامى است؟


معاویه جواب داد: ایـن طـعـام از روده هـاى مـرغـابى تهیّه شده، آن را با مغز گوسفند آمیخته و با روغن پسته سرخ كرده و شكر نِیشكر در آن ریخته اند.


احنف بن قیس مى گوید: در اینجا بى‌اختیار گریه ام گرفت و گریستم.


معاویه با شگفتى پرسید: علّت گریه ات چیست؟


گفتم: به یاد على بن ابیطالب علیه السّلام افتادم. روزى در خانه او بودم که وقت طعام رسید. فرمود: میهمان من باش. آنگاه سفره اى مُهر و مُوم شده آوردند. گفتم: در این سفره چیست؟


فرمود: آرد جو ( سویق شعیر)


گفتم: آیا مى ترسید از آن بردارند یا نمى خواهید كسى از آن بخورد؟


فـرمـود: نـه، هـیـچكدام از اینها نیست، بلكه مى ترسم حسن و حسین علیهما السلام بر آن روغن حیوانى یا روغن زیتون بریزند.


گفتم: یا امیرالمؤمنین مگر این كار حرام است؟


حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: «لا وَ لكِن یَجِبُ عَلى اَئِمَّةِ الحَقِّ اَن یُقَدِّرُوا اَنفُسَهُم بِضَعفَةِ النّاسِ لِئَلاّ یَطغِى الفَقیرَ فَقرُهُ» (نه، بلكه بر امامان حق لازم است در طعام مانند مردمان عاجز و ضعیف باشند تا فقر باعث طغیان فقرا نگردد.) [یعنی هـروقـت فـقـر بـه آنـها فشار آورد بگویند: بر ما چه باك، سفره امیرالمؤمنین نیز مانند ماست.]


مـعـاویـه گـفـت: اى احـنـف مـردى را یـاد كـردى كـه فـضـیـلت او قابل انكار نیست .(5)

 


امام على علیه السّلام بیشتر از سبزیجات استفاده مى فرمود و اگر غذاى بهترى مى خواست، شیر شتر میل مى‌كرد. گوشت بسیار كم مى خورد و مى فرمود: شكم ها را مدفن حیوانات نكنید. با اینهمه، از همه قدرتمندتر و قوى‌تر بود. (6)

 

پاسخ عاصم بن زیاد
وقـتـى حـضـرت امـیـرالمـؤمـنـیـن عـلیـه السـّلام بـه عـاصـم بـن زیـاد كـه ترك لذّت هاى حـلال كـرده بـود اعـتـراض كـرد و رهـنـمـود داد كـه نـبـایـد از حلال الهى و از زندگى لازم و مناسب پرهیز داشت، عاصم بن زیاد به صورت اعتراض گفت: یـا امـیـرالمـؤمـنین! شما هم كه از لباس هاى بسیار ساده و غذاهاى ساده استفاده مى كنید و بسیارى از لذّت هاى حلال را ترك كرده اید!؟


حضرت امیرالمؤمنین على علیه السّلام در پاسخ او فرمود: «وَیحَكَ لَستُ كَأنتَ اِنَّ اللّهَ فَرَضَ عَلَى ائمَّةِ العَدلِ اَن یُقَدِّرُوا اَنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاسِ كَیلا یَتَبَیَّغَ بِالفَقیرِ فَقرُهُ (7) (واى بر تو، من همانند تو نیستم چون رهبر جامعه اسلامى مى باشم همانا خداوند بر امامان عـادل واجـب كـرده اسـت كـه چـونـان ضـعـیـف تـرین انسان‌ها زندگى كنند تا تهیدستى بر محرومان و فقرا فشار نیاورد).

 

یعنى سادگى در غذا و پوشاك نسبت به مسئولیّت هاى اجتماعى افراد متفاوت است.

 


اعتراف عمر بن عبدالعزیز
عمر بن عبدالعزیز گفته است: عـلى بـن ابـیطالب علیه السّلام گذشتگان را بى آبرو و بى موقعیّت كرد و باعث زحمت آیندگان گردید.


یـعـنى امام على علیه السّلام چنان در عبودیّت و عدالت و زهد و تقوى بالاتر از همه قرار داشت كه خلفاى گذشته را در نزد مردم بى موقعیّت نمود كه مردم مى گفتند: عدالت و تقوى یعنى این.


و خـلفـاى آیـنـده نیز هرچه خواستند نتوانستند راه او را بروند و به زحمت افتاده و در نزد مردم ارزشى پیدا نكردند.

 

 

داستان فالوده
عدى بن ثابت مى گوید: در هـواى گـرم تـابـستان به وسیله آب خنك و شكر، فالوده اى درست مى كنند كه براى رفع تشنگى خوب است. روزى مقدارى فالوده نیز براى حضرت امیرالمؤمنین على علیه السّلام آوردند. امام على علیه السّلام از خوردن آن امتناع ورزید و فرمود: «چـون رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله فـالوده نـخورد، من هم دوست ندارم از آن بخورم.» (8)

 

پیروى از رسول خدا علیه السّلام در غذا

 

الف ـ رعایت سادگى در غذا

امـام عـلى عـلیـه السـّلام در سـاده زیـسـتـى ضـرب المثل بود. از غذاهاى ساده استفاده مى كرد، غذائى مى خورد كه عموم مردم مى خوردند. سخت تلاش داشت تا با محرومان و فقرا هم‎نوا باشد.

 

روزى براى حضرت امیرالمؤ منین على علیه السّلام فالوده آوردند. امام علیه السّلام فالوده را میل نفرمود و اظهار داشت: «چـون رسـول خـدا صـلى الله علیه و آله فالوده نخورد، من هم از او اطاعت مى كنم و نمى خورم.» (9)


زیـرا در هـواى گـرم مـدینه یا در كوفه تهیّه فالوده از برف و شكر و دیگر ادویه هاى مورد لزوم، كار هركسى نبود و محرومان قدرت آن را نداشتند و چون فالوده دسر گروه خـاصـّى از جـامـعه بود، رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله هم از آن استفاده نمى كـرد و امـیـرالمـؤمنین علیه السّلام هم براى رعایت سادگى در غذا و هم به جهت پیروى از سنّت رسول خدا صلى الله علیه و آله فالوده نخورد.

 

ایـن الگـوى رفـتارى درس ساده زیستى به مسئولان و مدیران جامعه مى دهد كه تلاش كنند در غذا و لباس و مسكن همانند محرومان جامعه زندگى كنند، گرچه مصداق هاى خارجى مهمّ نیست؛ زیـرا در آن روزگـاران مـمـكـن بـود فـالوده غـذاى سرمایه داران جامعه به حساب آید و امروز به یك غذاى عمومى تبدیل شده باشد. ،هـمـواره بـایـد پـیـام الگـوهـا را شـنـاخت و بكار گرفت، گرچه نمونه هاى خارجى ملاك نباشد.

 

 

ب - پرهیز از غذاهاى چرب و شیرین
1 ـ اگـرچـه امـام عـلى عـلیـه السـّلام از غـذاهـاى حـلال اسـتفاده مى فرمود، امّا اغلب غذاهاى حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام سركه و روغن و خرما بود.


2 ـ همه سیره نویسان نقل كرده اند كه: حـضـرت امـیـرالمـؤمـنـیـن علیه السلام در سادگى غذا چونان رسـول خـدا صـلى الله علیه و آله عمل مى كرد و سفره او از سفره رسول خدا صلى الله علیه و آله رنگین تر نشد. «وَ كانَ امـیرالمؤمنین علیه السّلام أشبهُ النّاس طُعمةً بِرَسُولِ اللّه صلى الله علیه و آله كانَ یأكُلَ الخُبزَ وَ الخِلَّ و الزّیتَ» (حضرت امیرالمؤمنین عـلى علیه السـّلام شبیه ترین مردم در غذا به رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله بـود كـه اغـلب نـان و سـركـه و روغـن تناول مى فرمود). (10)

 

 

ج - استفاده از غذاى ساده با وجود غذاهاى رنگین
امام على علیه السّلام تهیدست نبود. از دسترنج خود تولید فراوانى داشت. وقتى فقرا و یـتـیـمـان را دعـوت مـى كرد، بر سر سفره انواع غذاهاى رنگارنگ مى گذاشت و همگان را دعوت به تناول غذاها مى كرد، امّا خود بر سر همان سفره نان خشك مى خورد. (11)


 

د - پرهیز از برخى غذاها
روزى بـراى حـضـرت امـیـرالمـؤمـنـیـن عـلى عـلیـه السـّلام مـعـجـونـى از آب و عسل آوردند كه به صورت شربت مى نوشیدند. امام على علیه السّلام آن را گرفت و فرمود: (پـاك و پـاكـیـزه اسـت و حـرام نـیست، امّا من از آن نمى خورم و نفس ‍ خود را به چیزى كه نباید عادت بدهم آشنا نمى سازم). (12)

 

 

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت أمیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام

 

 

پی نوشت ها:

1- پایتخت پادشاهان حیره
2- عـلى و حـقـوق بـشـر ج 1ص 82 ـ و ـ كامل ابن اثیر ج 2 ص 44 ـ و ـ تذكرة الخواص ص 108 ـ و ـ كشف الغمّه ج 1 ص 203
3- سنن این ماجه ج 2 ص 3 ـ و ـ تذكرة الخواص ابن جوزى ص ‍ 316 و 16 ـ وكشف الغمّه ج 2 ص 78 ـ و ـ یـنـابـیـع الموّدة ص 197
4- كامل بهائى ج 1ص 161 ـ و ـ خصایص نسائى
5- اصل الشّیعه و اصُولُها ص 65 ـ و ـ نثر الدّرر، سعید بن منصور بن الحسین الا بى
6- شرح ابن ابى الحدید ج 1 ص 7
7- خطبه 209 نهج البلاغه معجم المفهرس مؤ لّف
8- الغارات ج 1 ص 88 ـ و ـ بحارالانوار ج 8
9- كشف الغُمّه ص 37
10- حلیة الابرار ج 1 ص 329
11- بحارالانوار ج 40 ص 327
12- بحارالانوار ج 40 ص 327

  منبع : وعده صادق





نوع مطلب : درمورد پیامبر اکرم( ص) وائمه اطهار علیهم السلام وراوایان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 مرداد 1396 08:40 ق.ظ
What's up, just wanted to tell you, I enjoyed this blog post.
It was inspiring. Keep on posting!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با استعانت از خداوند هستی بخش عالم هستی ودر ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در عصری که شیاطین آخرین لحظات حیات نا مشروع خود را در عرصه جولانگاه زمین خاکی سپری مینماید وبا استفاده ازانواع ترفندها (زر وزور وتزویرهاو رسانه ها و سایت ها ولشکر کشی ها وقتل و غارت کشورهای مسلمان وآزاده و تهدیدها و ترورهاو...)درصدد گمراه ساختن انسانها می باشند بر ما منتظران واقعی حضرت ولی عصر (عج) تکلیف شرعی است که ضمن اتفاق واتحاد وهمدلی با خود سازی وسلوک معنوی وچنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن وعترت) و شناخت صحیح ازسیره پیامبراکرم(ص) وائمه اطهارعلیهم السلام و دقت نظر در احادیث نورانی آنان از منابع معتبر و توجه ویژه به رهنمود های نائب بر حق ایشان (مقام معظم رهبری ) و بکار گیری آنها در راستای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر جهت مقابله با دسایس شیاطین و ایادی آنها وهمچنین جهت زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه ا....الاعظم (عج) بابصیرتی کامل گام برداریم به همین جهت بنده با احساس مسئولیت در این زمینه این وبلاگ را راه اندازی و امید آن دارم مورد قبول درگاه احدیت وحجت ایشان واقع گردد و دست یاری به سوی تمامی منتظران واقعی حضرت دراز کرده تا این حقیر را از دعاهای پاک و رهنمودهای ارزشمندشان بی نصیب نفرمایند .
به امید ظهورش : بهمن ماه سال 1389
مدیر وبلاگ : احمد خورشیدی
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :