313 یاران خورشید - سلماس
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه
دوشنبه 15 آذر 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی


بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام احتراما ضمن خوش آمد گویی ازاینکه این و بلاگ را انتخاب نموده اید تشکر نموده وبه استحضار می رساند:
مطالب وبلاگ موضوع بندی شده وعزیزان می توانند با مراجعه به صفحه نخست و فهرست موضوعات یا آرشیو کل به مطالب مورد علاقه خود دسترسی پیدا کنند.هچنین با اعلام نظرات خود مارادر هرچه بهتر شدن مطالب وبلاگ راهنمایی فرموده ودر صورت تمایل در نظر سنجی شرکت نمایند. 
هرگونه برداشت یاکپی مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.

با آرزوی فرج مولایمان 


 التماس دعا : احمد خورشیدی

 

Image result for ‫نامگذاری سال 1396‬‎





نوع مطلب : شرحی بر نامگذاری وبلاک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :









نوع مطلب : عکسهای مهدوی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی




نوع مطلب : بشارتها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

1. خروج سفیانی: پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقة عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می شود با سپاهی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداد (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند. [1]

 2. خسف در بیداء: خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند. [2]



ادامه مطلب


نوع مطلب : نشانه ها و علائم ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اشاره

 

حمله و انفجار هسته‌ای یا زلزله دمشق قبل از ظهور/ «رجفۀ الشام» در دمشق سوریه، معمایی پر رمز و راز در عصر ظهور/ آیا زلزله دمشق قبل از ظهور با بیش از 100 هزار کشته، واقعیت دارد؟


 
چند کانون مرکزی در تحولات و حوادث قبل از ظهور و آینده جهان وجود دارد که شناخت آنها و رصد کردن تحولات مربوط به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است و می تواند ما را در تحلیل درست رویدادها و مباحث مرتبط با آخرالزمان و ظهور امام زمان(ع) یاری دهد. این کانون های مرکزی عبارت است از: سوریه، ایران، عراق، یمن، فلسطین و عربستان (حجاز). کشورهای مذکور، مرکز تحولات و رویدادهای مهمی خواهد بود که تاثیرات داخلی و منطقه ای و حتی جهانی خواهد گذاشت و در آینده این کشورها، قبل از ظهور، اتفاقاتی بسیار سریع و شگفت آور خواهد بود. بنابراین دیده بانی سیاسی و نظامی این کشور در هر برهه ای از زمان، می تواند اهمیت استراتژیک و آینده پژوهانه مهدوی، داشته باشد. و این امر محقق نخواهد شد جز با رصد تحولات و نشانه های ظهور و بویژه حوادث در "احادیث تمهید مباشر"- احادیثی که به حوادث و اتفاقات قبل از علائم و نشانه های حتمی ظهور، در کشور سوریه، عربستان و عراق - اشاره دارند.

به عنوان مثال، اگر "مجموع" حوادث منطقه شام و سوریه در زمان معاصر، به "ترتیب" ذکر شده در حدیث امام باقر و به فاصله "زمانی معین"، رخ دهد، و با دلایل متقن علمی و مستند به احادیث معتبر، ثابت گردد، به این معنا خواهد بود که وارد تحولات عصر ظهور در سوریه، شده ایم و وظایفی متوجه شیعیان می گردد؛ از اینرو، شناخت این علائم، تکلیف آور خواهد بود.

 

وجوب فقهی شناخت نشانه های حتمی ظهور

 

برخی از فقهاء، یادگیری نشانه های ظهور را از باب جلوگیری از سقوط در وادی هلاکت و ضلالت عصر غیبت و دفع ضرر محتمل، واجب دانسته اند. آیۀ الله صافی گلپایگانی، در کتاب ارزشمند منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، چنین می فرمایند:

 

هل یجب معرفة علائم الظهور، لیعلم به عند وقوعه، و یعرف المحقّ من المبطل، و یمیز بین الخبیث و الطیّب؟ الظاهر هو وجوبها؛ حذرا عن الوقوع فی الضلالة، و دفعا للضرر المحتمل.[1]

آیا شناخت و معرفت نشانه های ظهور، واجب است؟ تا اینکه هنگام وقوع نشانه ها، علم و آگاهی به آن حاصل شود و بین حق و باطل، تمییز و تشخیص قائب شوند؟ آری. ظاهر بر وجوب یادگیری و تعلیم نشانه های ظهور است تا اینکه در ضلالت و گمراهی عصر غیبت، دچار نشویم. علاوه براین، دفع ضرر احتمالی ناشی از عدم شناخت نشانه های ظهور، واجب است.

 

بدین‏سان، پیشوایان معصوم، برای ظهور امام مهدی، نشانه های فراوانی را بیان فرموده اند و از طرح و ذکر آنها، اهدافی داشته اند و محال است در کلمات معصومین، حرف لغو و بی هدفی، وجود داشته باشد.


 

فوائد شناخت نشانه های ظهور

 

در اندر فوائد شناخت نشانه های ظهور، اینکه، برخی از نشانه های ظهور، به صورتی هستند که هم تطبیق صحیح آن، دارای آثار مفید و اثربخشی است و هم تطبیق نادرست آن، ما را دچار خسران و زیان خواهد کرد. به عنوان مثال، خراسانی و یمانی، به عنوان پرچم های هدایت و نشانه های حتمی ظهور، اگر قیام کنند و ما موفق به شناسایی شان نشویم، نمی توانیم در حرکت و قیام شان، یاری کنیم و اصولا آیا همراهی و تبعیت از قیام های هدایت، بدون آگاهی از شناخت نشانه های ظهور و حوادث مرتبط به آنها، ممکن و میسر است؟

 

عمار یاسر و نشانه های حتمی ظهور، در امتداد تاریخ

 

برای درک لزوم و فوائد آگاهی از نشانه های ظهور، به گذشته و تاریخ اسلام، بر می گردیم. چنان‌که می‌دانیم رسول گرامی اسلام، بارها، درباره امامت و جانشینی امیرالمؤمنین سخن گفت و با بینات و هدایت‌های خود این مسئله را برای مردم توضیح داد و حقانیت امام علی و لزوم پیروی مردم از ایشان پس از رحلت خود را تا آن‌جا که میسور بود، بازگو کرد. این هدایت‌ها و بینات آن‌قدر زیاد بودند که اگر کسی واقعاً به دنبال شناخت حق بود، با مراجعه به برخی از آن‌ها، می‌توانست بدان دست یابد.

 

با این حال، آن حضرت در کنار این روشن‌گری‌ها و ارائه ضوابط، نشانه‌هایی نیز بیان فرمود. برای مثال، از عمار به عنوان نشانه جبهه حق یاد کرد و با جمله معروف «تَقْتُلُ عَمَّاراً الْفِئَةُ الْبَاغِیَة»[2] به مسلمانان فهماند که هر گاه در فضای فتنه از شناخت حق و باطل ناتوان شدند، بدانند گروهی که عمار را به قتل می رساند، جبهه باطل است.

 

و به‌راستی چقدر تفاوت است، میان آنان‌که پیش از شهادت عمارها، با تکیه بر بینات و میزان‌های دین، می‌دانند، علی برحق است و آنان که تا خون سرخ عمار بر زمین نریزد، بیدار نمی‌شوند!

 

و به راستی چقدر تفاوت است، میان آنان که قبل از آغاز نشانه های حتمی، با تکیه بر احادیث مقدمات و حوادث قبل از نشانه های حتمی، همچون حدیث امام باقر (حدیث تمهید مباشر)، درمی یابند که ظهور نزدیک است و جبهه حق و باطل، کجا است و آنان که ناگهان چشم باز می کنند و در می یابند که در متن تحولات ظهور، قرار گرفته اند!

 

آنان‌که منتظر می‏مانند، تا سفیانی، یمانی و خراسانی قیام کنند و بعد بفهمند، باید چه کنند و تکلیف شان در سوریه، عراق و ایران، چیست؟، مانند کسانی هستند که تا عمار، به مسلخ نرود و کشته نشود، حق را تشخیص نمی‌دهند.

 

احادیث مهدویت، قطعه‌های مختلف یک پازل

 

در مباحث مهدویت، باید به نکته مهمی توجه کرد و آن اینکه: احادیث مهدویت، بویژه حوادث متتهی به نشانه های حتمی ظهور و مقدمات آنها، قطعه های مختلف یک پازل واحد، محسوب می شوند و جدا از هم، نباید بررسی شوند و اگر نشانه های حتمی ظهور را جدا از هم و مستقل از یکدیگر، بررسی کنیم، به نتایج واقعی و مطلوب نخواهیم رسید. زیرا اگر به بررسی تنها یک نشانه ظهور، بسنده کنیم، ممکن است به این نتیجه دست یابیم که این نشانه، در گذشته و تاریخ واقع شده، و یا ممکن است شبیه آن در آینده، به طور متعدد، تکرار شود. اما اگر مجموعه علامت ها و نشانه ها را به صورت میدانی و در کنار هم، به عنوان قطعه های مختلف پازل واحد، توجه کنیم، به نتیجه ای واقعی‏تر، خواهیم رسید. به عنوان مثال، هر گاه، به احادیث "خراب شام"، به تنهایی توجه کنیم، ممکن است فورا استنباط کنیم که این مساله در گذشته، انجام شده است. اما اگر احادیث "خراب شام"، را با مجموع حوادث دیگر و نشانه ها در کنار هم، بررسی کنیم، نتیجه فرق خواهد کرد. توضیح اینکه: اگر احادیث تخریب و ویرانی منطقه شام (سوریه و ...) را در کنار سایر احادیث از جمله حدیث امام باقر که به حدیث تمهید مباشر، شهرت یافته، قرار دهیم که بعد از خراب شام، اختلاف رمحان (دو پرچم) در منطقه شام، به عنوان دو تفکر مقابل هم، رخ می دهد و بعد از آن، رجفۀ دمشق، و در ادامه، نزول رایات الصفر (آمدن پرچم های زرد رنگ) از مغرب شام، سپس خسف (فرو رفتن زمین) در محور جابیه- حرستا دمشق در کشور سوریه و بعد خروج سفیانی؛ آنگاه درک حوادث و نشانه های ظهور برای رسیدن به واقع و تصمیم گیری، آسان تر خواهد شد. و در مرحله بعد و بالاتر، نیز اگر حوادث شام و حدیث امام باقر را با نشانه های دیگری همچون: تشکیل حکومت زمینه ساز ظهور در ایران توسط رجل من اهل قم، در ادامه، وجود قائد و فرمانده خراسانی در ایران، وجود پادشاه حجاز به نام عبد الله، مرگ عبد الله و اختلاف بنی فلان در کشور عربستان، و نیز وجود حکومت عراقی شیعه اما ضعیف، در کنار تحرکات کردها و ترک ها، تحرکات گروه های تکفیری در سوریه و منطقه شام و اختلاف پرچم ها را، که همگی در روایات و احادیث نشانه های ظهور، به وضوح و صراحتا، ذکر شده است، کنار هم قرار دهیم، به درک واضح تر از روایات و احادیث و معارف مهدویت، خواهیم رسید. با کنار هم قرار دادن احادیث "مرتبط و هم خانواده" با یکدیگر و آنچه را که می بینیم، انعکاس قویی در احادیث مهدویت، دارد و ممکن است، این احتمال تقویت می شود که ما در عصر ظهور، به سر می‏بریم ان شاء الله. البته ما در این نوشتار، درصدد توقیت و تعیین وقت ظهور، نیستیم، لکن در هیچ دوره ای از تاریخ، تمام آنچه از نشانه های ظهور، که در عصر حاضر، در حال روی دادن است، اینچنین و کنار هم، قرار نگرفته است.[3]انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا.

 

تعیین وقت ظهور، آری یا خیر؟

 

و صد البته، در کنار، حوادث و مقدمات نشانه های حتمی ظهور، که باید مجموعا، بررسی شوند و بررسی جداگانه و منفصل آنها و تطبیق بدون پشتوانه حدیثی، خسارت زیانباری است که با ایجاد هیجان و احساس کاذب در منتظران ظهور امام عصر، ممکن است تبعات ناگواری، به دنبال خود داشته باشد. در عین حال، به دستور ائمه معصومین، باید همواره ظهور را نزدیک دانست و در عین حال، ضمن پرهیز از تعیین وقت قطعی در زمان ظهور، همچنین از عجله و استعجال در امر ظهور و درخواست زودتر از موعد، قبل از وقوع نشانه های حتمی ظهور، بویژه وقوع ندای آسمانی -که در ماه رمضان رخ میدهد و تمام جهانیان می‏شنوند- پرهیز کرد. چنانچه، در احادیث منقول از اهل بیت، بر این موضوع، تاکید شده است:

 

... كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَكَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ.[4]

... وقت تعیین کنندگان برای امر ظهور، را تکذیب کنید، تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک میشوند و تسلیم شوندگان (و آنان که در انتظار وقوع نشانه های حتمی ظهور، می باشند)، نجات می یایند.

 

... هَلَكَتِ‏ الْمَحَاضِیرُ قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْمَحَاضِیرُ قَالَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ‏.[5]

... تعجیل کنندگان در امر ظهور، هلاک میشوند و آنانی که ظهور را نزدیک می‏پندارند، نجات می‏یابند.

 

حدیث طلایی ورود به تحولات سال ظهور

 

بعد از بیان این مقدمه، که ذکر آن بسیار ضروری بود، نوبت به این مساله می رسد که طبق احادیث متعدد، اتفاقات و حوادث سوریه را شاید بتوان مهم ترین، تاثیر گذارترین و متوقع ترین رویدادهای آخرالزمانی دانست. جرقه آخرالزمان و پایان تاریخ سیاه، از منطقه شام و کشور سوریه زده می شود و آتش آن به سرعت شرق و غرب عالم را در می نوردد و خبر بزرگ آغاز عصر جدید اعلام می شود. خاورمیانه و حضور کشورهایی چون ایران، عراق، سوریه، حجاز، اردن، مصر، ترکیه و فلسطین در آن، در طول تاریخ، منشا حوادث و تحولات مهمی در دنیا بوده و مرکز بیشتر حوادث آخرالزمانی نیز خواهد بود. مهم ترین این حوادث، حوادث "قبل از خروج سفیانی" و نیز "خروج سفیانی" است که براساس نصوص و احادیث معتبر، نقطه آغازین تحولات منجر به ظهور، خروج سفیانی از شامات و تسلط او بر سوریه، خواهد بود.

 

حال، آیا حوادث فعلی سوریه، همان حوادث نزدیک ظهور است یا ممکن است این حادثه نیز بدون هیچ ارتباطی با علائم مورد نظر روایات، رخ دهد و ارتباطی با حوادث مهدویت، نداشته باشد؟ و اگر این اتفاقات رخ دهد و حوادث سوریه منجر به رویدادهای آخرالزمانی گردد؛ وظیفه ما چیست؟ و آیا به ظهور، نزدیک شده ایم یا ده ها و صدها سال دیگر نیز باید منتظر بمانیم؟!

 

در این نوشتار، سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه "قبل از خروج جریان سفیانی" بررسی شده و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی، در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر در حدیث امام باقر که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، خواهیم بود و با نگاه آینده ‏پژوهی، این حوادث را بررسی خواهیم کرد.

 

حوادث سوریه قبل از خروج سفیانی

 

طبق "حدیث جابر از امام باقر" که به "حدیث تمهید مباشر"، شهرت یافته، رخ دادن مجموع "همه حوادث" در منطقه سوریه در فاصله "زمانی معین" و به "ترتیب" ذکر شده، سه شرط اساسی و کلید طلایی و بسیار مهم برای ورود به تحولات "حوادث سال ظهور" است؛ و لازم است، قبل از خروج سفیانی، سلسله حوادثی در سوریه، رخ دهد، از جمله:

 

... وَ یَجِیئُكُمُ الصَّوْتُ مِنْ نَاحِیَةِ دِمَشْقَ بِالْفَتْحِ وَ تُخْسَفُ‏ قَرْیَةٌ مِنْ‏ قُرَى‏ الشَّامِ‏ تُسَمَّى الْجَابِیَةَ وَ تَسْقُطُ طَائِفَةٌ مِنْ مَسْجِدِ دِمَشْقَ الْأَیْمَنِ وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِیَةِ التُّرْكِ وَ یَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَیُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْكِ حَتَّى یَنْزِلُوا الْجَزِیرَةَ وَ سَتُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى یَنْزِلُوا الرَّمْلَةَ فَتِلْكَ السَّنَةَ یَا جَابِرُ اخْتِلَافٌ كَثِیرٌ فِی كُلِّ أَرْضٍ مِنْ نَاحِیَةِ الْعرب فَأَوَّلُ أَرْضِ تخرب، أَرْضُ الشَّامِ ... .[6]

... صوتی بر دمشق همراه با فتح، دمیده می شود و زلزله ای در منطقه جابیه دمشق در سوریه، رخ خواهد داد و بخشی از مسجد اموی دمشق، تخریب خواهد شد ... آنگاه خروج کنندگانی از جانب ترکها، خروج خواهند کرد (ادعای استقلال مناطق کردنشین سوریه)؛ فتنه، اختلاف و قتل رومی ها (کشورهای غربی) را فراخواهد گرفت. برادران ترک، نیروهایی نظامی خویش را در الجزیرۀ سوریه ادامه می دهند (الجزیرۀ سوریه به مناطق متصل به مرز عراق اعم از الحسكۀ و دیر الزور و الرقة در شرق سوریه، اطلاق می شود)؛ و خروج کنندگانی از رومیان هم در رمله (میناء اشدود فلسطین اشغالی) نیروی نظامی پیاده می کنند؛ در این سال، اختلاف و فتنه سراسر سرزمین های عربی را فرا گرفته است. و اولین سرزمینی که تخریب می شود، سرزمین شام (سوریه) است ... .

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : تحولات کشورها در عصرظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امام حسین(ع) همچون سایر امامان معصوم بشارت ظهور مهدی موعود(عج) را داده‌ و فرمودند: او امام قائم به حق است و خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده کرده و دین حق را پیروز می‌گرداند.

به راستی، چه ارتباطی میان این دو کوکب درخشان آسمان ولایت - که ملک و ملکوت، عرش و فرش همه از یگانگی آن دو سخن می‌گویند - وجود دارد. هر کجا حسین علیه السلام است، مهدی (عج) نیز هست و هر کجا مهدی (عج) است، حسین علیه السلام نیز هست. ذکر و نام آن یکی، با یاد و نام دیگری قرین و عجین است.

مقدمه از نوای غریبانه استغاثه امام حسین (ع)، سال‌ها و قرن‌ها می‌گذرد، اما انعکاس آن را می‌توان در لحظه لحظه تاریخ به گوش جان شنید، این فریاد نه تنها رو به خاموشی و افول نگذاشته، بلکه هر روز رساتر و پرصلابت تر، خروش و جوشش آزادگان عالم را افزوده است.

گویا امام حسین (ع) سال‌ها و قرن‌ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته است; تا امام عصر (عج)، ندایش را پاسخ گوید; پرچم بر زمین مانده‌اش را به دوش گیرد; داغ‌های کهنه‌اش را التیام بخشد و آرمان‌های بلندش را لباس تحقق بپوشاند.

روز ظهور، هنگام پاسخ به استغاثه مظلومانه امام حسین (ع) است و حضرت مهدی (عج) پاسخ دهنده آن. در این گستره بی انتها و افق‌های دور آن، کسی به خروش و التهاب فرزندش که برای رسیدن آن روز، گذر آرام آرام و جانکاه لحظه‌ها را به تماشا می‌نشیند و روزها و سال‌ها را با چشمان منتظرش بدرقه می‌کند وجود ندارد.

به راستی چه رمزی مهر سکوت بر لبان بسته و چه سری در این میان رخ پنهان کرده است؟ چرا یاد امام حسین (ع) همیشه و همه جا، همراه و هم پای یاد حضرت مهدی (ع) است؟ چرا هر جا سخن از حسین (ع) است، نام حضرت مهدی (ع) نیز رخ می‌گشاید؟ چرا عاشورا روز «ظهور» است و یاد حسین (ع) آغازین کلام مهدی علیه السلام...؟

این گفتار می‌کوشد گوشه‌هایی از این ارتباط و پیوست را، از منظرهای مختلف و در ابعاد گوناگون بررسی کند و فهرست وار آنها را در چهار بخش (همراه با قرآن، همراه با روایات، ادعیه و زیارات، تشرفات) و یک خاتمه برشمارد تا به عنوان دستمایه برخی از محققان و مبلغان و نیز ابزاری برای تحقیق و پژوهش بیشتر و مقدمه‌ای برای کشف زوایایی دیگر از حقایق نورانی حیات این دو امام همام علیه السلام باشد.

گرچه بررسی و تحلیل این پیوستگی‌ها و نیز نتایج و آثار آن، مجالی دیگر و فرصتی فراخ تر می‌طلبد و گشودن گره اسرار این پیوستگی‌ها، دل‌هایی راز دان و جان‌هایی آگاه از آن اسرار را می‌طلبد.

* همراه با قرآن

1. امام حسین علیه السلام از نگاه امام مهدی (عج) سعد بن عبدالله قمی گوید: به امام عصر - اوراحنا له الفداه - عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا! تاویل آیه «کهیعص » چیست؟ فرمود: «هذه الحروف من انباء الغیب، اطلع الله علیها عبده زکریا، ثم قصها علی محمد صلی الله علیه و آله و ذلک ان زکریا سال ربه ان یعلمه اسماء الخمسة فاهبط علیه جبرئیل فعلمه ایاها...;

(1) این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است...» . داستان از این قرار است که: زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.

زکریا چون نام‌های محمد، علی، فاطمه، و حسن ( علیهم السلام) را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می‌گریست و مبهوت می‌شد. روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می‌کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می‌شود؟

خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص » ! «کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین » اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است. زکریا چون این مطلب را شنید، نالان و غمین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد، و به کسی اجازه نداد که نزد او بیاید. و گریه و ناله سر داد و چنین نوحه گفت: بارالها! از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود، تقدیر کرده ای دردمندم. خدایا! آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می کنی؟

آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می پوشانی!؟ آیا این فاجعه را بر ساحت آنان فرود می آوری؟ بعد از آن گفت: بارالها! فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرار ده; آنگاه مرا دردمند او گردان; همچنان که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی. خداوند، یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت. و دوره حمل یحیی شش ماه بود و مدت حمل امام حسین علیه السلام نیز شش ماه بود و برای آن نیز قضیه ای طولانی است.

*2 . امام مهدی (عج)

از نگاه امام حسین علیه السلام امام باقر علیه السلام می‌فرماید: حارث اعور به امام حسین علیه السلام عرض کرد: «یابن رسول الله! جعلت فداک: اخبرنی عن قول الله فی کتابه «والشمس و ضحیها» قال: و یحک یا حارث، ذلک محمد رسول الله صلی الله علیه و آله، قلت: جعلت فداک: قوله: «والقمر اذا تلیها» ، قال: ذلک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب یتلو محمدا، قال: قلت: «و النهار اذا جلیها» ، قال: ذلک القائم من آل محمد، یملا الارض قسطا و عدلا; (2) ای زاده رسول خدا! فدایت شوم.

مرا از معنای آیه شریفه والشمس و ضحیها [سوگند به خورشید و گسترش نور آن] مطلع ساز. حضرت فرمود: مراد از خورشید، رسول الله صلی الله علیه و آله می باشد. پرسید: فدایت شوم! منظور از آیه شریفه «والقمر اذا تلیها» [سوگند به ماه چون پس از آن آید. ] چیست؟ فرمود: منظور از ماه، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام است که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشد. گفت: مقصود از آیه شریفه «والنهار اذا جلیها» [و سوگند به روز و چون آن را روشن سازد ] چیست؟

فرمود: مقصود از روز، قائم آل محمد (عج) است که زمین را پر از قسط و عدل کند» .

* 3. امام مهدی (عج) و امام حسین علیه السلام

خداوند متعال می فرماید: «و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا، فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا (3) ; کسی را که خداوند خونش را حرام شمرده، به قتل نرسانید، مگر به حق و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیش سلطه (حق قصاص) قرار دادیم; اما در قتل اسراف نکند، چرا که او مورد حمایت است » .

سلام بن مستنیر می گوید: امام محمد باقر علیه السلام درباره آیه «و من قتل مظلوما» فرمود: «او حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم. و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون امام حسین علیه السلام بر آید; پس می کشد تا جایی که گفته می شود اسراف در قتل کرده است. مقتول، حسین علیه السلام و ولی او قائم (عج) است. و اسراف در قتل این است که غیر قاتل او کشته شود. او منصور است; زیرا از دنیا نمی گذرد تا این که یاری شود به مردی از خاندان پیامبر خدا که زمین را پر از قسط و عدل کند، همچنان که پس از جور و ظلم شده باشد» .

(4) قندوزی حنفی نیز می گوید: «از امام علی الرضا فرزند موسی الکاظم (رضی الله عنهما) رسیده که آن حضرت فرمود: آیه «و من قتل مظلوما» (5) درباره حسین و مهدی علیهم السلام نازل شده است » . همراه با روایات 1. امام مهدی علیه السلام فرزند امام حسین علیه السلام در 308 روایت، وارد شده که امام مهدی (عج) نهمین فرزند امام حسین علیه السلام است و در بیشتر احادیثی که از وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله درباره حضرت ولی عصر (عج) آمده، به آن حضرت به عناوینی چون: «از تبار پسرم حسین » و «از نسل این پسرم » ، «نهمین فرزند پسرم حسین » معرفی شده است. (6) که مجموع روایات پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه 185 حدیث می باشد.

(7) در این جا چند روایت از قول امام حسین علیه السلام نقل می شود: 1. مردی از طایفه همدان می گوید: «سمعت الحسین بن علی بن ابی طالب علیهما السلام یقول: قائم هذه الامة هو التاسع من ولدی و هو صاحب الغیبة و هو الذی یقسم میراثه و هو حی; (8) از امام حسین بن علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: قائم این امت نهمین از فرزندان من است و او صاحب غیبت است، و او کسی است که میراثش را در حیاتش تقسیم می کنند» .

2. امام حسین علیه السلام می فرماید: «کان رسول الله یقول فیما بشرنی به، یا حسین! انت السید ابن السید، ابوالسادة تسعة من ولدک ائمة ابرار امناء معصومون و التاسع مهدیهم قائمهم. انت الامام بن الامام، ابوالائمة تسعة من صلبک ائمة ابرار و التاسع مهدیهم یملا الدنیا قسطا و عدلا، یقوم فی آخر الزمان کما قمت فی اوله; (9) رسول خدا صلی الله علیه و آله در بشارتی به من فرمود: ای حسین! تو سید پسر و پدر ساداتی، و «نه » فرزند از تو، امامان ابرار و امین و معصوم اند، و نهمین آنان مهدی قائم (عج) است.

تو امام پسر امام و پدر ائمه هستی و نه فرزند از پشت تو ائمه ابراراند و نهمین آنان، مهدی است که دنیا را در آخر الزمان، پر از عدل و قسط می کند...» ... . 2. نسب حضرت مهدی (عج) از زبان امام حسین علیه السلام سالار شهیدان، فرزندش امام مهدی علیه السلام را فرزند حضرت فاطمه علیها السلام می خواند. آن حضرت فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «المهدی من ولد فاطمة; (10) مهدی از فرزندان فاطمه است » . در روایت دیگری امام حسین علیه السلام می فرماید: «پیامبر صلی الله علیه و آله به فاطمه زهرا علیها السلام فرمود: «ابشری یا فاطمة! المهدی منک; ای فاطمه! بشارت بر تو باد، که مهدی (عج) از فرزندان توست » .

(11) 3.القاب امام مهدی (عج) از زبان امام حسین علیه السلام امام زمان علیه السلام القاب مبارکی دارند که بعضی از آن ها، مستقیما با «عاشورا» در ارتباط است و بعضی از لقب های مقدس آن حضرت، بر زبان جد بزرگوارشان علیه السلام جاری شده است. عیسی الخشاب می گوید: از محضر امام حسین علیه السلام سؤال کردند: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: «لا و لکن صاحب الامر الطرید الشرید الموتور بابیه، المکنی بعمه، یضع السیف علی عاتقه ثمانیة اشهر; (12) نه من نیستم، بلکه صاحب این امر کسی است که از میان مردم کناره گیری می کند و خون پدرش بر زمین می ماند و کنیه او کنیه عمویش خواهد بود.

آن گاه شمشیر بر می دارد و هشت ماه تمام شمشیر بر زمین نمی گذارد» . «طرید» و «شرید» که هر دو به یک معنا است - از القاب حضرت ولی عصر (عج) به شمار می آید. این دو عبارت در زبان امامان معصوم علیهم السلام نیز به کار رفته، و معنای آن کنار زده و رانده شده است. حاجی نوری (ره) در معنای «شرید» می گوید: «رانده شده از مردمی که آن حضرت را نشناختند و قدر وجود نعمت او را ندانستند و در مقام شکر گزاری و مقام حقش بر نیامدند; بلکه پس از این که از دست یافتن بر او ناامید شدند، به قتل و قمع ذریه طاهره ایشان پرداختند و به کمک زبان و قلم، سعی بر بیرون راندن نام و یاد او، از قلوب و اذهان مردم کردند» .

(13) علامه مجلسی (ره) درباره این حدیث می فرماید: «الموتور بابیه » ; یعنی، کسی که پدرش را کشته اند و طلب خونش را نکرده اند. مراد از «والد» ، امام حسن عسگری علیه السلام، یا امام حسین علیه السلام و یا جنس والد است که شامل همه ائمه علیهم السلام می شود، و «مکنی بعمه » شاید کنیه برخی از عموهای حضرت، ابوالقاسم باشد، یا این که امام زمان (عج) کنیه اش ابوجعفر، ابی الحسن و یا ابی محمد باشد. بعید نیست علت تصریح نکردن به اسم حضرت و آوردن کنیه، به جهت خوف از عموی حضرت باشد. و قول وسط، ظاهرتر است » . (14)

*4 .توصیف امام حسین علیه السلام از زبان امام مهدی علیه السلام

حضرت مهدی (عج)، امام حسین علیه السلام را این گونه توصیف فرموده است: «کنت للرسول ولدا و للقرآن سندا و للامة عضدا و فی الطاعة مجتهدا حافظا للعهد و المیثاق ناکبا عن سبل الفساق تتاوة تاوه المجهود طویل الرکوع و السجود زاهدا فی الدنیا زهد الراحل عنها ناظرا بعین المستوحشین منها; (15) تو ای حسین! برای «رسول خدا» فرزند و برای «قرآن » سند و برای «امت » ، بازویی بودی. در طاعت خدا تلاشگر و نسبت به عهد و پیمان، حافظ و مراقب بودی.

از راه فاسقان سر بر می تافتی. آه می کشیدی; آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده است. رکوع و سجود تو طولانی بود. زاهد و پارسای دنیا بودی; زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت بر کشیده است و با دیده وحشت زده بدان نگاه می کردی » . در این عبارت، بسیار جالب و جامع، جد بزرگوار خود امام حسین علیه السلام را با ده عنوان وصف کرده است: امام حسین علیه السلام فرزند رسول خدا است; او سند و پشتوانه قرآن است; هر آنچه در قرآن، در قالب الفاظ است، در وجود مطهر امام حسین علیه السلام رؤیت و مشاهده می شود; توان اسلام، امامت است و امام حسین علیه السلام بازوی پرتوان امت و دین اسلام در همه اعصار است; در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود.

عبادت آن حضرت (نماز و دعاء خصوصا دعای عرفه) مایه اعجاب است. آن بزرگوار، نگه دار عهد و میثاق است و با خدا و خلق او در عهد و پیمان، استوار و ثابت و باوفا است; آن حضرت از راه و روش فاسقان روی گردان بود و از راه مسامحه و مداهنه وارد نمی شد; آه امام حسین علیه السلام دردمندانه بود; مانند کسی که بار سنگینی از غصه دردل دارد و درد سینه اش جراحتی التیام ناپذیر است; آن حضرت رکوع ها و سجده های طولانی داشت.

که نمونه های آن در تاریخ ثبت و درج شده است; سید الشهدا علیه السلام، نسبت به دنیا زاهد و بی علاقه بود. و زهد با عمل این خاندان معنا می گیرد; نظر او به دنیا، نظر وحشت زدگان بود و آنجایی که نظر دیگران به دنیا نظر عاشقانه بود، نظر آن حضرت به دنیا، مانند انسان وحشت زده بود. (16) *5 . قائم و عاشورا «قائم » از القاب خاصه حضرت حجت (عج) است که در بیشتر روایات شیعه وارد شده و اطلاق آن بر هیچ یک از معصومین دیگر روا نیست.پ

5*-ابو حمزه ثمالی می گوید: به امام محمد باقر علیه السلام عرض کردم: ای فرزند پیامبر! آیا شما همه قائم نیستید و حق را به پا نمی دارید؟ پس چرا تنها ولی عصر را قائم می خوانند؟ فرمود: «لما قتل جدی الحسین ضجت الملائکه بالبکاء و النحیب و قالوا الهنا اتصفح عمن قتل صفوتک و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ ... فاوحی الله الیهم قروا ملائکتی فوعزتی و جلالی لانتقمن منهم و لو بعد حین...ثم کشف لهم عن الائمة من ولد الحسین فسرت الملائکة بذلک وراوا احدهم قائما یصلی، فقال سبحانه: بهذا القائم انتقم منهم; چون جدم حسین علیه السلام کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند نموده و عرض کردند: پروردگارا! آیا قاتلان بهترین بندگانت، و زاده اشرف برگزیدگانت را به حال خود وا می گذاری؟

خداوند به آنها وحی فرستاد: ای فرشتگان من! آرام گیرید. به عزت و جلالم سوگند، از آنان انتقام خواهم گرفت; هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد. آن گاه پروردگار عالم پرده از جلو دیدگان آنان کنار زد و امامان از فرزندان امام حسین علیه السلام را یکی پس از دیگری به آنها نشان داد. فرشتگان از این منظره، مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکی از آن بزرگواران، ایستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: با این قائم (شخص ایستاده) از آنان (قاتلان حسین علیه السلام) انتقام خواهم گرفت » . (17)

محمد بن حمران می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: چون جریان شهادت امام حسین علیه السلام واقع شد، فرشتگان به درگاه الهی نالیدند و خروش بر آورده، به خداوند عرض کردند: بار خدایا! آیا با حسین که انتخاب شده تو و فرزند پیامبر تو اینچنین رفتار شود؟ خداوند شبح و سایه قائم را در برابر آنان در حالت ایستاده مجسم کرد و فرمود: با این (قائم) از ستم کنندگان به حسین انتقام خواهم گرفت. (18)

*6. غیبت حضرت مهدی علیه السلام، از نگاه امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام درباره غیبت امام زمان علیه السلام می فرماید: «لصاحب هذا الامر غیبتان، احدهما تطول حتی یقول بعضهم: مات و بعضهم قتل و بعضهم ذهب و لا یطلع علی موضعه احد من ولی و لا غیره الاالمولی الذی یلی امره; (19) برای صاحب این امر دو غیبت است که یکی از آنها آن قدر به طول می انجامد که گروهی می گویند: [مهدی ] مرده و برخی گویند: کشته شده و بعضی گویند: رفته است. احدی از دوستان و غیره، از اقامتگاه او آگاه نمی شود، جز خدمت گذاری که متصدی امور اوست » .

هم چنین می فرماید: «... له غیبة یرتد فیها اقوام و یثبت علی الدین فیها آخرون، فیؤذون و یقال لهم: متی هذا الوعدان کنتم صادقین. اما ان الصابر فی غیبته علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله; (20) برای او غیبتی است که گروه هایی در آن از دین بر می گردند و گروه هایی دیگر بر آیین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند. به آنان گفته می شود: این وعده کی واقع خواهد شد اگر راستگو هستید؟ آنان که بر این آزارها و تکذیب ها صبر کنند، همانند کسی اند که شمشیر به دست گرفته و در پیشاپیش رسول اکرم صلی الله علیه و آله جهاد می کند.

* 7. بشارت ظهور از زبان امام حسین علیه السلام بشارت به ظهور امام عصر (عج)

حقیقتی شعف انگیز است که از سوی امامان معصوم علیهم السلام نوید آن داده شده است. سالار شهیدان در این زمینه می فرماید: «منا اثنی عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و آخرهم التاسع من ولدی و هو الامام القائم بالحق یحیی الله به الارض بعد موتها و یظهر به دین الحق علی الدین کله و لو کره المشرکون...; دوازده مهدی از ما هست که نخستین آنان علی بن ابی طالب و آخرین آنان نهمین فرزند من است که او امام قائم به حق است، خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده می کند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند.. .» . (21)

عبدالله بن عمر می گوید: «سمعت الحسین بن علی علیه السلام یقول: لو لم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله عزوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی فیملاها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، کذلک سمعت رسول الله یقول; (22) از حسین بن علی علیه السلام شنیدم که می فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدری طولانی فرماید تا آنکه مردی از فرزندان من خروج نماید و زمین را پر از عدل و داد نماید، همچنانکه پر از ظلم و جور شده باشد، من از رسول خدا صلی الله علیه و آله این چنین شنیدم » .

*8. علایم ظهور از زبان امام حسین علیه السلام

ریحانه رسول خدا، حسین بن علی علیه السلام درباره علایم ظهور فرزندش امام عصر (عج) می فرماید: «للمهدی خمس علامات: السفیانی، و الیمانی، و الصیحة من السماء، و الخسف بالبیداء و قتل النفس الزکیة; (23) برای مهدی ما پنج علامت است: خروج سفیانی، خروج یمانی، بانگ آسمانی، خسف سرزمین بیداء (فرو رفتن لشگر سفیانی در سرزمین بیدا)، قتل نفس زکیه » . (24) در روایتی دیگر، خراب شدن دیوار مسجد کوفه از سمت خانه عبدالله بن مسعود (25) و دیدن علامتی در آسمان (مانند آتش (26) ) را از نشانه های ظهور، بیان فرموده است.

*9. دلدادگی حضرت مهدی (عج) به امام حسین(ع)

خدمت در محضر امام حسین علیه السلام و توفیق یاری حضرت و شمشیر زدن در رکاب او، بزرگترین توفیقات الهی بود که نصیب عده ای از خواص عصر امام حسین علیه السلام شد. همچنان که فراهم نمودن شرایط و مقدمات ظهور حضرت ولی عصر (عج) و توفیق جنگیدن در رکاب آن بزرگوار، از دیگر موهبت های الهی است که نصیب عده ای از خواص می شود. در عظمت و شرافت خدمت گذاری، نصرت به آن آستان بلند، همین بس که امام زمان (عج) نیز عاشق جد بزگوار خود و مشتاق خدمت به او است.

آن حضرت در زیارت ناحیه مقدسه (27) می فرماید: «و لئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور لاندبنک صباحا و مساء و لابکین لک [علیک] بدل الدموع دما; اگر روزگار مرا به تاخیر انداخت و مقدرات از یاری و نصرت تو در روز عاشورا باز داشت، هر آینه من صبح و شام بر تو ندبه می کنم و به جای قطرات اشک، بر تو خون می گریم » .

آری یاری امام مهدی (عج)، عبادتی بزرگ است، چرا که در حقیقت خدمت به تمام پیامبران و اوصیا و امامان معصوم علیهم السلام می باشد; زیرا او آخرین حجت الهی است و اراده خداوند بر آن تعلق یافته که زحمات طاقت فرسای همه پیامبران را، به دست با کفایت آخرین حجت خود به ثمر رساند. اگر نهضت جهانی آن ولی الله اعظم (عج)، از برنامه جهانی خلقت حذف شود، برنامه همه پیامبران عقیم گشته و هدف نهایی فرستادن رسولان و تشریع ادیان ضایع و تباه می شود. (28)

خدمت به امام عصر علیه السلام، مطلوب امام صادق علیه السلام نیز بوده است. «خلاد ابن قصار می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا قائم متولد شده است؟ فرمود: «لا ولو ادرکته لخدمته ایام حیاتی; نه متولد نشده ولی اگر من او را درک می کردم، همه عمر را با خدمت گزاری او سپری می کردم » . (29) هنگامی که امام معصوم علیه السلام در حق حضرت بقیة الله (عج) چنین تعبیری به کار می برد; مقام رفیع یاران آن حضرت و ارزش خدمت به آیین «انتظار» روشن می شود.

*10. عاشورا روز ظهور ، درباره روز قیام و ظهور حضرت

روایات مختلفی وارد شده است. که در آنها، روز نوروز، عاشورا، شنبه و یا جمعه، روز ظهور معرفی شده است. البته از آن جایی که نوروز، طبق سال شمسی و عاشورا، بر اساس سال قمری محاسبه می شود، یکی شدن این دو روز امکان پذیر است و هم زمانی این دو روز با جمعه یا شنبه نیز ممکن است. اما روایاتی که روز ظهور را، دو روز از هفته بیان کرده، قابل توجیه است; یعنی، در صورت صحیح بودن سند این روایات، احادیث روز جمعه به روز «ظهور» و روایات روز شنبه به روز «استقرار و تثبیت قیام حضرت و نابودی مخالفان » تفسیر می شود.

البته روایات روز شنبه، از نظر سند مورد تامل و بررسی است; ولی روایات روز جمعه از این نظر ایرادی ندارد. (30) اما آنچه مهم است، این که قیام حضرت ولی عصر (عج)، مصادف با روز شهادت سیدالشهداء علیه السلام است و این مطلب ما را به ارتباط ویژه صاحبان این دو قیام رهنمون می سازد. امام محمد باقر علیه السلام فرموده است: «کانی بالقائم یوم عاشورا یوم السبت قائما بین الرکن و المقام و بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله فیملاها عدلاکما ملئت ظلما و جورا; (31) گویا حضرت قائم (عج) را می بینم که روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خدا است.

پس زمین را پر از عدل می کند; همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود» . امام جعفر صادق علیه السلام نیز می فرماید: «ان القائم صلوات الله علیه ینادی باسمه لیلة ثلاث و عشرین و یقوم یوم عاشورا یوم قتل فیه الحسین بن علی علیه السلام; (32) قائم - درود خدا بر او باد در شب بیست و سوم ماه رمضان، به نام [شریفش] ندا می شود، و درروز عاشورا، روزی که حسین بن علی علیه السلام، در آن کشته شد، قیام خواهد کرد» .



ادامه مطلب


نوع مطلب : بشارتها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی

متن رساله

بسم الله الرحمن الرحیم

[خروج سفیانی]

از جمله آن علامات که بدا در آن نیست و اعظم از همه آنها و بیّن‌تر از همه آنها، خروج سفیانی است و این خروج سفیانی امری است که دیگر بدا در نوع این نیست.

این سفیانی یک مردی است اسم او عثمان، پدر او عنبسه و از قبیله حرب است، و قبیله حرب الان هستند در عرب. طائفه‌ای هستند از اولاد ابوسفیان بن حرب. و این سفیانی از آن طایفه است. و این طایفه از ذریّه یزید بن معاویه هستند. و این مرد از آنهاست.

همچنین کسی در هشت ماه قبل از ظهور بر تخت سلطنت می‌نشیند در شامات، و معلوم است که همان وقت واجب نکرده تولد بکند. گاه است پنجاه سال پیش از آن تولد کرده باشد، و امیدواریم که تولد کرده باشد. و معلوم است یک دفعه هم بر تخت سلطنت نمی‌نشیند. خرده خرده بسا آنکه اول سرباز می‌شود، متشخّص‌تر می‌شود، و هکذا تا اینکه صاحب منصب می‌شود، و کم کم می‌آید بر تخت می‌نشیند.

و چون اصطلاحات دولتها تفاوت می‌کند گاه است، حالا مثلاً اسمش عثمان آقا افندی باشد، و اگر باشد بسا آنکه توپچی هم هست. گاه است منصب دیگری هم دارد.

خلاصه یک همچو کسی هشت ماه قبل از ظهور که عبادت از دهم ماه جمادی‌الاولی باشد بر تخت می‌نشینند. و هفت هشت ماه بیشتر خروج کرده قشون جمع کرده، و ولایات و دهات گرفته، چندین ولایات را تسخیر می‌کند. دمشق و حمص و فلسطین و اردن و قنسرین را تسخیر می‌کند و بر تخت سلطنت در دهم جمادی‌الاولی می‌نشیند.

و این ‌سفیانی از بنی‌امیه است و سلطان می‌شود در شامات. و این مرد بسیار خبیث‌ النفس است، و یحتمل نصرانی هم باشد. چون صلیب در گردن دارد و احتمال دارد صلیب او پنهان باشد و صلیب بتی است به این [صورت] + و نصاری آن را در گردن می‌بندند در هنگام نماز، مثل مُهری که شما همه همراه دارید برای نماز خود، نصاری هم در کلیساهای خود از آنها دارند و به همراه خود برمی‌دارند، و در گردن خود می‌کنند.

خلاصه در گردن این ملعون صلیب هست و احتمال دارد نصاری باشد در پنهان، و ظاهر اشکال اسم او اسم اسلامی باشد، و شکل مسلمانان باشد، و در روم بوده، آنجا نصرانی زیاد بوده، و نصرانی شده و اصلش نصرانی بوده، خدمت دولت اسلام کرده، اسم خود را تغییر داده، بر شکل اسم مسلمانان کرده، بهر حال اسمش عثمان است، و صلیب در گردن دارد.

[سفیانی مردی خبیث النفس است]

و این ملعون خدا را در مدت عمر خود نپرستیده است، و ایمان بخدا نیاورده، شخصی است بسیار خبیث‌النفس، بسیار قسی‌القلب. زن خود را تقصیری به او کرده، زنده در گور می‌کند، همچو قساوت و شقاوتی دارد، و صورت خشن است، و زبر و آبله‌رو چنان می‌نماید صورت او بسیار سرخ است. کله او بسیار بزرگ است. این علامت‌ها را فرمایش کرده‌اند، و شاید این جوره باشد، و شاید بدا شود، و جوری دیگر باشد.

این جزئیاتش حتمی نیست. ولکن نوع این خبیث، بدا ندارد و خواهد آمد و سلطنت خواهد کرد و قشون زیادی از شامات بر گرد او جمع خودهد شد، و خطر عظیم برای دوستان امیرالمؤمنین خواهد بود. از سر کسی نمی‌گذرد. مگر کسی پنهان کند خود را از او و از قشون او. می‌نشیند و یک دسته دیگر از قشون خود را به طرف حجاز می‌فرستد که مکه و مدینه را خراب کنند. خانۀ کعبه را خراب کنند. یکدسته دیگر از قشون خود را می‌فرستد بعراق، یعنی به طرف کوفه و به طرف مشاهد مشرّفه که آنها را خراب کنند، و آثار آنها را خراب کنند و شیعیان در آن زمان بیشتر آنها در این صفحاتند و از آنها آسیب بسیار بدوستان و شیعیان می‌رسد.

[قشون سفیانی]

آن قشونی که به جانب مکه و مدینه می‌فرستد، سیصد هزار نفر خواهد بود که سلاطین حالا ندارند این قدر قشون. سلاطین حالا نهایت پنجاه فوج شصت فوج داشته باشند، ولکن آن ملعون یک دسته قشون او که به جانب مکه و مدینه می‌رود، سیصد هزار خواهد بود و این به جهت این است که قشون دو جوره است: یک قشونی است ایلجاری است و جمیع رعیت‌چی باید قشون سلطان باشند، مثل دولت حق که همه مردم رعیت و قشون امامند. اگر جمیع مردم را حکم کنند که باید بروید، بدعوا بر همه لازم است بروند و جیره و مواجبی هم به آنها نمی‌دهد که سربازی کرد، و کسی هم به ایشان تعدّی نمی‌کند و مالی از ایشان نمی‌گیرد. هرچه تحصیل دولت می‌کنند، مال امام است، املاک آباد می‌کنند، هرچه بیداد می‌کنند مال خودشان. کسی از ایشان نمی‌گیرد. نهایت در وقت حاجت والی حکم می‌کند که بیاید به دعوا، هر کسی باید تدارک خود را ببیند، و برود و بر او فریضه است، و به این سبب و از این جهت قشون زیاد می‌شود.

و اما آن کسی که دستی جیره و مواجب می‌دهد و قشون می‌گیرد، بیش از پنجاه فوج شصت فوج نمی‌تواند بگیرد ولکن وقتی جمیع رعیت باید نوکر باشند، آسان می‌شود و آن هم به این طورها حرکت می‌کند که اینقدر قشون جمع می‌کند، والا شامات قابل سیصد هزار قشون نیست. دولت روم می‌تواند اینقدر قشون جمع کند، لکن خود شامات تنها قایل این قدر قشون نیست، مگر اینکه اینها بطور ایلجاری باشد.

[سفیانی و اعزام سیصد هزار سرباز به حجاز]

خلاصه سیصد هزار قشون می‌فرستد به سمت حجاز. می‌روند مدینه را خراب می‌کنند. قاطرهای آنها در مسجد پیغمبر (ص) سرگین می‌اندازند. ببین خداوند چه قدر صبر می‌کند. این طور که کردند بیرون رفتند به سمت مکه. در بیرون مدینه زمینی است که آنجا را بیدا می‌گویند. معسکر او آنجا خواهد انداخت. اردوی او می‌روند آنجا بار می‌اندازند. در این اثنا جبرئیل مأمور می‌شود، از جانب خدا مأمور می‌شود صاحب صیحه. اغلب صیحات که که هست بواسطه جبرئیل خواهد بود. صاحب صیحه را خدا امر می‌کند که پای خود را بر زمین می‌زند و می‌گوید: یا بیداء ابیدی القوم که رجفه می‌شود و زمین از هم می‌شکافد، و جمیع آن سیصد هزار قشون به آن زمین فرو می‌رود.

الحمدلله رب العالمین که عقال شتر باقی نخواهد ماند، مگر دو نفر از طایفه جُهَینه که یکی را وتر می‌گویند و یکی را وتیر و آنها دو برادرند. و در بعضی اخبار از طایفه مراد، و شاید جهینه هم یک شِقی از طایفه مراد باشند. و در مثل عرب است: عند الجُهینه الخبر الیقین. ملکی بال خود را می‌زند به صورت این دو، دایره صورتهاشان منقلب می‌شود و روشان به پشت و پشت‌شان برو می‌گردد. به یکی می‌گوید نذیر و ترساننده باش. برو و خبر هلاک این قشون را برای سفیان و قشون او ببر. و به یکی می‌گوید بشیر باش و برو به سمت مکه و به خدمت امام عرض کن و بشارت ده او را که خدا دشمنان او را تلف کرد و هلاک شدند.

[قشون سفیانی در عراق]

این یک‌دسته قشون را با دسته‌ای که به سمت عراق می‌فرستد، آن دسته می‌آیند قتل بسیاری در کوفه می‌کنند. جمع کثیری را خواهند کشت. هفتاد نفر از نیکان با نفس زکیه و شخص مؤتمن بزرگواری را خواهند کشت و سیصد هزار از بزرگان بنی‌عباس کشته می‌شوند. جمع کثیری در آنجا کشته می‌شوند و قشون او اطراف کوفه را می‌گیرند و آنچه باید بکشد می‌کشد تا اینکه کوفه را تسخیر می‌کند. در این وقف منادی ندا می‌کند که هر کس سر یک نفر از دوستان علی را بیاورد دو هزار درهم که دویست تومان پول قدیم تخمیناً می‌شود که حالا هزار ریال می‌شود، به او بدهند.

چون این ندا بلند شود، می‌جهد همسایه به همسایه و او را به تهمت تشیع خواهد کشت. می‌رود سر او را می‌برد و می‌برد و آن دو هزار درهم را می‌گیرد. و به این واسطه قتل بسیاری در کوفه می‌شود. و جمع کثیری در کوفه کشته می‌شوند. این هم یک‌دسته. 
رسول جعفریان

بعد عرض کنم که چه می‌شود بغداد از شدت قتلها. خراب می‌شود از آمد و شد این علَمها و رایت‌ها. بلاهای چند بر بغداد نازل شود که بر هیچ امتی نازل نشده باشد، و از نوع هر بلائی خدا بر بغداد نازل خواهد کرد. پس از آنی که بغداد در نهایت آبادی می‌شود. چنان آبادی که مردم خیال کنند روزی قسمت نمی‌شود مگر در بغداد. و بگویند این بغداد بهشت است و زنهای آن حوریان آن هستند و اطفال آن غلمان. و خداوند این بغداد را چنان خراب کند که کسی اگر بگذرد و بگوید این جا یک وقتی بغداد بوده.

[پایان کار سفیانی]

در دهم جمادی الاولی سفیانی خروج می‌کند و مدت سلطنت این نه ماه طول خواهد کشید. و پس از ظهور حضرت، یک ماه دیگر سلطنت خواهد کرد، و دعوا خواهد کرد و کشته خواهد شد. سر او را می‌برند روی سنگی و می‌کشند او را.

[خروج دجال]

و در دهم جمادی‌الاولی علامت حتمی دیگر بروز خواهد کرد، و آن خروج دجال است. دجال هم می‌باید در دهم جمادی ‌الاولی خروج کند. و این دجال یک بلائی است بزرگ. هر پیغمبری امت خود را از دجال ترسانیده، و در زمانهای آن‌ها مقدر نشده و در آخرالزمان در این امت مقدر شده خروج کند. دجال اسم او نیست. لقب اوست.

از بعضی اخبار برمی‌آید که اسم او صائد است و اسم پدر او صید است، و حدیثش را صدوق روایت کرده، ولکن سندش و روایتش سنی هستند، اعتبار چندانی ندارد. و صاید اسمش است و صید اسم پدر اوست، و صید یهودی بوده و این ملعون یهودی‌زاده هم است.

در آن حدیث این طور است ولکن عرض کردم اعتباری ندارد.

[دجال جادوگر است]

غرض پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ وعده فرموده که در آخرالزمان باید بیاید. آنچه از قرینه اخبار من می‌فهمم این است که این مرد، می‌باید مردی باشد جادوگر. نه این است که به قاعده طبیعت دنیا حرکت می‌کند، زیرا که خری که یک میل راه گام اوست، همچو خری طبیعت دنیا برنمی‌دارد. همچو خری موافق طبیعت دنیای [ما] نیست. این هم که صاحب معجزه نیست، خالق نیست. پیعغمبر نیست. چنین می‌نماید مردی باشد جادوگر.

و در بعضی روایات ما بین دو چشم الاغ او یک میل راه است. یک کوه نان و یک کوه از آتش به همراه او به نظر می‌آید از نظم او. و احتمال می‌رود که از تسلطی که در سحر و جادو دارد، همچو چیزی به مردم می‌نمایاند. همه روی زمین را در این بیست ماه طی می‌کند. امر این ملعون حکایت دیگری است. گویا طی‌الارض می‌کند. امر عظیمی است. از غیر امام و از غیر نیکان نمی‌شود این کارها سر بزند، به جز اینکه سحر باشد، طور دیگری نمی‌شود.

و از جمله خواص این بدبخت آن است که به هر آبی می‌گذرد، آن آب می‌خشکد. جمیع زمین طی می‌کند. به همه جا می‌رود، مگر داخل مکه و مدینه نمی‌تواند باشد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : سفیانی یکی از علائم حتمی ظهور و صفات ومشخصات ازدیدروایات ومحل خروج(وادی یابس)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
منتظران هارمجدون (آرماگدون) [۲۴] 
یكى از موضوعاتى كه همواره در اندیشه انتظار مسیحیت و اسلام به عنوان چالش مطرح بوده، نبرد آخرالزمان است. با نگاهى به تاریخ اروپا و امریكا در مقاطعى حساس، رهبران آنان با اشاراتى كوتاه و بسیار مبهم مطالبى را بیان مى داشتند كه بیان گر اندیشه هاى درونى حاكم بر آنان بوده است. 
ناپلئون وقتى به دشت جرزال میان جلیله و سامریه در حوالى كرانه غربى رود اردن رسید، گفت: «این، میدان بزرگ ترین نبرد جهان است.»[۲۵] وى این مطلب را براساس آموزه هاى انجیلى ابراز داشت. اما به نظر نمى رسد هیچ پژوهشگر مسلمانى این گفتار وى را، كه در تاریخ ثبت شده است، مورد توجه، تجزیه و تحلیل قرار داده باشد. 
بیش از صد سال بعد، هنگامى كه فرانسه توانست با سوء استفاده از ضعف امپراطورى عثمانى، سوریه و لبنان را اشغال كند، ژنرال گورو فرمانده فرانسوى و فاتح دمشق، در حالى كه پاى خود را با تنفر و تكبر تمام بر مزار صلاح الدین ایوبى گذاشته بود، اظهار داشت: «هان اى صلاح الدین ما بازگشتیم!» این رفتار مغرورانه مخصوص این فرمانده فرانسوى نبود. آلن بى، ژنرال انگلیسى نیز كه خود در جنگى دیگر در زمان جنگ جهانى اول در هارمجدون پیروزى ارزشمندى را به دست آورده بود، هنگام ورود به قدس، سرمست از پیروزى خویش در برابر كنیسه قیامت ابراز داشت: «امروز جنگ هاى صلیبى به پایان رسید.» این حادثه براى یهودیان از چنان اهمیتى برخوردار بود كه اسرائیل زانگوئیل آن را «جنگ هشتم صلیبى» نامید.[۲۶] 
در ادامه، خط سیر این اندیشه را در رفتار جنگ جویانه آیزنهاور رئیس جمهور امریكا، در دهه پنجاه پى مى گیریم. وى اعلام كرد: «بزرگ ترین جنگى كه در پیش داریم، جنگى است براى تسخیر افكار انسان ها.»[۲۷] اما وى ابراز نداشت كه سخن وى در واقع روشى براى تحقق نظریه حمبس برونهام، در كتاب «مبارزه براى جهان» است كه نوشته بود: «هدف ما ایجاد دولت جهانى امریكایى است، به گونه اى كه با دولت هاى جهان به رقابت برخیزد.»[۲۸] 


ادامه مطلب


نوع مطلب : فرود آمدن عیسی مسیح(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اندیشه انتظار یكى از موضوعات چالش خیز میان جهان اسلام، به ویژه
 ایران و جهان غرب است. 
شوق آتشین باز آمدن یا آمدن منجى موعود، قرن ها است بشر وامانده 
از عدالت، معنویت و آزادى را بى قرار ساخته است. هرچند افق 
نگاه مردمان، گونه هاى مختلفى به انتظار بخشیده است، [1] اما
 این واژه در معناى عام خود یكى از مشتركات بشر و انسان معاصر 
به حساب مى آید. در این میان، ادیان ابراهیمى به این مسأله اهمیتى
 ویژه مى دهند؛ چرا كه ظهور موعود در هر یك از این ادیان به
 مفهوم تشكیل حكومت و سرورى بر دیگران است. با توجه به شرایط 
كنونى، آنچه دغدغه این نوشتار را فراهم ساخته است، نگاهى كوتاه
 به بازخوانى اندیشه موعود در جهان مسیحیت است. این مسأله از
 آن جا مهم و در خور اعتنا است كه هم اینك بخشى از جهان 
مسیحیت با تكیه بر وعده هاى توراتى، انجیلى و فن آورى موجود
 در دنیاى غرب به گونه اى خاص به تأویل و تفسیر آخرالزمان و
 اندیشه انتظار مى پردازد و با ارائه نگاهى جنگ طلبانه، تمامى 
اهرم هاى خود را براى تحمیل نظریه خویش به كار مى برد. از این رو،
 با گذرى كوتاه بر اندیشه بازگشت مسیح، تلاش خواهیم نمود تا از
 زاویه اى دیگر به این ماجرا بنگریم. 



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرود آمدن عیسی مسیح(ع)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی
در پاره اى روایات، از عاشورا به روز ظهور حضرت مهدى ارواحنا له الفداء تعبیر شده است. 

امام باقر علیه السلام مى فرمایند: حضرت قائم ارواحنا له الفداء روز شنبه كه روز عاشورا است قیام مى كند روزى كه امام حسین علیه السلام شهید شد. [1] 

و نیز مى فرمایند : آیا مى دانید كه این روز عاشورا چه روزى است؟ همان روزى است كه خداوند توبه آدم و حوا را پذیرفت روزى است كه خداوند دریا را براى بنى اسرائیل شكافت و فرعون و پیروانش را غرق كرد و موسى علیه السلام بر فرعون پیروز شد . روزى است كه ابراهیم علیه السلام متولد شد. روزى است كه خداوند توبه قوم یونس علیه السلام را پذیرفت روز تولد حضرت عیسى علیه السلام و روزى است كه حضرت قائم ارواحنا له الفداء در آن روز قیام مى كند. [2] 

امام باقر علیه السلام مى فرماید:یكدیگر را در روز عاشورا، این گونه تعزیت دهید:اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین وجعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع اولیه الامام المهدی من آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم [3] خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین علیه السلام بزرگ گرداند و ما و شما را از كسانى قرار دهد كه به همراه ولیش، امام مهدى از آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، طلب خون آن حضرت كرده، به خون خواهى او برخیریم. 

خود حضرت مهدى ارواحنا له الفداء نیز در زنده نگهداشتن یاد عاشورا مى كوشد گواه آن داستان علامه بحرالعلوم است كه با آن كهولت سن و موقعیت علمى و اجتماعى، در صف سینه زنان امام حسین علیه السلام با وضعیتى خاص ظاهر مى شود. و وقتى از او مى پرسند چرا چنین عزادارى مى كنید؟ مى فرماید : با رسیدن به دسته سوگواران، چشمم به محبوب دل ها، امام عصر ارواحنا له الفداء افتاد و دیدم آن حضرت، با سر و لاى برهنه درمیان انبوه عزاداران، درسوگ پدرش حسین علیه السلام با چشمانى اشك بار به سر و سینه مى زند به همین جهت، قرار از كفم رفت و چنین به سوگوارى پرداختم. [4] 





نوع مطلب : نشانه ها و علائم ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی
در روایات است كه حضرت مهدى ارواحنا له الفداء در یكى از سال هاى فرد ظهور مى كند سال هایى چون یك، سه، پنج، هفت یا نُه [1]



نوع مطلب : نشانه ها و علائم ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی
ماه نهم از ماه هاى قمرى است وبه قولى، یكى از اسماء خداوند است. 

بیست و یكم این ماه،حضرت عیسى علیه السلام به آسمان رفته است. 

از حضرت مهدى ارواحنا له الفداء در پاسخ نامه حمیرى آمده كه وداع ماه رمضان در شب آخر آن است و اگر احتمال دهى كه ماه ناقص باشد، در دو شب، آن را وداع كن. [1] 

امام صادق علیه السلام فرمود: آن صیحه آسمانى كه در ماه رمضان، پیش از ظهور طنین مى افكند، در شب جمعه، شب 23 ماه رمضان خواهد بود. [2] 

در روایات آمده كه وقتى سفیانى خروج مى كند، سى هزار نفر از قبیله كلب با او در ماه رمضان بیعت مى كنند. [3] 

امام صادق علیه السلام فرمود:نشانه پدیده هاى ماه رمضان، علامتى است در آسمان كه به دنبال آن اختلافی شدید در میان مردمان پدید مى آید. [4] 

در روایات، خسوف ماه در شب اول ماه رمضان و كسوف خورشید در پانزدهم آن از نشانه هاى ظهور حضرت مهدى ارواحنا له الفداء یاد شده است [5] و در برخى، كسوف خورشید در پانزدهم رمضان و خسوف ماه در آخر آن ذكر شده است [6]امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: از مشاهده سه نشانه منتظر فرج باشید: اختلاف شامیان، پرچم هاى سیاه از خراسان، و صیحه آسمانى در ماه رمضان. [7] 





نوع مطلب : نشانه ها و علائم ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی
ماه هفتم از سال قمرى و از ماه هاى حرام است. 

بر طبق روایات، اتفاقات گوناگونى درآن مى افتد. 

امام رضا علیه السلام فرمود: در ماه رجب، سه ندا از آسمان طنین مى افكند: یكى مى گوید: به هوش باشید كه لعنت خدا بر ستمكاران باد. 

دومى مى گوید: هان اى مؤمنان رستاخیز، نزدیك است. 

و سومى مى گوید: خداوند آن گرامى را فرمان ظهور داده است، پس سخنان او را بشنوید و فرمان او را گردن نهید[1] 

در سلسله روایاتى كه در باب آشوب هاى جهانى وارد شده، از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: همه شگفتى ها در میان جمادى و رجب است . یكى از مستمعان پرسید: اى امیر مؤمنان این چه حادثه شگفت انگیزى است كه این همه موجب تعجب شما شده است؟ فرمود: واى بر تو، چه چیزى شگفت انگیزتر از این كه مردگان برخیزند وگردن زنده ها را بزنند. [2] 

در روایت دیگرى مى خوانیم: خروج سفیانى، یمانى و خراسانى، در یك روز و یك ماه و یك سال خواهد بود. هر سه در یك روز از ماه رجب یك سال، خروج خواهند كرد. [3] 

نیز در سالى كه حضرت مهدى ارواحنا له الفداء ظهور مى كند، بیست و چهار باران رحمت مى بارد كه به وسیله آن ها زمین مرده را زنده مى سازد، یكى از آن ها در ماه جمادى الثانیه مى بارد و دیگرى در ماه رجب كه ده روز تمام طول مى كشد و اثر آن در همه جا دیده مى شود و بركت آن در همه جا ظاهر مى گردد. [4] 

همچنین آمده است: سالى كه صیحه آسمانى در آن شنیده مى شود، نشانه اى پیش از آن، در ماه رجب دیده مى شود. گفته شد:آن نشانه چیست؟ امام صادق علیه السلام فرمود: سیمایى در قرص ماه دیده مى شود .... [5] 





نوع مطلب : نشانه ها و علائم ظهور، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی
جوانی، دلپذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصت‌های حیات انسانی است كه خاطرات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگین كمانی زیبا و شگفتی‌آفرین از جلوه‌های عشق و معرفت، شور و شیدایی و رشد و شكوفایی در آسمان خاطرات همگان نقش می‌زند. فصلی است برای شكفتن غنچه‌های كمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت. 
با توجه به فوران نیروهای جسمی و هیجان‌های جوانی و به‌ویژه نیروی جنسی خویشتن‌داری و خودنگه‌داری در این زمینه اهمیت بسیار والایی دارد. 
از این حالت در آموزه‌های دینی به بزرگی یاد شده است. به گونه‌ای كه اگر جوانی در شور و هیجان جوانی به خاطر خشنودی آفریدگار جهان دامن به گناه نیالود، خداوند او را در جایگاهی بس بلند قرار داده، پاداشی بزرگ می‌دهد. 
شاید كم‏تر جوانی یافت شود كه سودای به دست‌آوردن خشنودی خداوند را در سر نپروراند و با آرزوی رسیدن به اوج خدایی بودن، روزگار سپری نكند. 
یكی از صفات پسندیده‏ای كه در فرهنگ اسلامی بدان توجه ویژه‌ای شده است، «عفّت» است كه می‌‏تواند زمینه‌های توفیقات الهی را فراهم نماید و به نظر می‌‏رسد لغزشگاه خطرناكی برای سنین نوجوانی و جوانی باشد. 
آموزه‌های دینی سرشار است از سفارش‌هایی كه جوانان را به التزام اخلاقی و تعهد انسانی به حفظ و صیانت از حریم عفاف و پاكدامنی و كرامت انسانی فراخوانده است. البته شرع مقدس هرگز نیازهای طبیعی جوانان را نادیده نگرفته، راه ارضای آن را به گونه‌‍‌‌هایی بس بزرگوارانه سفارش كرده است. برای هریك از این نیازها راه‌هایی پیش رو قرار داده است و از انسان خواسته تا نیروهای خود را در جهت سازندگی فكری، عاطفی، و عقلانی به كار گیرد. 
تقویت روحیه غیرت‌مندی جوانان به پاسداری از نوامیس و عفت و شرف خانوادگی و نیز پرورش روحیه معنوی و تربیت اخلاقی جوانان برای حفظ سلامت و مهار غریزه جنسی، فقط بخشی از راه‌كارهای این عرصه است. امروزه با توجه به جلوه‌های فراوانی كه در تحریك جنسی جوانان نقش بسیاری دارد، اهتمام به آموزش نسل جوان در زمینه آسیب‌های روانی، اجتماعی و تربیتی این عرصه دارای اهمیتی بسیار است. تاریخ اسلام تندیس‌های بزرگی از عفاف، پاكدامنی و خویشتن‌داری برای عبرت‌آموزی در اختیار جوانان ما قرار داده است. 

نمونه‌های عفاف در تاریخ اسلام 
علیّ‌بن ابراهیم قمّی در کتاب خود، در باره تفسیر این آیه شریفه قرآن: (یا أَیهُّا النَّبی‏ُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَكَ)؛[1] «ای پیامبر، چون زنان با ایمان نزد تو آیند كه (با این شرط) با تو بیعت كنند...» آورده است: این آیه مبارکه در فتح مکّه بر حضرت رسول صلی الله علیه و آله نازل شد؛ و چون زنان خواستند با پیامبر خدا بیعت کنند، حضرت قَدَحی از آب جلوی خود نهاد و دست خود را داخل آن نمود. پس از آن خطاب به زنان کرد و فرمود: «هرکس می‌خواهد با من بیعت کند، دست خود را داخل این قدح نماید». و سپس افزود: «إِنَّنِی لَا أُصَافِحُ النِّسَاء؛ من با زنان مصافحه نمی‌کنم».[2] 
مردی نابینا پس از اجازه گرفتن، وارد منزل امام علی علیه السلام شد. پیامبر صلی الله علیه و آله مشاهده نمود که حضرت زهرا سلام الله علیها برخاست. فرمود: دخترم! این مرد نابیناست. وی پاسخ داد: «إِنْ لَمْ یَكُنْ یَرَانِی فَأَنَا أَرَاهُ وَ هُوَ یَشَمُّ الرِّیحَ؛ اگر او مرا نمی‏بیند، من او را می‏نگرم! اگر چه او نمی‏بیند، اما بوی زن را استشمام می‏کند!». رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از شنیدن این سخنان، به دخترش فرمود: «أَشْهَدُ أَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّی؛ شهادت می‏دهم که تو پاره تن من هستی».[3] 
همچنین اسماء بنت عمیس، نقل می‏کند: روزهای آخر زندگانی حضرت فاطمه سلام الله علیها با او بودم، روزی مرا به یاد کیفیت حمل جنازه توسط مردم انداخت، و ابراز نگرانی نمود که چرا جنازه زن را روی تخته می‏گذارند و بالای دست مردان حمل می‏کنند؟! آن‌گاه فرمود: «من بسیار زشت می‏دانم که (جنازه) زنان را پس از مرگ بر روی تابوت سر باز گذاشته و روی آن پارچه‏ای می‏افکنند، که حجم بدن را برای بینندگان نمایش می‏دهد. مرا بر روی تابوت آنچنانی نگذار و بدن مرا بپوشان، امیدوارم خدا تو را از آتش جهنم باز دارد».[4] 
ما در کجای عرصه عفاف گام بر می‌داریم؟ 
این دو حكایت نشانگر اهتمام آن بانوی بزرگ به مسئله حجاب و عفاف است. امروزه اگرچه شرایط زندگی دستخوش تحولاتی شگرف شده، اما این به هیچ وجه به معنای از بین رفتن فضایل انسانی نیست. از این رو این گونه الگوها همچنان برای زنان به‌ویژه دختران جوان كاربردی و قابل الگوگیری است. 
نویسنده: خدامراد سلیمیان 




نوع مطلب : درمورد پیامبر اکرم( ص) وائمه اطهار علیهم السلام وراوایان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی

عقیق:هر روز یک حدیث از معصومین(ع) با مضامین دینی ، اخلاقی و اجتماعی منتشر می شود.

رسول اكرم صلى الله علیه و آله :
 
نشانه توبه كننده چهار است: عمل خالصانه براى خدا، رها كردن باطل، پایبندى به حق و حریص بودن بر كار خیر.
 
 
اَمّا عَلامَةُ التّائِبِ فَاَربَعَةٌ: اَلنَّصیحَةُ لِلّهِ فى عَمَلِهِ وَ تَركُ الباطِلِ وَ لُزومُ الحَقِّ وَ الحِرصُ عَلَى الخَیرِ 

پی نوشت:
تحف العقول ص 20
منبع:باشگاه خبرنگاران




نوع مطلب : احادیث گهر ازپیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام وراوایان حدیث، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 آبان 1395 :: نویسنده : احمد خورشیدی
در برخی از روایات به طور مشخص از تعدادی از زنان كه هر كدام در مقعطی از تاریخ نقش مهم و تعیین كننده ‌ای در گسترش و تحكیم دین حق داشته‌ اند، به عنوان رجعت‌كنندگان یاد شده است كه از آن جمله می‌توان به «صیانه» همسر «جزقیل»، پسر عموی فرعون و گنجینه ‌دار وی كه در برخی روایات آمده است ( مؤمن آل فرعون همین فرد بوده) اشاره کرد. 
آیا در قیام و انقلاب جهانی امام مهدی(ع) زنان نقشی دارند و آیا زنان می‌توانند جزء یاران امام عصر(ع) باشند در پاسخ این سوال، نكانی را یادآور می ‌شویم: 
1. تفاوت نكردن زن و مرد در یاری امام عصر(ع) 
همة روایات، ادعیه و زیارت ‌هایی كه در آنها از موضوع ‌هایی چون ویژگی ‌های یاران امام عصر(عج)، چگونگی دست‌ یابی به مقام یاری و نصرت آن امام، تمنای حضور در زمرة یاری ‌كنندگان حضرت، درخواست زنده شدن دوباره در زمان ظهور و یافتن توفیق درك آن زمان و ... سخن به میان آمده است، بی هیچ تفاوتی مردان و زنان را در بر می‌گیرد و هركس بتواند ویژگی ‌ها و خصایصی را كه برای یافتن به مقام ‌های یاد شده، ضروری است دارا شود، می ‌تواند به این مقام ‌ها برسد. به بیان دیگر چنان‌ كه در رسیدن به مراتب عالی كمال انسان جنسیت دخلی ندارد و همة انسان‌ ها به شرط داشتن ایمان، انجام عمل صالح و مراقبت بر اوامر الهی می ‌توانند به این مراتب دست یابند [1]، در دست یافتن به مقام یاری و نصرت امام عصر(ع) نیز جنسیت مطرح نیست و مهم عمل به وظایف و تكالیفی است كه منتظران واقعی برای رسیدن به این مقام باید آنها را انجام دهند. [2]
توجه به بخشی از دعای عهد كه همة شیعیان، اعم از زن و مرد مأمور به خواندن آن شده ‌اند، نكته یاد شده را روشن می ‌سازد: 
بارخدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانیم، عهد و پیمان و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن دارم با او تجدید می‌ كنم؛ كه هرگز از آن عهد و پیمان برنگردم و بر آن پایدار بمانم. بارخدایا! مرا از یاران و هواداران و مدافعان آن حضرت و شتابندگان در پی انجام خواسته‌ های او و اطاعت كنندگان از اوامر و نواهی او و حمایت‌كنندگان از وجود او و پیشی گیرندگان به سوی خواسته‌ های او و شهید شدگان در حضور او قرار ده. [3] 
2. حضور تعدادی از زنان در یاران خاص امام زمان(ع) 
بر اساس پاره‌ ای از روایات تعدادی از یاران قائم(ع) را زنان تشكیل می‌ دهند. از جمله در بخشی از روایتی كه «ام سلمه» دربارة نشانه‌ های ظهور از پیامبر اكرم(ص) روایت كرده ‌اند، چنین می‌ خوانیم: 
پس پناهنده ‌ای به حرم [الهی] پناه می ‌آورد و مردم همانند كبوترانی كه از چهار سمت به یك سو هجوم می‌برند سوی او جمع می‌ شوند تا اینكه در نزد آن حضرت سیصد و چهارده نفر گرد آمده كه برخی از آنان زن می ‌باشند كه بر هر جبار و جبارزاده‌ ای پیروز می‌شود.[4] 
در روایتی دیگر كه «جابر بن یزید جعفی» از امام باقر(ع) نقل كرده، در این زمینه چنین آمده است: 
به خدا سوگند، سیصد و سیزده نفر كه پنجاه نفر از آنها زن هستند، بدون هیچ قرار قبلی در مكه كنار یكدیگر جمع خواهند شد. [5] 

پرسشی كه در اینجا مطرح می‌شود این است كه آیا این تعداد زن جزء 313 نفر یاران خاص امام مهدی(ع) هستند یا اینكه خیر، آنها جزء عموم یاران آن حضرت می‌باشند؟ 
در پاسخ به این پرسش باید گفت: با توجه به آنكه امام باقر(ع) در این روایت از تعبیر «فیهم» استفاده كرده و نفرموده است «معهم» می‌ توان استفاده كرد كه این تعداد زن جزء 313 نفر یاران خاص هستند و اینكه در بیشتر روایات آمده است 313 نفر مرد آن حضرت را یاری می‌كنند، شاید به این دلیل باشد كه بیشتر این 313 نفر مرد هستند. [6] 
3. ذكر نام تعدادی از زنان به عنوان رجعت‌كنندگان 
در برخی از روایات به طور مشخص از تعدادی از زنان كه هر كدام در مقعطی از تاریخ نقش مهم و تعیین كننده ‌ای در گسترش و تحكیم دین حق داشته ‌اند، به عنوان رجعت‌ كنندگان یاد شده است كه از آن جمله می ‌توان به «صیانه» همسر «جزقیل»، پسر عموی فرعون و گنجینه ‌دار وی كه در برخی روایات آمده است (مؤمن آل فرعون همین فرد بوده است) اشاره کرد. «امّ ایمن» كنیز پیامبر اكرم(ص)، «زبیده» همسر هارون الرشید كه به انجام كارهای نیك معروف بود؛ «سمیه» مادر عمار یاسر كه در راه اسلام به شهادت رسید؛ «ام خالد» یكی از زنان فداكاری كه به جرم تشیع و حمایت از قیام زید بن علی دستش بریده شد؛ «حبابه والبیه» زنی كه دوران هشت امام معصوم را درك كرد و یك بار به معجزه امام سجّاد و یك بار به معجزه، امام هشتم دوباره جوان شد؛ «قنواء» دختر رشید هجری كه پدر او در زمان ابن زیاد به جرم بیزاری نجستن از امام علی(ع) به شهادت رسید و خود او نیز در راه عقیده ‌اش پایداری و فداكاری فراوان كرد. [7] 
پی ‌نوشت ‌ها: 




نوع مطلب : یاران حضرت مهدی (عج ) - تعداد - نحوه مبارزه حضرت ـ واسامی 313 نفر یاران امام وبلاد آنهاو خصوصیات آنها از دید روایات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 90 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
با استعانت از خداوند هستی بخش عالم هستی ودر ظل توجهات حضرت ولی عصر (عج) در عصری که شیاطین آخرین لحظات حیات نا مشروع خود را در عرصه جولانگاه زمین خاکی سپری مینماید وبا استفاده ازانواع ترفندها (زر وزور وتزویرهاو رسانه ها و سایت ها ولشکر کشی ها وقتل و غارت کشورهای مسلمان وآزاده و تهدیدها و ترورهاو...)درصدد گمراه ساختن انسانها می باشند بر ما منتظران واقعی حضرت ولی عصر (عج) تکلیف شرعی است که ضمن اتفاق واتحاد وهمدلی با خود سازی وسلوک معنوی وچنگ زدن به ریسمان الهی (قرآن وعترت) و شناخت صحیح ازسیره پیامبراکرم(ص) وائمه اطهارعلیهم السلام و دقت نظر در احادیث نورانی آنان از منابع معتبر و توجه ویژه به رهنمود های نائب بر حق ایشان (مقام معظم رهبری ) و بکار گیری آنها در راستای آمادگی هرچه بیشتر و بهتر جهت مقابله با دسایس شیاطین و ایادی آنها وهمچنین جهت زمینه سازی برای ظهور منجی عالم بشریت حضرت بقیه ا....الاعظم (عج) بابصیرتی کامل گام برداریم به همین جهت بنده با احساس مسئولیت در این زمینه این وبلاگ را راه اندازی و امید آن دارم مورد قبول درگاه احدیت وحجت ایشان واقع گردد و دست یاری به سوی تمامی منتظران واقعی حضرت دراز کرده تا این حقیر را از دعاهای پاک و رهنمودهای ارزشمندشان بی نصیب نفرمایند .
به امید ظهورش : ارادتمند احمد خورشیدی

مدیر وبلاگ : احمد خورشیدی
موضوعات
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب وبلاگ چیست؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :